پرتوی از زندگی شهید بزرگوار علی محمد سیفی
فرزند شیرزاد و عشرت میری
ولادت: ۱۰ مرداد ۱۳۴۳ در مرودشت
شهادت: ۱۷ شهریور ۱۳۶۳ در کوشک
آرامگاه: گلزار شهدای روستای نوسنجان
شهید علی محمد سیفی، فرزند شیرزاد و عشرت میری، در دهمین روز از مردادماه سال ۱۳۴۳ در شهرستان مرودشت، در خانوادهای متدین، زحمتکش دیده به جهان گشود. علی محمد چهارمین فرزند خانواده بود و در میان ۷ خواهر و یک برادر، در محیطی صمیمی و سرشار از عشق به اهل بیت (ع) رشد یافت.
او که از همان کودکی در کنار پدر و خانواده با تلاش و کار کشاورزی و دامداری بزرگ شد، از بینش عمیق و خوبی نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی، امام خمینی (ره) و شهیدان والامقام برخوردار بود. علی محمد با اخلاقی بسیار عالی و برخوردی گرم و صمیمی، همواره زبانزد مردم بود؛ او اهل گذشت و فداکاری بود و عشقی وافر به اهلبیت (ع) و شهدای اسلام، بهویژه حضرت سیدالشهداء (ع) در دلش میتپید.
پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، ضربهای کاری بر پیکر استکبار جهانی بود و دستهای آلوده غارتگران و سلطهگران را از منابع و ثروتهای این سرزمین برای همیشه کوتاه کرد. دشمنان که تحقق استقلال واقعی و عزت ایرانیان را برنتابیدند، با تهاجم همهجانبه و حمایت گسترده کشورهای غربی و مرتجع عربی، جنگی ویرانگر را بر ملت مظلوم ایران تحمیل نمودند تا بار دیگر خاک پاک این مرز و بوم را به اشغال خود درآورند. علی محمد که در مکتب عاشورا و سیدالشهداء (ع) پرورش یافته بود، با بصیرت و شناخت کامل از این توطئه بزرگ دشمنان، در کنار سایر جوانان غیرتمند ایران اسلامی، لباس مقدس رزم را بر تن کرد و برای دفع تجاوز دشمنان و پاسداشت خون شهدا، به جبهه رفت.
پس از آغاز جنگ تحمیلی، او دفاع از میهن اسلامی را بر ادامه تحصیل مقدم شمرد و به عنوان بسیجی، سپس پاسدار وظیفه از یگان مهندسی رزمی نصر عازم جبهههای نبرد حق علیه باطل شد. سرانجام این جوان با غیرت، در هفدهمین روز از شهریورماه سال ۱۳۶۳ در منطقه عملیاتی کوشک، بر اثر اصابت ترکش به پهلو به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به معشوق ازلی خود پیوست. پیکر پاک این شهید والامقام در گلزار شهدای زادگاهش روستای نوسنجان (نُهسنجان) رامجرد به خاک سپرده شد.
لازم به ذکر است که پدر بزرگوار ایشان در سال ۱۴۰۱ دار فانی را وداع گفت و به فرزند شهیدش پیوست.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
🌹 💗 🌿 🇮🇷 🌺 🙏
پرتوی از زندگی جانباز شهید جهانبخش جوکار
فرزند پرویز و زینت میری
ولادت: ۷ مرداد ۱۳۴۶، روستای نوسنجان رامجرد
جانبازی: ۲۳ بهمن ۱۳۶۴، فاو، عملیات والفجر ۸
شهادت: ۹ آذر ۱۳۶۸، بیمارستان شیراز
آرامگاه:آرامستان روستای نوسنجان
جانباز شهید جهانبخش جوکار، فرزند پرویز و زینت میری، در هفتمین روز از مردادماه سال ۱۳۴۶ در روستای نوسنجان از توابع رامجرد شهرستان مرودشت، در خانوادهای مؤمن و کشاورز چشم به جهان گشود. پدرش پرویز، مردی کشاورز و زحمتکش بود و جهانبخش به عنوان اولین فرزند خانواده، در میان چهار خواهر و سه برادر بزرگ شد. او دوران کودکی را در همان روستا گذراند و تحصیلات خود را تا پایان دوره اول راهنمایی ادامه داد. از همان سالها، پیوندی عمیق با مسجد داشت و از اصحاب و فعالان مسجد امام حسین (ع) نوسنجان بود. پس از ترک تحصیل، به کار و کشاورزی مشغول شد و سپس به عنوان نیروی وظیفه سپاه به خدمت مقدس سربازی اعزام شد.
با آغاز جنگ تحمیلی، عشق به دفاع از دین و میهن او را به جبهههای نبرد حق علیه باطل کشاند. جهانبخش در قالب گردان مهندسی رزمی لشکر ۸ والفجر به جبهههای جنوب اعزام شد و در عملیات والفجر ۸ در منطقه فاو حضور یافت. در بیست و سومین روز از بهمنماه سال ۱۳۶۴ در جریان این عملیات، ترکش به کمرش اصابت کرد و به شدت مجروح شد. شدت جراحات به حدی بود که از ناحیه نخاع دچار آسیب جدی شد و به عنوان جانباز قطع نخاعی با درصد جانبازی ۷۰ درصد شناخته شد.
پس از مجروحیت، جهانبخش سالها با درد و رنج ناشی از این جراحت سنگین دست و پنجه نرم کرد. او که جوانی برومند و فعال بود، پس از جانبازی خانهنشین شد و در بیمارستان شیراز تحت درمان و مراقبت قرار گرفت.
لحظات پایانی و شهادت:
چندین ساعت قبل از شهادتش، پدر خود را صدا زد و او را در آغوش گرفت. ابتدا پدرش را بوسید و گفت: «پدر، شما برای من خیلی زحمت کشیدهاید و باید مرا حلال کنید.» سپس از پدرش خواست سلام او را به مادر، تمام اقوام و خویشان و اهل محل برساند و در ضمن سلامش را به تمام جانبازان و مسئولین توانبخشی شیراز ابلاغ کند و از قول او حلالیت بطلبد.
او به پدرش گفت اتومبیلش را بفروشد و نیمی از پول آن را جهت اهداء به مرقد مطهر امام خمینی (ره) تحویل مسئولین ذیربط بدهد و نیم دیگر را در اختیار پدرش بگذارد تا هر طور که صلاح میداند خرج کند. سپس پرستار مرد مراقبش را بوسید و در آغوش گرفت و گفت: «شما برای من زحمت زیاد کشیدهاید، مرا حلال کنید.»
پس از این صحبتها، پدرش یک لیوان آب برای او آورد و گفت: «فرزندم، لبهات را با آب تر کن.» پدر هر چه اصرار کرد، جهانبخش گفت: «نمیخواهم.» پدر پرسید: «چرا؟» گفت: «چون مولایم امام حسین (ع) تشنهلب شهید شد و من هم میخواهم مثل امام حسین تشنهلب شهید شوم.» و بعد از اتمام وصیت در سحرگاه روز ۹ آذر ۱۳۶۸ روح پاک و مجروح و بیقرارش به سوی معشوق ازلی و ابدی پرواز کرد و به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر مطهرش با حضور مردم و اقوام و دوستان و همرزمان و جانبازان و خانواده های معظم شهدا تشییع و در زادگاهش، نوسنجان، به خاک سپرده شد.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
=========
از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای 09176112253 صادقی، انتشارات هدهد ارسال فرمایید. والسلام، التماس دعا
===========
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار نصرالله شفیعی
فرزند منصور و ماهبیبی رستگار
ولادت: ۱۹ فروردین ۱۳۴۳، روستای نوسنجان رامجرد، شهرستان مرودشت
شهادت: ۱۴ خرداد ۱۳۶۶، جبهههای جنوب (بیمارستان سپاه منطقه ۹)
آرامگاه: آرامستان روستای نوسنجان
شهید نصرالله شفیعی، فرزند منصور و ماهبیبی رستگار، در نوزدهمین روز از فروردینماه سال ۱۳۴۳ در روستای نوسنجان از توابع رامجرد در شهرستان مرودشت، در خانوادهای مؤمن و کشاورز چشم به جهان گشود. پدرش منصور، مردی کشاورز و زحمتکش بود و نصرالله به عنوان اولین فرزند خانواده، در میان سه خواهر و پنج برادر بزرگ شد. او دوران کودکی را در همان روستا گذراند و تحصیلات خود را تا پایان دوره پنجم ابتدایی در دبستان نوسنجان ادامه داد. از همان سالها، اخلاق و رفتار عالی او زبانزد خانواده و اهالی روستا بود.
با آغاز جنگ تحمیلی، عشق به دفاع از میهن و آرمانهای امام خمینی (ره) او را بیقرار کرد. نصرالله که مجرد بود، به جبهههای نبرد حق علیه باطل اعزام شد و در گردان مهندسی رزمی خدمت کرد. علاقه او به جبهه، امام و شهدا وصفناپذیر بود و همواره در راه خدمت به اسلام و انقلاب از هیچ تلاشی دریغ نکرد.
سرانجام در چهاردهمین روز از خردادماه سال ۱۳۶۶ در جبهههای جنوب، بر اثر اصابت ترکش به سمت راست بدن مجروح و در همان بیمارستان به شهادت رسید. پیکر مطهرش در زادگاهش، نوسنجان، به خاک سپرده شد.
پدرش منصور شفیعی در ۱۲ دی ۱۳۹۷ و مادرش ماهبیبی رستگار در ۲۵ شهریور ۱۳۹۸ دار فانی را وداع گفتند.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
========================
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار شعبان خانی
فرزند رجبعلی و زیور سیفی
ولادت: ۱ فروردین ۱۳۴۰، روستای نوسنجان رامجرد
شهادت: ۲۳ آذر ۱۳۶۳، منطقه سرو ـ نقده
آرامگاه: آرامستان روستای نوسنجان
شهید شعبان خانی در یکم فروردینماه سال ۱۳۴۰ در روستای نوسنجان رامجرد، در خانوادهای مذهبی و کشاورز چشم به جهان گشود. پدرش رجبعلی، مردی کشاورز و زحمتکش بود و شعبان به عنوان برادر دوم خانواده، در میان سه خواهر و سه برادر بزرگ شد. او در سن شش سالگی وارد دبستان نوسنجان رامجرد شد و مدارک پنجم ابتدایی را دریافت کرد. چون در محل امکان ادامه تحصیل نبود و پدرش نیز توانایی مالی برای فرستادن او به شهر دیگر را نداشت، ناچار ترک تحصیل نمود و در روستا به کمک خانواده در امور کشاورزی پرداخت.
با روی کار آمدن شرکت سهامی زراعی و محدودیتهای رژیم گذشته، کشاورزی رونق خود را از دست داد و شعبان برای تأمین معاش به شهر شیراز رفت. او در شیراز در شرکتی به نام «کنسرسیوم جنرال مکانیک» مشغول به کار کارگری شد و از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ در آن شرکت فعالیت کرد.
با آغاز نهضت اسلامی و رهنمودهای حضرت امام خمینی (ره)، کشاورزان به محل کار خود بازگشتند و شعبان نیز در مدت انقلاب در کلیه راهپیماییها و تظاهرات حضوری بینظیر داشت. او در جریان تسخیر شهربانی شیراز فعالیت چشمگیری از خود نشان داد. پس از بازگشت به روستا، زودتر از موعد به خدمت مقدس سربازی رفت و در یگانهای رزمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مشغول خدمت به میهن شد.
او پس از گذراندن دوران آموزشی خود را در شهرستان کازرون، داوطلبانه حاضر شد در منطقه کردستان انجام وظیفه کند. او در عملیاتهای متعددی در کردستان، خصوصاً در حمله آزادسازی پادگان حاجی عمران شرکت داشت...
شعبان از نظر اخلاق و رفتار در روستا بسیار خوشبرخورد و انقلابی بود و همه اهالی از او رضایت کامل داشتند.
سرانجام پس از ۲۰ ماه انجام وظیفه در جبهه نقده، گردان جندالله، منطقه سرو، در تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۶۳ به درجه رفیع شهادت نائل گردید. پیکر مطهرش در زادگاهش، نوسنجان، به خاک سپرده شد.
پدرش رجبعلی خانی در ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ و مادرش زیور سیفی در ۱۵ آبان ۱۴۰۱ دار فانی را وداع گفتند.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹