Wednesday, October 28, 2026

شهیدان بزرگوارالله داد بهروز، علیقلی میری، محمدرضا زارع، نوذر حکیمی-آلته خانپور

 =============================

از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای 09176112253 صادقی، انتشارات هدهد ارسال فرمایید. والسلام، التماس دعا 

=============================


۱. شهید بزرگوار اله‌داد بهروز


بسم رب الشهداء والصدیقین

پرتوی از زندگانی شهید بزرگوار اله‌داد بهروز

فرزند حسین و دختربس ناتوان

ولادت: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۴۵، تل‌بیضا، بیضا، فارس

شهادت: ۵ مرداد ۱۳۶۵، فاو (جبهه جنوب)

آرامگاه: گلزار شهدای تل‌بیضا (شماره مزار ۸)


شهید اله‌داد بهروز، فرزند حسین و دختربس ناتوان، در نوزدهم اردیبهشت‌ماه ۱۳۴۵ در روستای تل بیضا از توابع شهرستان بیضا دیده به جهان گشود. پدرش حسین، مردی زحمت‌کش و کشاورز بود. اله‌داد در خانواده‌ای پرجمعیت و متدین پرورش یافت؛ او دو خواهر و یک برادر داشت و فرزند آخر خانواده بود. تحصیلات خود را تا دوم راهنمایی ادامه داد و پس از آن در کنار پدر به کار کشاورزی مشغول شد.


در آن روزگار، ایران اسلامی تازه از بند استبداد رها شده بود و نسیم آزادی در کوچه‌پس‌کوچه‌های میهن می‌وزید. اما دیری نپایید که دشمنان کینه‌توز، آتش نابرابر جنگ را بر این سرزمین گشودند. در حالی که دود و آتش شهرهای مرزی را فرا گرفته بود، اله‌داد که جوانی غیرتمند و عاشق وطن بود داوطلبانه به صف مدافعان شتافت. او که پیش‌تر در سنگرهای بسیج پاسداری از ارزش‌های انقلاب را تجربه کرده بود، این بار لباس مقدس پاسداری به تن کرد و به سنگرهای کمین در جبهه‌های جنوب شتافت تا سینه اش سپری باشد در برابر تیرهای دشمن.


سرانجام در تاریخ ۵ مردادماه ۱۳۶۵ در منطقه فاو، در حالی که در سنگر کمین درگیر با دشمن بعثی بود، به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر پاک و مطهرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و در شمار شهدای مفقودالاثر قرار گرفت، تا اینکه سرانجام کشف و در گلزار شهدای روستای تل‌بیضا به خاک سپرده شد. پدرش حسین در سال ۱۳۶۴ یعنی پیش از شهادت فرزندش، دار فانی را وداع گفته بود و مادرش نیز در سال ۱۳۶۵ به رحمت ایزدی پیوست.


روحش شاد، یادش گرامی و راهش پررهرو باد. 🌹


---


۲. شهید بزرگوار علی‌قلی میری


بسم رب الشهداء والصدیقین

پرتوی از زندگانی شهید بزرگوار علی‌قلی میری

فرزند الله‌قلی و حاجیه خانم مهری فرج پور

ولادت: ۳ شهریور ۱۳۴۲، روستای ملیان، بیضا

شهادت: ۲۶ تیر ۱۳۶۵ جبهه جنوب

آرامگاه: گلزار شهدای روستای ملیان، بیضا


شهید علی‌قلی میری، فرزند الله‌قلی و حاجیه خانم مهریه فرج‌پور، در سوم شهریورماه سال ۱۳۴۲ در روستای ملیان از توابع بیضا دیده به جهان گشود. او در دامان پر مهر و محبت پدر و مادری مهربان پرورش یافت و دوران کودکی خود را پشت سر گذاشت. علی‌قلی تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند، اما به دلیل نبود امکانات، از ادامه تحصیل بازماند.


او در پانزده‌سالگی برای کار به شیراز رفت و مدتی شاگرد لبنیات‌فروشی بود. سپس به دلیل علاقه‌ی وافری که به هنر نقاشی داشت، دو سال در منطقه شیشه‌گری شیراز به این هنر پرداخت. نکته‌ی بسیار زیبا و شنیدنی در زندگی او این بود که از حقوق اندکی که به دست می‌آورد، مقداری گلاب و عطر می‌خرید و آن‌ها را بر مزار شهیدان می‌پاشید.


ساده‌زیستی، نیکویی، تواضع، فروتنی و مهربانی از ویژگی‌های برجسته اخلاقی او بود. چهره‌ی خندان و گیرایش همه را به سوی خود جذب می‌کرد. او عاشق امام (ره) بود، طوری که حاضر بود قلبش را به امام هدیه دهد. روحی سرشار از ایمان داشت، هوشمند و خوش‌فکر بود، در کارهایش جدی بود و هرگز خسته نمی‌شد.


در ضمن او اولین فرزند خانواده بود و سه خواهر و پنج برادر داشت که یکی از برادرانش جانباز است.


هنگامی که دشمن بعثی، با پشتیبانی استکبار جهانی، آتش جنگ را بر میهن اسلامی گشود، علی‌قلی که قلبی لبریز از عشق به وطن و ایمان داشت، در برابر این تجاوز سکوت را جایز ندانست. او که در طول دوران انقلاب نیز دلی در گرو امام و آرمان‌های الهی داشت، این بار عشق به دفاع از دین و ناموس را بر آسایش و زندگی دنیوی ترجیح داد و با پا گذاشتن در مسیر نورانی شهادت، به جبهه‌های حق علیه باطل شتافت.


سرانجام در تاریخ ۲۶ تیرماه ۱۳۶۵ در جبهه جنوب به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای روستای ملیان بیضا به خاک سپرده شد. پدرش الله‌قلی در خردادماه ۱۳۹۹ و مادرش در آبان‌ماه همان سال، پس از سال‌ها تحمل فراق فرزند شهیدشان، دار فانی را وداع گفتند و در جوار فرزندشان آرام گرفتند.


فرازی از وصیت‌نامه شهید:

«...می‌روم که خدمت برای وطنم کنم تا تعلیم اسلحه یاد بگیرم و از وطن دفاع کنم و به جبهه اعزام شوم تا با دشمن مبارزه کنم و تا آخرین قطره‌ی خونم با دشمن بجنگم و با قلب پاک و روحیه‌ی شاد برای میهن و اسلام و رهبر انقلاب و سرور شهیدان شهید بشوم و تا دشمن را از خاکمان بیرون نکنم آرام نخواهم نشست. انا لله و انا الیه راجعون. شهادت برای من سعادت است.»


روحش شاد، یادش گرامی و راهش پررهرو باد. 🌹


---


۳. شهید بزرگوار محمدرضا زارع


بسم رب الشهداء والصدیقین

پرتوی از زندگانی شهید بزرگوار محمدرضا زارع

فرزند رضا و مروارید ویسی

ولادت: ۴ شهریور ۱۳۴۵ روستای صقوان، بیضا، فارس

شهادت: ۲۹ تیر ۱۳۶۲ منطقه تمرچین (عملیات والفجر ۲)

آرامگاه: گلزار شهدای روستای صقوان


شهید محمدرضا زارع، فرزند رضا و مروارید ویسی، در چهارم شهریورماه ۱۳۴۵ در روستای صقوان از توابع شهرستان بیضا دیده به جهان گشود. پدرش مردی زحمت‌کش بود و مادرش، بانویی مؤمن و صبور که فرزندان را با عشق به اهل بیت (ع) پرورش داد. محمدرضا اولین پسر خانواده بود و هشت خواهر و دو برادر داشت. او محصل بود و در زمان شهادت، در دوم راهنمایی درس می‌خواند.


در روزهایی که سپیده‌دم انقلاب اسلامی ایران، تاریکی‌های ظلم را کنار زده بود و ملت مسلمان ایران نفس تازه‌ای می‌کشیدند، ناگهان غرش توپ‌های رژیم بعثی، آرامش مرزهای غربی و جنوبی را در هم شکست. محمدرضا که نوجوانی برومند و شاگردی کوشا بود، در همان سنین کم، شور و شعور انقلابی را در هم آمیخت. با آغاز جنگ تحمیلی، عشق به دفاع از دین و میهن در وجودش شعله‌ور شد و او که هنوز نوجوانی بیش نبود، عزم خود را جزم کرد تا در کنار رزمندگان، از خاک و ناموس این سرزمین دفاع کند. او به عنوان بسیجی در تیپ المهدی (عج) راهی جبهه‌های حق علیه باطل گردید.


محمدرضا تنها یک هفته در جبهه حضور داشت که در تاریخ ۲۹ تیرماه ۱۳۶۲ در منطقه تمرچین (در جریان عملیات والفجر ۲) به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر پاک و مطهر این شهید والامقام در گلزار شهدای روستای صقوان به خاک سپرده شد. پدرش رضا در سال ۱۳۶۸ و مادرش مروارید در سال ۱۳۹۶ پس از سال‌ها تحمل فراق فرزند شهیدشان، دار فانی را وداع گفتند.


روحش شاد، یادش گرامی و راهش پررهرو باد. 🌹


---


۴. شهید بزرگوار نوذر حکیمی (آلته‌خان‌پور)


بسم الله الرحمن الرحیم

پرتوی از زندگانی شهید بزرگوار نوذر حکیمی (آلته‌خان‌پور)

فرزند محمدحسین و صنوبر زارع

ولادت: ۱ آبان ۱۳۴۴ تل‌بیضا، بیضا، فارس

شهادت: ۲۹ خرداد ۱۳۶۴ (مصادف با ۲۹ ماه مبارک رمضان)، محور عملیاتی کلانتری قصر شیرین

آرامگاه: مفقودالجسد (گلزار شهدای تل‌بیضا)


شهید نوذر حکیمی (آلته‌خان‌پور)، فرزند محمدحسین و صنوبر زارع، در سال ۱۳۴۴ در روستای تل‌بیضا، در یک خانواده مستضعف و کشاورز دیده به جهان گشود. او چهار برادر و یک خواهر داشت و فرزند سوم خانواده بود. پس از دوران طفولیت، در شش‌سالگی در دبستان طلوع بیضا ثبت‌نام کرد و برای ادامه تحصیل کوشش و تلاش فراوانی نمود و با موفقیت دوره‌ی ابتدایی را پشت سر گذاشت. او وارد مدرسه راهنمایی شد، اما از آنجا که پدرش کشاورز بود و به کمک و یاری او نیاز داشت، ترک تحصیل کرد و به همکاری با پدر پرداخت.


از خصوصیات بارز ایشان، تواضع، پیش‌قدم شدن در سلام، خوش‌رویی، حسن خلق و دلسوزی در امور محوله بود.


دوران نوجوانی او مقارن بود با روزگاری که ستم شاهی در ایران ریشه می‌خشکید و نهضت اسلامی مردم مسلمان، به رهبری زعیم عالیقدر، امام خمینی (ره)، چونان سیلابی خروشان، کاخ‌های ظلم را در هم می‌کوبید. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و نابودی رژیم ستمشاهی، برادر نوذر با شوقی وافر و عشقی زایدالوصف، فعالانه در روستا به روشنگری پرداخت. او با تشکیل گروه مقاومت و همکاری دیگر برادران روستا، دوشادوش مردم غیور و غیرتمند، به پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی پرداخت. در آن ایام، او در جهت آگاهی‌بخشی و بیداری دل‌ها، مبادرت به پخش کتاب‌های مفید و مذهبی در روستا می‌کرد.


در روزگاری که رژیم بعثی، با تحریک استکبار جهانی، آتش جنگی نابرابر را بر این سرزمین گشوده بود، مردم غیور ایران اسلامی با خون خود از کیان و ناموس وطن دفاع می‌کردند. نوذر نیز در پشت جبهه، با همکاری افراد گروه مقاومت روستا، به جمع‌آوری کمک‌های مردمی جهت یاری رزمندگان اسلام و همچنین تشویق جوانان مبنی بر حضور در جبهه‌ها فعالیت می‌نمود. او با عشق به امام حسین (علیه‌السلام) و با ثبت‌نام در بسیج سپاه پاسداران، پس از طی آموزش، به مدت چهار ماه در جبهه‌های حق علیه باطل با صدامیان کافر به نبرد پرداخت.


چون زمان خدمت مقدس سربازی او فرا رسیده بود، جهت انجام وظیفه خود را معرفی نمود. پس از گذراندن دوره‌ی آموزشی، به لشکر ۸۱ زرهی باختران (کرمانشاه) منتقل شد و از آنجا به جبهه‌ی سرپل ذهاب اعزام گردید.


نوذر در جبهه توجه عجیبی به معبودش پیدا کرده بود، به طوری که در اولین مرتبه‌ای که به مرخصی آمد، می‌گفت: «اگر تاکنون نتوانسته‌ام به آرزوی خود برسم، امیدوارم در این مدتی که در لباس مقدس سربازی هستم، بتوانم با تلاش بیشتر ضمن اینکه وظیفه‌ام را خوب ادا نمایم، به آرزوی خود که همانا شهادت در راه خدا می‌باشد، برسم.»


آری، سرانجام او با حضور دوباره خود در جبهه‌های حق علیه باطل، در مصاف با مزدوران بعثی صهیونیستی، در عملیات ظفر ۳ شرکت نمود. او در حالی که آرپی‌جی بر دوش داشت، با رشادت‌هایی که از خود نشان داد و از جمله انهدام چندین سنگر مهم دشمن، بالاخره در تاریخ ۲۹ خردادماه ۱۳۶۴ (مصادف با ۲۹ ماه مبارک رمضان)، در محور عملیاتی کلانتری قصر شیرین، در حال یورش به نیروی کفر صدامی، به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاک و مطهر شهید در منطقه برجا ماند و روح پرفتوح او به ملکوت اعلی پیوست.


پدر بزرگوارش محمدحسین در سال ۱۳۸۸ و مادر گرامی‌اش صنوبر در سال ۱۳۹۶ پس از سال‌ها تحمل فراق فرزند شهیدشان، دار فانی را وداع گفتند و به فرزند شهیدشان پیوستند.


فرازی از یادداشت‌های شهید:

خداوند در قرآن مجید فرموده : «آنان که با جان و مال خود در راه خدا جهاد می‌کنند، اجر عظیمی پیش خدای خود دارند.»


سلام من بر آن بسیجی دوازده ساله‏ اى که با نارنجک خود را زير تانک دشمن انداخت و شهيد شد.


· آیه‌ی شریفه‌ی سوره فجر (آیات ۲۷ تا ۳۰): «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی»؛ ای نفس مطمئن و دل‌آرام به یاد خدا! امروز به حضور پروردگارت بازآی که تو خشنود به نعمت‌های ابدی او و او راضی از توست. بازآی و در صف بندگان خاص من درآی و در بهشت من داخل شو.

· فرمایش حضرت امام خمینی (ره): «اگر فاتحان دنیا افتخار می‌کنند به سرباز گمنام اسلام، اسلام بزرگ و ملت شریف و فاتحان عزیز ما افتخار می‌کنند به هزاران سرباز گمنام و بزرگواری که در پی نام و نشان نیستند و برای کشور اسلامی خویش و اسلام عزیز و ملت انسان‌پرور افتخاراتی کسب می‌کنند. معجزه آزادی و پیروزی‌های ژرف سربازان گمنام ما در تمام جبهه‌ها که شب و روز جوانی و هستی خود را برای اسلام و مکتب الهی فدا می‌کنند و نام و نشان نمی‌خواهند و ندارند... چه زیباست لحظه‌ی مرگ سرخ عابد در راه معبود، آنگاه که چشم پایان.... »


والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.


روحش شاد، یادش گرامی و راهش پررهرو باد. 🌹



=============================

از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای 09176112253 صادقی، انتشارات هدهد ارسال فرمایید. والسلام، التماس دعا 

=============================



شهیدان بزرگوارالله داد بهروز، علیقلی میری، محمدرضا زارع، نوذر حکیمی-آلته خانپور

 ============================= از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای...