Saturday, October 03, 2026

شهید بزرگوار مسیح بهمه ای

 =============================

از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای 09176112253 صادقی، انتشارات هدهد ارسال فرمایید. والسلام، التماس دعا 

======================================


Friday, October 02, 2026

مثنوی عزم الامور به نقل از کتاب شریف کوثریه

 

هوالجمیل

                                                 عزم‌الامور

 

گر نمائي كار خيري بهر غير
خير دوم چون رسد بر سومين
خير چارم مي‌رسد بر پنج و شش
بينهايت كارِ خير و بي ريا
كار تو اما نبوده اولين
چون كسي بهر تو كاري كرده است
پيش از او هم يك نكوكار دگر
اينچنين ، هر كار خيري حلقه‌وار
بي ريائي در عمل ، شرط ولاست
هرچه باشد كار خير از بيش و كم
كار نيكو ، آشكارا يا نهان
گرچه هر خير نهاني بهتر است
بهترين خير عيان ، در سرگذشت
هركه از خود بگذرد در خشم و شور
بهترين پاداش هر كار صواب
بدترين كيفر براي كار زشت
چون خدا آمِر بُود بر كار نيك
اين شراكت با خداي بي‌نياز
گرچه هر کار نكو دارد ثواب
احتساب خير كار تاجر است
چونكه هر خيري تجارت با خداست
در عمل ، بر سود كم ، حاضر نباش
در ازای کار نیکویت ، ز رَب
از خدا صادر نگردد فعل شر
چون ز حق صادر شود هر كار خير
هست پاداش عبادت ، اعتلا
گر عبادت بهر مردم كرده‌اي
مي‌فروشي دُرّ ارزشمند خويش
آفت كل عبادتها رياست
زين بَتر باشد ريا مثل كمين
مي‌شود پنهان رياكار ظلوم
مثل جاسوسي ميان دوستان
چونكه دين بازيچۀ رفتار اوست
مي‌فريبد مرد و زن را با ريا
هست نیّت هستۀ هر خیر و شر
نیّت بد بدتر است از فعل بد
نیّت خیر و نکو هم ، مو به مو
نیّت بد بی‌عمل هم مهلک است
نیّت خوب و نکو هم بی‌عمل

 

او نمايد بهر غيري كار خير
خير سوم مي‌رسد بر چارمين
اين كُنش دارد هزاران واكنش
هست مزد اولين خير شما
بوده شايد صدهزار و چندمين
او تو را در راه خير آورده است
بوده در امداد او ، امدادگر
خفته در اعمال خير بيشمار
چونكه هر خيري خريدارش خداست
حاصلش باشد نشاط و رفع غم
هرچه باشد ، مزدها دارد عيان
در عيان هم اجر آن با داور است
هست جود و بخشش ولطف و گذشت
حق عطا سازد به او عزم‌الامور
خود، همان كار است و دوري از عذاب
خود، همان‌كار است‌‌ و دوري از بهشت
هست نيكوكار با آمِر شريك
هست پاداشي ، سراسر عشق و ناز
از ثوابش درگذر ، بي احتساب
ترس از دوزخ ، روا بر فاجر است
مزد و پاداش خدا بي انتهاست
در تجارت با خدا تاجر نباش
فیض خیر دیگری از او طلب
شر بُود محصول افکار بشر
هست خَيِّر ، يار حق در كار خير
اعتلائي پله پله تا خدا
نردبان اعتلا گم كرده‌اي
مفت و ارزان بر فقيري مثل خويش
چون ريا شرك خفي در فعل ماست
بهر اغوا و فريب مؤمنين
در نقاب دين و عرفان و علوم
مي‌كند خدمت براي دشمنان
فتنه و بي‌اعتمادي كار اوست
مي‌شود مغضوب درگاه خدا
هر عمل با نیتی بخشد ثمر
چونکه فرمان بر بدی‌ها می‌دهد
می‌دهد فرمان به افعال نکو
مثل آتش در وجود مالک است
روح مالک را دهد شهد عسل

والسلام

محمد حسین صادقی ، زرقان فارس

Wednesday, September 30, 2026

شهید بزرگوار رحمت الله برزگر

 پرتوی از زندگی شهید بزرگوار رحمت‌الله برزگر

فرزند عبدالحسین و صغری‌خانم حسینی

ولادت: ۱۰ مرداد ۱۳۳۸، عباس‌آباد آباده

شهادت: ۴ مهر ۱۳۵۹، شلمچه

آرامگاه: گلزار شهدای مرودشت


شهید رحمت‌الله برزگر، فرزند عبدالحسین و صغری‌خانم حسینی، در دهمین روز از مردادماه سال ۱۳۳۸ در دهکده‌ای از بخش‌های آباده به نام عباس‌آباد دیده به جهان گشود. او برادر دوم خانواده بود و در میان ۳ برادر و ۳ خواهر، در خانواده‌ای فقیر و زحمت‌کش رشد یافت. پدرش مغازه‌دار و کشاورز بود. خانواده او تا سال ۱۳۴۱ در همان دهکده زندگی می‌کردند، تا اینکه در ۱۵ فروردین سال ۱۳۴۱ به شهرستان مرودشت مهاجرت کردند.


رحمت‌الله دوران تحصیل خود را در دبستان و دبیرستان‌های مختلف مرودشت گذراند و از سال دوم راهنمایی، ورزش فوتبال را به صورت جدی شروع کرد و برای مسابقات فوتبال به شهرستان‌های مختلف ایران سفر کرد. او که جوانی ورزشکار و فوتبالیست بود، دارای اخلاقی عالی و انقلابی بود و در کنار تحصیل، به کار نقاشی ساختمان نیز اشتغال داشت. رحمت‌الله که اهل مسجد و اهل بیت (ع) بود، در سال ۱۳۵۷ ازدواج کرد، اما این ازدواج ثمره‌ای نداشت و بدون فرزند ماند.


او پس از اخذ دیپلم، با عشق و شوق فراوان دفترچه آماده به خدمت گرفت و در ۱۵ آبان‌ماه سال ۱۳۵۸ به خدمت مقدس سربازی رفت. دو ماه آموزشی را پشت سر گذاشت و سپس به لشکر ۹۲ اهواز منتقل شد. چند ماهی از خدمتش نگذشته بود که درگیری‌های کردستان شروع شد و او به کرمانشاه عزیمت کرد. در آن منطقه، مدت چند روز از طریق حزب دمکرات دستگیر و زندانی شد، اما پس از آزادی، مدت یک ماه مأموریت خود را در آن منطقه به پایان رساند و به اهواز بازگشت.


پس از یک ماه، گردان او برای مأموریت به تپه‌های فولی آباد اهواز اعزام شدند. چند ماهی در آنجا بودند که جنگ تحمیلی عراق آغاز شد. از طرف فرماندهی لشکر عده‌ای را برای اعزام به شلمچه انتخاب کردند. رحمت‌الله که به گفته دوستانش در این نبردها تعداد چهار تانک و نفربر دشمن را منهدم کرده بود، پس از چند روز نبرد، در تاریخ ۴ مهرماه ۱۳۵۹ در شلمچه بر اثر انفجار بمب دشمن به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر پاک این شهید والامقام در گلزار شهدای مرودشت به خاک سپرده شد.


او علاقه خاصی به انقلاب داشت و در وصیت‌نامه خود که در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۵۹ در تپه‌های فولی آباد اهواز نوشته بود، آرزو کرد که هر چه زودتر خدمتش تمام شود تا به فلسطین برود و در کنار دیگر برادرانش علیه صهیونیسم بین‌الملل بجنگد.


متن وصیت‌نامه شهید رحمت‌الله برزگر


بسم الله الرحمن الرحیم


إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ


مؤمنان واقعی تنها کسانی هستند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده و سپس هیچ‌گاه [در ایمان خود] شک نکردند و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کردند؛ آنان همان راستگویان هستند. (آیه ۱۵ سوره حجرات)


با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی و با سلام به شهدای گرانقدر انقلاب. خداوندا اکنون که تنها در تپه‌های فولی آباد اهواز با تو سخن می‌گویم و تو را شکر می‌گذارم، پس تو شاهد می‌گیری عزیزترین و بهترین چیزی که بهتر از آن ندارم، پس آن را در راه تو و برای رضای تو هدیه می‌نمایم؛ هدیه‌ای که خود تو به ما عنایت فرمودی. پروردگارا باز تو را شاهد می‌گیرم که این راه را با آگاهی کامل انتخاب نموده‌ام و با تمام وجودم شهادت را که سعادتی بزرگ است می‌پذیرم. چرا که شهادت حد نهائی تکامل یک انسان است و نیز شهادت عبای سرخی است که عاشقان الله را به خود زیبنده می‌کند. و آری برادران و خواهران عزیزان، این مکتب انسان‌ساز اسلام است که تنها با خون حفظ می‌شود؛ مثل درختی که با آب زنده می‌ماند. و امید است که در راه پیشبرد اهداف اسلامی انقلاب ایران کوشا باشید و در راه تحقق بخشیدن به آرمان‌های الهی آن تلاش و فداکاری نمایید. این انقلاب، انقلاب مستضعفان جهان است و باری سنگین است بر دوش ما که باید آن را به مقصد برسانیم. در غیر این صورت خداوند و امام و ملت محروم جهان و آیندگان ما را نخواهد بخشید و تاریخ بر ما نفرین خواهد کرد. اسلام از ما ضربه خواهد خورد و ما نباید بگذاریم که چنین شود و باید با عزمی راسخ به استقبال مشکلات و موانع راه این انقلاب برویم و آن‌ها را از میان برداریم تا این امانت تاریخ را به خوبی حفظ و نگهداری کنیم.


و ای پدر و مادر بزرگوارم و ای برادر و خواهر عزیز، همیشه پشتیبان رهبر و ولایت فقیه باشید و مرا حلال کنید. این وصیت‌نامه در مورخه ۲۸/۶/۱۳۵۹ ساعت ۵ عصر در تپه‌های فولی آباد اهواز نوشته شده. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

رحمت‌الله برزگر


روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹


=============================

از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای 09176112253 صادقی، انتشارات هدهد ارسال فرمایید. والسلام، التماس دعا 

===============================

شهید بزرگوار قمصور بیگلر

 پرتوی از زندگی شهید بزرگوار قمصور بیگلر

فرزند منصور و ماهی‌جان عابدینی ملک‌آبادی

ولادت: ۵ اردیبهشت ۱۳۳۸ ملک‌آباد (بلوک کامفیروز) مرودشت

شهادت: ۳ مهر ۱۳۵۹ آبادان

آرامگاه: مفقودالجسد، بهشت رضا، آبادان


شهید قمصور بیگلر، فرزند منصور و ماهی‌جان عابدینی ملک‌آبادی، در پنجمین روز از اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۳۸ در ملک‌آباد، یکی از دهستان‌های بلوک کامفیروز مرودشت، دیده به جهان گشود. او نخستین فرزند خانواده بود و در میان ۴ برادر و ۷ خواهر، در خانواده‌ای زحمت‌کش و متدین رشد یافت. پدرش کارگر و کشاورز بود و قمصور از همان کودکی با سختی‌ها و تلاش‌های زندگی آشنا شد. در سال ۱۳۴۴ و در سن شش‌سالگی راهی مدرسه گردید، اما پس از این‌که پایه تحصیلاتش به دوم راهنمایی رسید، بر اثر نبودن امکانات در روستا و نداشتن امکانات تحصیل در شهرستان، به دلیل فقر مادی و گرفتاری‌های زیاد، ترک تحصیل نمود.


قمصور جوانی مهربان، خوش‌رو، متعهد، مؤمن و باوفا بود و این ویژگی‌ها او را در میان خانواده و دوستانش عزیز کرده بود. او به صله رحم اهمیت ویژه‌ای می‌داد و همیشه به یاد دوستان و خویشان بود. قمصور در سال ۱۳۵۷ ازدواج کرد و با داشتن علاقه زیاد به انقلاب اسلامی ایران، در اکثر تظاهرات‌ها و راهپیمایی‌های شهرستان مرودشت شرکت می‌نمود تا این‌که به فضل خدا و رهبری امام امت و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، انقلاب به پیروزی رسید.


ایشان دوست‌دار انقلاب، مقلد امام و سرباز جان‌نثار اسلام بود. در نیمه اسفند ۱۳۵۸ سرباز وظیفه شناخته گردید و برای خدمت به اسلام و مسلمین و مستضعفین به شهر قهرمان‌پرور اهواز اعزام گردید. دوران تعلیمات را در پادگان کوت عبدالله پشت سر گذاشت و بعد از تقسیم‌بندی به گروهان دو ادوات شهرستان بهبهان اعزام شد. در اولین روز شروع جنگ تحمیلی، اول مهرماه ۱۳۵۹ داوطلب جنگ با مزدوران آمریکا و بعثیان عراق گردید و دو روز بعد، در تاریخ سوم مهر ۱۳۵۹ به دست یزیدیان زمان و بعثیان عراق به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاک این شهید والامقام در آن شرایط سخت مفقودالجسد ماند و اثری از او به دست نیامد.


در نامه‌ای که در مورخه ۱/۷/۱۳۵۷ برای پدرش فرستاده بود، این جمله را تکرار کرده بود: «تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست.» از این شهید بزرگوار دو فرزند پسر به نام‌های علی قربان و ناصر بیگلر به یادگار ماند که علی قربان در سال ۱۳۸۵ دار فانی را وداع گفت. پدر بزرگوارش نیز در سال ۱۳۸۱ به فرزند شهیدش پیوست. امیدواریم طبق خواسته خانواده‌های شهیدان، ان‌شاءالله انقلاب اسلامی ایران به پیروزی نهائی برسد و قوانین قرآن به طور صحیح در کشور جمهوری اسلامی ایران پیاده گردد.


روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹


=============================

از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای 09176112253 صادقی، انتشارات هدهد ارسال فرمایید. والسلام، التماس دعا 

======================================



شهید بزرگوار شکرالله کشاورز

 پرتوی از زندگی شهید بزرگوار شکرالله کشاورز

فرزند مجید و سکینه خانم پروینی

ولادت: ۱۵ فروردین ۱۳۳۲ تل بیضا

شهادت: ۷ مهر ۱۳۶۰ آبادان – ماهشهر

آرامگاه: گلزار مطهر شهدای شیراز


شهید شکرالله کشاورز فرزند مجید و سکینه خانم پروینی در پانزدهمین روز از فروردین‌ماه سال ۱۳۳۲ در تل بیضا دیده به جهان گشود. او در میان ۴ خواهر و ۳ برادر، در خانواده‌ای با بصیرت و آگاهی رشد یافت. شکرالله تحصیلات خود را تا مقطع ششم ادامه داد و پس از آن به خدمت مقدس سربازی در ارتش جمهوری اسلامی ایران مشغول شد و پس از آن به عضویت ارتش درآمد. او چندین سال از دوران خدمت خود را در زمان رژیم ستمشاهی سپری کرد و در همین دوران بود که با چشمان خود جنایت‌ها و خیانت‌های دربار و رژیم پهلوی را بیش از پیش مشاهده نمود.


شکرالله با آگاهی از حقانیت انقلاب اسلامی، با آغوش باز از نهضت امام خمینی (ره) استقبال کرد و در صف مبارزان و حامیان این انقلاب الهی قرار گرفت. او پس از پیروزی انقلاب، با عشق به میهن و آرمان‌های اسلامی، در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل حضور یافت. با آغاز جنگ تحمیلی، او یک سال از عمر پربرکت خود را در مناطق جنگی گذراند و در عملیات ثامن‌الائمه (ع) که با رمز «نصر من الله و فتح قریب» در مهرماه ۱۳۶۰ و برای شکستن حصر آبادان انجام شد، دلاورانه جنگید و در جاده آبادان – ماهشهر حماسه آفرید.


سرانجام این رزمنده فداکار، استوار دوم شکر الله کشاورز، در هفتمین روز از مهرماه سال ۱۳۶۰ در جاده آبادان – ماهشهر، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر پاک این شهید والامقام در شیراز به خاک سپرده شد. از او یک فرزند به یادگار ماند که خانواده‌اش نام پدر شهید را بر او نهادند تا یاد و راهش برای همیشه زنده بماند.


روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹


=============================

از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای 09176112253 صادقی، انتشارات هدهد ارسال فرمایید. والسلام، التماس دعا 

======================================



شهید بزرگوار اکبر محمدی

 پرتوی از زندگی شهید بزرگوار اکبر محمدی

فرزند قدرت‌الله و پروین زارعی

ولادت: ۵ تیر ۱۳۶۹

شهادت: ۲۶ آذر ۱۴۰۴ شیراز

آرامگاه: گلزار شهدای هرابال بیضا


شهید اکبر محمدی فرزند قدرت‌الله و پروین زارعی در پنجمین روز از تیرماه سال ۱۳۶۹ دیده به جهان گشود. او که در خانواده‌ای متدین و مومن پرورش یافته بود، پس از رسیدن به سن جوانی، طبق سنت حسنه پیامبر (ص) ازدواج کرد و ثمره این ازدواج دو دختر بود. اکبر مردی زحمتکش، مهربان و دلسوز برای خانواده‌اش بود و با تلاش خود، سایه‌ای از آرامش را برای همسر و فرزندانش فراهم کرده بود.


در روزی که همه در تکاپوی زندگی روزمره بودند، سرنوشت دیگری برای اکبر رقم خورد. او در حال عبور با خودروی خود از خیابان باغتخت شیراز بود که ناگاه آتش کینه دشمنان این مرز و بوم، رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار، در منطقه فارس شعله کشید و بمباران ویرانگر آنها، زندگی این جوان مومن و پدر دو دختر را به همراه تعدادی دیگر از هموطنان غیرنظامی هدف قرار داد. اکبر در این حمله وحشیانه به شدت مجروح شد و بلافاصله او را به بیمارستان نمازی شیراز منتقل کردند. اما شدت جراحات به حدی بود که پس از یک روز تحمل درد و رنج، در بیست و ششمین روز از آذرماه سال ۱۴۰۴، به فیض عظیم شهادت نائل آمد.


پیکر پاک این شهید والامقام در گلزار شهدای هرابال بیضا به خاک سپرده شد. او در سن ۳۵ سالگی و در حالی که دو دختر دلبندش را در فراق خود تنها گذاشت، به شهادت رسید. روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹



=============================

از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای 09176112253 صادقی، انتشارات هدهد ارسال فرمایید. والسلام، التماس دعا 

======================================


وصيت نامه هاي شهدای شیخ عبود

  بسم الله الرحمن الرحیم 1 فرازی از وصیت نامه ‌شهید بزرگوار عبدالرضا عبودی وصیت نامه اینجانب عبدالرضا عبودی فرزند غلام رضا عبودی ساکن روستا...