Monday, August 10, 2026

شهید بزرگوار سعدالله جمشیدی

 بنام خدا، با سلام و عرض ادب 

 احتراما عزیزانی که از شهید گرانقدر سعدالله جمشیدی هرگونه اطلاع یا عکسی دارند تقاضا می شود به نشانی زیر ارسال فرمایند تا با نام خودشان در کتاب و سایت شهدا منتشر گردد

Holyloveandlife@gmail.com  00989176112253   Sadeghi,M.H. 

 این شهید گرامی که ساکن روستای محمدآباد مرودشت، گشک سابق،  بوده، قبل از انقلاب در یک توطئه به شهادت می رسد ولی مرگ او بخاطر گازگرفتگی گزارش می شود، لذا شاید در بنیاد شهید پرونده نداشته باشد و اینطور نیست که شهدا حتما باید در بنیاد شهید پروند داشته باشند، شهیدانی داریم که در غربت به دست ظالمین به شهادت رسیده اند که جز خداوند و فرشتگان مأذون او از شهادت آنها خبر ندارند، در سایت عمومی بنیاد شهید و  سامانه خصوصی و داخلی آن نیز تفحص و جستجو کردم به چنین نام و فامیلی برنخوردم، البته شاید نام دیگری داشته باشد، به هر حال، به عنوان یک پژوهشگر وظیفه دارم در راستای تکلیفی که خود برای خودم تعیین کرده ام تا جایی که میتوانم، درباره این شهید غریب روشنگری کنم

🌹 🇮🇷 ❤️ 

نام شهید :سعدالله جمشیدی

فرزند : دادالله

ولادت : ١٥.٦.١٣٢٩ گشک

شهادت: 1347, تخت جمشید، توسط وابستگان به رژیم شاه

آرامگاه:گلزار شهدای محمد آباد مرودشت 

والسلام

ارادتمند : محمد حسین صادقی، مدیر انتشارات هدهد

مطالبی که تاکنون از دوستان دریافت شده تقدیمتان می گردد

🌺 🇮🇷 💗

به نقل از جناب عبدالقادر ستوده، از محمد آباد مرودشت


شهید بزرگوار سعدالله جمشیدی

این جوان خوش فکر و با استعداد یکی از متدینین و مومنین محمدآباد بود، فردی که تا پایان زندگی کوتاه ولی پر بارش در مسیر اعتقادات خود و مبارزه با جهل و نادانی و کمک به محرومین فعال بود. از آنجایی که ما در همسایگی منزل ایشان بودیم، رابطه‌ی بسیار صمیمی و برادرانه‌ای با ایشان داشتیم. یکی از فعالیت‌های پیگیر و مجدانه این بزرگ مرد، مبارزه با فرقه‌ی ضاله بهائیت بود که ساخته و پرداخته‌ی استعمار برای تفرقه و جدایی مردم مسلمان ایران به وجود آمده بود. ایشان انسان هوشمند و پاک و با دانشی بود که توان مقابله با این فرقه‌ی گمراه را در مباحث علمی و دینی داشت ...

شهید سعدالله جمشیدی از حدود سال ۱۳۴۲ در مدرسه ابتدایی که با آمدن دو نفر سپاه دانش به نام‌های آقایان بهمنی و جلایری در محل ساختمان عمارت که متعلق به خوانین بود (به علت نبود مدرسه) تشکیل شد، مشغول کار و فعالیت شد تا اینکه مردم با همکاری یکدیگر دو اطاق سنگ‌چین به عنوان کلاس درس بدون حصار ساختند و دانش آموزان از محل ساختمان عمارت به کلاس‌های درس جدید منتقل شدند و باز به کمک پدران دانش آموزان، میز و صندلی برای دانش آموزان ساخته و خریداری شد و ما اولین گروهی بودیم که در این کلاس‌ها مشغول تحصیل شدیم. لازم به یادآوری است دو نفر معلم سپاهی فوق در همان ساختمان عمارت نیز ساکن بودند.

شهید جمشیدی یک عنصر کلیدی برای مدرسه و دانش آموزان بود، برای اینکه دانش آموزانی که برخی وقت‌ها نسبت به درس بی‌اهمیت می‌شدند با آن‌ها و خانواده صحبت می‌کرد و تشویقشان می‌نمود تا از تحصیل باز نمانند، چون در آن زمان اولویت جامعه تحصیل نبود و به علت فقر شدید مردم علاقه‌ای به تحصیل فرزندان خود نداشتند. لذا مشاهده می‌کنیم تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، تعداد افرادی که در یک شهر کوچک دیپلم داشتند به تعداد انگشتان دست نمی‌رسید، آن هم پسرها؛ دخترها که اصلاً به دبیرستان راه پیدا نمی‌کردند.

شهید جمشیدی هم جزء افرادی بود که توانسته بود تا کلاس ششم ابتدایی در مدرسه جم تخت جمشید درس بخواند که همان مدرک در آن دوران خیلی عالی بود و برای استخدام در ادارات و حتی برای معلمی کفایت می‌کرد. یادآوری می‌شود هم‌دوره‌های شهید جمشیدی و ایشان فاصله‌ی محمدآباد تا تخت جمشید را که حدود هشت کیلومتر است به مدت شش سال پیاده طی می‌کردند و کسی قدرت خرید دوچرخه نداشت و به علت فقر خانواده‌ها، پس از پایان ششم ابتدایی کسی به دبیرستان راه پیدا نمی‌کرد، بجز چند نفری که وضعیت مالی بهتری داشتند، لذا مجبور به ترک تحصیل می‌شدند و برای کمک به خانواده مشغول کارهای مختلفی از جمله کارگری می‌شدند...

این شهید بزرگوار تا سال ۱۳۴۶ در مدرسه ابتدایی محمدآباد مشغول بود. کسانی مثل بنده که در مدرسه ابتدایی آن دوران محصل بودند، خاطرات زیادی از این شهید بزرگوار دارند. در اینجا لازم است از بزرگان آن زمان که امورات محل را سر و سامان می‌دادند یاد کنیم و برای شادی روحشان از خداوند طلب مغفرت نمائیم ...

از فضای فرهنگی و مذهبی آن سال‌ها تصویری خدمتتان تقدیم کنم. روستای محمدآباد در آن زمان از نظر فرهنگی و مذهبی سرآمد منطقه، حتی می‌توان گفت شهرستان بوده که سی جزء قرآن خطی موجود مؤید این مطلب است. در آن زمان میزان اعتقاد و تدین مردم در حد بسیار بالایی بود. انسان‌های بزرگواری بودند که در زمان مثلاً ماه مبارک رمضان، چون برق نبود و دستگاه صوتی وجود نداشت، هنگام سحر روی پشت بام‌ها می‌رفتند و مناجات می‌کردند تا مردم را جهت صرف سحری بیدار کنند. آن‌هایی که هم‌سن من هستند این شرایط را درک کرده‌اند. واقعاً وقتی مناجات خوانده می‌شد، یک حالت روحانی معنوی حاکم می‌شد که تا الان فراموش نشده و علت تأثیرگذاری این مناجات‌ها، اخلاص افرادی بود که خالصانه این عمل ثواب را انجام می‌دادند.

تا سال ۱۳۴۲ اعمال و احکام دینی مردم توسط همین افراد محلی پیگیری و آموزش داده می‌شد و با آمدن سپاه دانش به روستا، حوزه علمیه قم هم اقدام به فرستادن روحانیون جهت تبلیغ کرد که در روستای ما هم این اتفاق افتاد و در ماه‌های مبارک رمضان و محرم و صفر روحانیون به روستاها اعزام می‌شدند. در آن زمان رابطه‌ی بسیار خوبی بین روحانیون و بسیاری از معلمین مدارس حاکم بود. روحانی به مدرسه سرکشی می‌کرد و در زمینه دینی با دانش آموزان صحبت می‌کردند و طوری بود که با همکاری شهید جمشیدی برخی روزها ما که دانش آموز بودیم جهت برگزاری نماز در یک صف و پشت سر هم با نظم خاصی از مدرسه راهی مسجد می‌شدیم...

تا قبل از حضور روحانیون، مراسم مذهبی مخصوصاً محرم و صفر توسط تعزیه‌خوان‌ها به نام‌های میرزا محمد طباطبایی و سید عبدالرحیم و سید عبدالرسول که دارای ایمان و اخلاص ویژه‌ای بودند برگزار می‌شد. اینها با دعوت برخی که تمکن مالی بیشتری داشتند دعوت می‌شدند و چند روز در محل عمارت (که قبلاً در خصوص آن صحبت شد) شبیه‌خوانی می‌کردند. در ماه‌های مبارک رمضان حال و هوای خاصی بود. افراد متدین و مذهبی با برگزاری دعا در منازلشان از ساعت ۱۰ شب تا سحر احیاء می‌گرفتند که نقش و حضور شهید جمشیدی خیلی ویژه بود. و تا قبل از حضور روحانیون در محل، تنها یک اطاق خشتی قدیمی به نام مسجد امام حسن مجتبی در همین مکان مسجد قدیمی که هنوز پابرجاست وجود داشت...

خاطره‌ای از تیمور برنده درباره شهید جمشیدی

جهت اطلاع همدلان جوانتر یادآوری می‌کنم که «شهید صدرالله جمشیدی» پس از اخذ مدرک ششم ابتدایی در اداره پست و تلگراف واحد تخت جمشید (جنب مدرسه - سمت مغرب) مشغول به کار گردید.

به خاطر مقید بودن به شرع مقدس و تربیت خانوادگی صحیح، ظاهراً حاضر به همکاری در برخی مسائل نگردیده و علاوه بر آن یادداشت‌هایی به رشته تحریر در آورده بود که برای مدیران فاش شده بود.

همین دو حرکت (و شاید هم بیشتر) باعث شد که به طرز مشکوکی به قتل برسد. قتل وی از نظر تمام کسانی که شناخت کافی بر او داشتند کاملاً مسجل بود، ولی با امکانات و فرهنگ عامیانه آن روز قابل اثبات نبود.

این توضیح برای روشن شدن چرایی «شهید» بودن آن زنده‌یاد ضروری به نظر می‌رسید.

در آن زمان چون مسجد خشتی موجود گنجایش جمعیت را نداشت، اولین روحانی که به محمدآباد آمد جلسه سخنرانی را در سالن یا دالان عمارت خان (که وصفش رفت) قرار داد. چون اولین ماه رمضانی بود که روحانی آمده بود و همه مردم اعم از خواهر و برادر و کوچک و بزرگ شرکت می‌کردند. زمستان هم بود، مردم روی خاک‌ها با علاقه می‌نشستند و به سخنرانی‌ها گوش فرا می‌دادند. یادم نمی‌رود من خیلی کوچک بودم و با پدر و مادرم در مراسم حضور داشتم. روحانی فوق‌الذکر که سید بزرگواری بود، برای اولین بار موضوع تقلید از مجتهد را مطرح کرد و از مردم خواست که از آیت الله شریعتمداری تقلید کنند و این نشانگر این بود که ایشان از طرف آقای شریعتمداری اعزام شده بود.

مردم در آن زمان خیلی صادق و باورمند بودند و دین در زندگیشان خیلی پررنگ بود، ولی متأسفانه به علت اینکه اطلاعات دینی عمیق نبود، مسائل را سطحی می‌پذیرفتند. چون سطح سواد مردم خیلی کم بود، پرسشگری در حوزه دین صورت نمی‌گرفت. تا اینکه به دلیل مرکزیت محمدآباد که تنها روستایی بود در منطقه دارای مسجد و رونق مذهبی، روحانیون بلندپایه استان فارس مثل آیت الله مجدالدین محلاتی (فرزند مرجع تقلید آیت الله شیخ بهاءالدین محلاتی) برای پیگیری امورات مذهبی به محمدآباد سرکشی می‌کردند. وقتی با کمبود مسجد و فضای آن مواجه شدند، بزرگان محل را جمع کرده و تقاضای ساخت مسجدی جدید را در مکان مسجد خشتی دادند. در این جمع، یکی از بزرگان به ایشان گفت: «ما توانایی ساخت مسجد را نداریم و اگر شما قصد ساختن دارید، خواهشی که داریم این هست که بنای مسجد را نیمه‌کاره رها نکنید.» که آقای محلاتی قول تکمیل آن را دادند و شروع ساخت مسجد آغاز شد...

این قسمت درخصوص ساخت مسجد را از زبان یکی از عزیزان نقل کردم، ولی زمان افتتاح مسجد و حضور آیت الله مجدالدین محلاتی را به یاد دارم و حضور داشتم که جلسه بسیار روحانی و معنوی بود و یکی از فعالین ساخت مسجد و مراسم افتتاحیه، شهید بزرگوار سعدالله جمشیدی بودند...

شهید جمشیدی خیلی فعال بود. زمانی که در مدرسه ابتدایی شاغل بودند (چون من هم از اول در این مدرسه بودم) شاهد تلاش ایشان بودم. مثلاً برای استفاده دانش آموزان و مردم و معلمین اقدام به تشکیل باغی در محدوده مدرسه کرد که آثار آن تا زمان متأسفانه تخریب مدرسه فوق وجود داشت. چون آب قنات در حریم مدرسه در جریان بود و در آن زمان آب لوله‌کشی وجود نداشت و آبی هم که بتوان از آن استفاده کرد، بجز آب قنات که خیلی شیرین و لذت‌بخش بود، وجود نداشت.

متأسفانه قنات فوق که میراث گذشتگان ما بود، در زمان جشن دو هزار و پانصد ساله به خاطر احداث جاده تخت جمشید به پادگان سواره نظام شاه (که در دو راهی محمدآباد در دامنه کوه واقع بود) تخریب شد و از بین رفت. به جای اینکه با احداث یک پل روی خروجی آب قنات اقدام به احداث راه کنند، آبراه و خروجی چاه‌های قنات که از شهرک ولیعصر(ع) امتداد داشت را تخریب کردند و این ظلم عظیم را مرتکب شدند. این در حالی بود که تنها آب کشاورزی محمدآباد از همین آب قنات تأمین می‌شد. زمانی هم که بزرگان محل (که منتخب حکومت هم بودند) به فرمانده نظامی جشن (واقع در پادگان پیاده نظام شاه) مراجعه می‌کنند، با ضرب و شتم مواجه و از دفتر آن فرمانده بیرون رانده می‌شوند و این جنایتی بود که باعث شد بزرگترین و ارزشمندترین میراث فرهنگی، اجتماعی، کشاورزی روستای محمدآباد که قدمتی چند صد ساله داشت از بین برود.

در اوایل این گزارش عرض کردم که شهید جمشیدی جوانی بسیار با ایمان و متدین و با اخلاص بود. روی همین باور دینی، چون در محل ما عناصری از دو فرقه‌ی ضاله بابیت و بهائیت وجود داشت، ایشان تلاش می‌کرد که از گسترش این فرق ضاله جلوگیری کند. لذا در اکثر مباحث دینی که در مسجد یا منازل صورت می‌گرفت حضور می‌یافت و از اسلام دفاع می‌کرد. همین شیوه مبارزه ایشان باعث شد که کینه ایشان در این دو فرقه تشدید شود و در یک فرصتی چند نفر از این افراد ضاله، ایشان را در یک محیط تنها محاصره کنند و به شدت و در حد مرگ ضرب و شتم کنند...

فراز دیگری از زندگینامه شهید سعدالله جمشیدی

لازم به یادآوری است که بحمدالله با پیروزی انقلاب اسلامی، بابیت و بهائیت که ساخته و پرداخته‌ی استعمار جهت ایجاد تفرقه بین شیعیان بود و در حمایت شدید دولت شاه قرار داشت، کم کم رو به افول نهاد و همه مردم در کنار هم با یک دین واحد قرار گرفتند و با حضور در جبهه‌ها و سازندگی کشور فعالانه شرکت کردند و باز با آگاهی مردم نقشه‌ی استعمار نقش بر آب شد. و اما شهید جمشیدی پس از اینکه آقایان جلایری و بهمنی (که به مدت پنج سال در محمدآباد به عنوان معلم حضور داشتند و به استخدام وزارت فرهنگ در آمده بودند) از محمدآباد رفتند، در مخابرات تخت جمشید مشغول به کار شد.

در سال ۱۳۴۸ چون محمدآباد کلاس ششم نداشت، من و دیگر همکلاسی‌ها برای تکمیل مقطع ابتدایی (که با ششم ابتدایی تکمیل می‌شد) راهی کلاس جم تخت جمشید شدیم. از آنجایی که ما با مادر بزرگوار شهید جمشیدی همسایه دیوار به دیوار بودیم و همچنین علاقه‌ای که به شهید داشتیم، هر روز که به مدرسه می‌رفتیم من با جهانشیر ستوده (چون مدرسه با مخابرات یک نرده بیشتر فاصله نداشت) به حاشیه‌ی نرده مخابرات می‌رفتیم و شهید جمشیدی را صدا می‌زدیم، هم از حال ایشان مطلع می‌شدیم هم از حال و وضع مادرش به ایشان اطلاع می‌دادیم...

شهید جمشیدی با ارتباط با حوزه علمیه قم و دریافت مجله مکتب اسلام و نشریه مهم دیگر به نام نور دانش با عناصر مذهبی مرتبط شده بود. شهید جمشیدی هم تحت نظر قرار می‌گیرد و از آنجا که اکثر روسای ادارات یا ساواکی بودند یا با انتخاب و تائید ساواک انتخاب می‌شدند، شهید جمشیدی هم توسط رئیس اداره مخابرات تخت جمشید به شهادت می‌رسد...

 

جریان شهادت این شهید به این صورت رقم می‌خورد که بعد از عید فطر سال ۱۳۴۸، شهید جمشیدی در نماز عید محمدآباد شرکت می‌کند و به محل کارش در مخابرات تخت جمشید مراجعه می‌کند. پنجشنبه‌ای بود. مثل همیشه من و جهانشیر ستوده به حاشیه‌ی دیوار مخابرات رفتیم و شهید جمشیدی را صدا زدیم. هرچه صدا زدیم ایشان نیامد. لذا از نرده‌ها بالا رفتیم و وارد حیاط مخابرات شدیم. باز هرچه صدا زدیم ایشان پاسخ نداد. رفتیم پشت پنجره اطاق ایشان، دیدیم که درب اطاق و پنجره‌ها بسته است و پنجره‌ها با پتو پوشانده شده. در همین اثنا رئیس مخابرات متوجه شد و به طرف ما حمله ور شد. ما از درب مخابرات که باز بود از مخابرات خارج شدیم و آمدیم داخل مدرسه.

رئیس مخابرات یک فرزندخوانده‌ای در مدرسه داشت که با هم همکلاس بودیم. من از ایشان سوال کردم که چرا آقای جمشیدی امروز جواب ما را نداد؟ مگر سر کار نیست؟ گفت: «چرا، ایشان سر کار است ولی دیشب پدرم ایشان را در خواب با یک میله آهنی مورد ضرب و شتم قرار داد و از ناحیه سر و گردن مصدوم کرد و کشت و بعد با روشن کردن ذغال داخل اطاق ایشان و درب و پنجره‌ها را پتو پوشاند تا موضوع کشته شدن ایشان را گاز گرفتگی جلوه دهد

ما این موضوع را که متوجه شدیم، به محض اتمام کلاس آمدیم و جریان را به پدرم و عمویم اطلاع دادیم. همان روز هم یک هنرمندی به نام همایون جلوی درب قلعه داشت نمایش عبور با رینگ چرخ از روی یک سیم بکسل در هوا نمایش می‌داد و مردم همه جمع بودند. این خبر همه را شوکه کرد.

پس از اطلاع، اقوام اقدام به پیگیری موضوع می‌کنند. به پاسگاه تخت جمشید مراجعه می‌کنند، ولی نتیجه نمی‌گیرند. رئیس مخابرات پیکر شهید جمشیدی را برای رد گم‌کنی به بیمارستان شیراز انتقال می‌دهد. وقتی اقوام به بیمارستان مراجعه و علت را از دکتر سوال می‌کنند، دکتر در جواب می‌گوید: «کسی که به سرش با جسم سخت ضربه وارد شده باید چگونه باشد؟ ایشان فوت شده اند.» متأسفانه در آن زمان کسی قدرت پیگیری نداشت و اگر هم داشت به نتیجه نمی‌رسید.

این بود پرتوهایی از زندگانی شهیدی بزرگوار و مؤمن و مظلوم. امید که در قیامت مورد شفاعت این شهید عزیز و دیگر شهداء قرار گیریم.

بنده بر اساس وظیفه و حفظ امانتداری آنچه تقدیم کردم در توصیف این شهید، صادقانه و بدون حب و بغض گفتم. با این حال اگر نقدی به این مطالب باشد، خاضعانه حاضر به شنیدن و رفع ابهام هستم... روح شهید جمشیدی شاد و راه نورانی‌اش پررهرو.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

والسلام، عبدالقادر ستوده

روستای محمدآباد مرودشت، فروردین ۱۴۰۵


بر اساس تبدیل تاریخ، روز شهادت شهید سعدالله جمشیدی در عید فطر آنسال

یعنی در روز پنجشنبه 20 آذر 1348 اتفاق افتاده

مصادف با اول شوال 1389

برابر با 11 دسامبر 1969 میلادی 


همانطور که گفته شد باز مطلب آغازین را تکرار می کنم

 احتراما عزیزانی که از شهید گرانقدر سعدالله جمشیدی هرگونه اطلاع یا عکسی دارند تقاضا می شود به نشانی زیر ارسال فرمایند تا با نام خودشان در کتاب و سایت شهدا منتشر گردد

Holyloveandlife@gmail.com  00989176112253   Sadeghi,M.H. 

 این شهید گرامی که ساکن روستای محمدآباد مرودشت، گشک سابق،  بوده، قبل از انقلاب در یک توطئه به شهادت می رسد ولی مرگ او بخاطر گازگرفتگی گزارش می شود، لذا شاید در بنیاد شهید پرونده نداشته باشد و اینطور نیست که شهدا حتما باید در بنیاد شهید پروند داشته باشند، شهیدانی داریم که در غربت به دست ظالمین به شهادت رسیده اند که جز خداوند و فرشتگان مأذون او از شهادت آنها خبر ندارند، در سایت عمومی بنیاد شهید و  سامانه خصوصی و داخلی آن نیز تفحص و جستجو کردم به چنین نام و فامیلی برنخوردم، البته شاید نام دیگری داشته باشد، به هر حال، به عنوان یک پژوهشگر وظیفه دارم در راستای تکلیفی که خود برای خودم تعیین کرده ام تا جایی که میتوانم، درباره این شهید غریب روشنگری کنم

والسلام. صادقی ، هدهد
18/5/1405 دوشنبه





Monday, June 29, 2026

جلوه حسن خدا... For Imam Hassan Mojaba

 هوالجمیل

نذر امام حسن مجتبی علیه السلام 

جلوهٔ حُسن خدا

سنگ تجاهل شکست، آینهٔ حق نما

تا نشود جلوه گر ، جلوهٔ حسن خدا

دشمن پست حسود، لحظه به لحظه فزود

طعن و جفا بر حسن ، عزت ارض و سما

او که مُعز است بر، مکتب و بر مؤمنین

او که مذل است بر مشرک و بر اشقیا

او که بُود اولین ، سید اهل بهشت

طبق کلام خدا ، در سخن مصطفی

کوردلان، نور را، دیده و منکر شدند

پاکدلان، عاشقش، گشته، بدون لقا

فضل و مقام حسن، هست عیان تر ز نور

شیعه و سنی، حدیث، دارد از این ماجرا

فطرت پاک بشر، تشنهٔ فرزانگیست

کیست خداگونه تر ، از حسن مجتبی

هر که حسن دوست شد، عاشق نور خداست

 همشرف اولیاست ، عاشق نور خدا

فاطمه شد نوحه گر، در غم اولاد خود

گاه برای حسن، گاه شه کربلا

جان به فدای حسن، سرور مولا حسین

میوه قلب بتول ، نور دل مرتضی

والسلام

محمد حسین صادقی، زرقان

غلام غلامان اهلبیت

Friday, February 20, 2026

The great Bartholomae and others

 بسمه تعالی

با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد، اینجانب دانشمندان زیر را به عنوان شهروند افتخاری ایران معرفی می‌کنم. از این مجاهدان سنگر عشق، صلح، علم، معرفت و ادب، به پاس زحمات طاقت‌فرسایی که برای اعتلای زبان فارسی و ایران کشیده‌اند، خاضعانه سپاسگزارم. به یقین، بدون تلاش‌های آنان، زبان‌های ایران باستان کشف نمی‌شد و همچنان ناشناخته می‌ماند. از خداوند متعال مسئلت داریم ارواحشان را در بهشت غریق رحمت و رضوان خود قرار دهد و اگر در قید حیات هستند، خداوند متعال به آنان عمری پربرکت، توأم با سلامت و سعادت عنایت فرماید.

اگرچه ضروری است که از طریق دولت یا مجلس شورای اسلامی برای این امر اقدام شود و بنده نیز در این رابطه مکاتبه کرده و خواستار تصویب رسمی عنوان شهروند افتخاری ایران برای این عزیزان و همچنین نامگذاری خیابان یا مراکز علمی به نامشان شده‌ام، اما از آنجا که این گونه فرآیندهای اداری ممکن است دچار مشکلات سلیقه‌ای گردد، من با تمام وجود، با عشق و صمیمیت، این بزرگان را که عمر خود را صرف استقلال ایران و رونق زبان فارسی، فرهنگ و اساطیر ایران زمین کرده‌اند، به عنوان شهروندان افتخاری جاودانهٔ ایران بزرگ اعلام کرده و این اقدام خود را منتشر می‌سازم.

این دانشمندان گرانقدر عبارتند از:

(Kanga — کانگا, Bartholomae — بارتولومه, Kent — کنت, Jackson — جکسون, Reichelt — رایشلت, Boyce — بویس, Henning — هنینگ, Benveniste — بنونیست, Geldner — گلدنر, Lecoq — لکوک, Lazard — لازار, Grotefend — گروتفند, Hallock — هلک, Hinze — هینتسه, MacKenzie — مکنزی, Skjærvø — شروو, and others)

امیدوارم صاحب‌نظران رشته زبان‌های باستانی ایران نسبت به تکمیل این فهرست و انتشار این پیام اقدام فرمایند. همچنین از صاحب‌نظران سایر رشته‌ها درخواست دارم که بر این کار همت گمارند و در هر رشته تحصیلی، برای دانشمندان حوزه تخصصی خود چنین اقدام ارزشمندی را انجام دهند.

والسلام

محمدحسین صادقی

دانشجوی کارشناسی ارشد زبان‌های باستانی ایران

دانشکده ادبیات دانشگاه شیراز

٣٠ بهمن ۱۴۰۴

١٩ فوریه ۲۰۲۶

holyloveandlife@gmail.com

🌹 🌿 🇮🇷 ❤️ 🙏 💐

In the name of God, and with greetings and blessings upon Muhammad and the Household of Muhammad, I hereby introduce the following scholars as honorary citizens of Iran. I humbly thank these warriors in the trenches of love, peace, science, knowledge, and literature for their tireless efforts in promoting the Persian language and Iran. Surely, without their endeavors, the languages of ancient Iran would not have been discovered and would have remained unknown. I ask Almighty God to immerse their souls in the mercy and paradise of His grace. If they are still alive, I pray that Allah grants them a blessed, healthy, and prosperous life.


Although this matter requires action through the government or the Islamic Consultative Assembly, and I have indeed corresponded in this regard, requesting the official ratification of honorary Iranian citizenship for these individuals, as well as naming streets or academic institutions after them, administrative procedures such as these may sometimes be subject to personal preferences. Therefore, with all my heart, love, and sincerity, I declare these great figures—who have dedicated their lives to the independence of Iran and the flourishing of the Persian language, culture, and mythology of the land of Iran, namely ( Kanga, Bartholomae, Kent, Jackson, Reichelt, Boyce, Henning, Benveniste, Geldner, Lecoq, Lazard, Grotefend, Hallock, Hinze, MacKenzie, Skjærvø, and others )—as eternal honorary citizens of Greater Iran. I hereby publish this declaration.


I hope that experts in the field of ancient Iranian languages will complete this list and disseminate this message. I also respectfully invite scholars in other disciplines to follow suit and take similar action for the distinguished scientists in their respective fields of study.


Peace be upon you.


Mohammad Hossein Sadeghi

Master's Student of Ancient Iranian Languages

Faculty of Literature, Shiraz University

Bahman 30, 1404 (Iranian calendar)

19 February 2026

holyloveandlife@gmail.com

🍀 💞 🇮🇷 🙏 🌷

Im Namen Gottes, mit Grüßen und Segnungen auf Muhammad und die Familie von Muhammad, stelle ich die folgenden Gelehrten als Ehrenbürger des Irans vor. Ich danke diesen Kämpfern in den Schützengräben der Liebe, des Friedens, der Wissenschaft, des Wissens und der Literatur demütig für ihre unermüdlichen Bemühungen zur Förderung der persischen Sprache und des Irans. Sicherlich wären ohne ihre Bemühungen die Sprachen des antiken Irans nicht entdeckt worden und wären unbekannt geblieben. Ich bitte Gott, den Allmächtigen, ihre Seelen in die Barmherzigkeit und das Paradies Seiner Gnade einzutauchen. Wenn sie noch am Leben sind, bete ich, dass Allah ihnen ein gesegnetes, gesundes und wohlhabendes Leben gewährt.


Obwohl diese Angelegenheit Maßnahmen durch die Regierung oder die Islamische Beratende Versammlung erfordert, und ich habe diesbezüglich tatsächlich korrespondiert und die offizielle Ratifizierung der iranischen Ehrenbürgerschaft für diese Personen sowie die Benennung von Straßen oder akademischen Einrichtungen nach ihnen beantragt, können solche Verwaltungsverfahren manchmal persönlichen Vorlieben unterliegen. Daher erkläre ich von ganzem Herzen, mit Liebe und Aufrichtigkeit, diese großen Persönlichkeiten—die ihr Leben der Unabhängigkeit Irans und der Blüte der persischen Sprache, Kultur und Mythologie des Landes Iran gewidmet haben, nämlich (Kanga, Bartholomae, Kent, Jackson, Reichelt, Boyce, Henning, Benveniste, Geldner, Lecoq, Lazard, Grotefend, Hallock, Hinze, MacKenzie, Skjærvø, and others)—zu ewigen Ehrenbürgern Groß-Irans. Ich veröffentliche hiermit diese Erklärung.


Ich hoffe, dass Experten auf dem Gebiet der antiken iranischen Sprachen diese Liste vervollständigen und diese Botschaft verbreiten werden. Ich lade auch respektvoll Gelehrte anderer Disziplinen ein, diesem Beispiel zu folgen und ähnliche Maßnahmen für die angesehenen Wissenschaftler in ihren jeweiligen Studienfächern zu ergreifen.


Friede sei mit euch.


Mohammad Hossein Sadeghi

Masterstudent der antiken iranischen Sprachen

Fakultät für Literatur, Universität Schiras

30 Bahman 1404

18 février 2026

holyloveandlife@gmail.com

♥️ 🌷 🙏 🇮🇷 🌿 💐 ✍️

Au nom de Dieu, avec salutations et bénédictions sur Mohammad et les membres de sa famille, je présente les chercheurs suivants en tant que citoyens d'honneur de l'Iran. Je remercie humblement ces combattants des tranchées de l'amour, de la paix, de la science, de la connaissance et de la littérature pour leurs efforts inlassables pour la promotion de la langue persane et de l'Iran. Sûrement, sans leurs efforts, les langues de l'Iran ancien n'auraient pas été découvertes et seraient restées inconnues. Je demande à Dieu Tout-Puissant d'immerger leurs âmes dans la miséricorde et le paradis de Sa grâce. S'ils sont encore en vie, je prie Allah de leur accorder une vie bénie, saine et prospère.


Bien que cette affaire nécessite une action par le gouvernement ou l'Assemblée consultative islamique, et j'ai effectivement correspondu à cet égard, demandant la ratification officielle de la citoyenneté d'honneur iranienne pour ces personnes, ainsi que la dénomination de rues ou d'institutions académiques en leur nom, les procédures administratives telles que celles-ci peuvent parfois être sujettes à des préférences personnelles. Par conséquent, de tout mon cœur, avec amour et sincérité, je déclare ces grandes figures—qui ont consacré leur vie à l'indépendance de l'Iran et à l'épanouissement de la langue, de la culture et de la mythologie persanes de la terre d'Iran, à savoir (Kanga, Bartholomae, Kent, Jackson, Reichelt, Boyce, Henning, Benveniste, Geldner, Lecoq, Lazard, Grotefend, Hallock, Hinze, MacKenzie, Skjærvø, and others)—en tant que citoyens d'honneur éternels de l'Iran. Je publie par la présente cette déclaration.


J'espère que les experts dans le domaine des langues iraniennes anciennes compléteront cette liste et diffuseront ce message. J'invite également respectueusement les chercheurs d'autres disciplines à suivre cet exemple et à prendre des mesures similaires pour les scientifiques distingués dans leurs domaines d'étude respectifs.


Paix sur vous.


Mohammad Hossein Sadeghi

Étudiant en Master de Langues Iraniennes Anciennes

Faculté des Lettres, Université de Shiraz

30 Bahman 1404

18 février 2026

holyloveandlife@gmail.com

💐 🌿 🇮🇷 🙏🌺 💞 🌳

Nel nome di Dio, con saluti e benedizioni su Maometto e sulla famiglia di Maometto, presento i seguenti studiosi come cittadini onorari dell'Iran. Ringrazio umilmente questi combattenti nelle trincee dell'amore, della pace, della scienza, della conoscenza e della letteratura per i loro instancabili sforzi nella promozione della lingua persiana e dell'Iran. Sicuramente, senza i loro sforzi, le lingue dell'Iran antico non sarebbero state scoperte e sarebbero rimaste sconosciute. Chiedo a Dio Onnipotente di immergere le loro anime nella misericordia e nel paradiso della Sua grazia. Se sono ancora vivi, prego Allah di concedere loro una vita benedetta, sana e prospera.


Sebbene questa questione richieda un'azione attraverso il governo o l'Assemblea Consultiva Islamica, e io abbia effettivamente corrisposto in merito, richiedendo la ratifica ufficiale della cittadinanza onoraria iraniana per questi individui, così come l'intitolazione di strade o istituzioni accademiche a loro nome, procedure amministrative come queste possono talvolta essere soggette a preferenze personali. Pertanto, con tutto il cuore, con amore e sincerità, dichiaro queste grandi figure—che hanno dedicato la loro vita all'indipendenza dell'Iran e alla fioritura della lingua, cultura e mitologia persiana della terra dell'Iran, vale a dire (Kanga, Bartholomae, Kent, Jackson, Reichelt, Boyce, Henning, Benveniste, Geldner, Lecoq, Lazard, Grotefend, Hallock, Hinze, MacKenzie, Skjærvø, e altri)—come cittadini onorari eterni della Grande Iran. Pubblico con la presente questa dichiarazione.


Spero che gli esperti nel campo delle lingue iraniane antiche completeranno questo elenco e diffonderanno questo messaggio. Invito inoltre rispettosamente gli studiosi di altre discipline a seguire questo esempio e ad intraprendere azioni simili per gli scienziati illustri nei rispettivi campi di studio.


Pace su di voi.


Mohammad Hossein Sadeghi

Studente Master in Lingue Iraniane Antiche

Facoltà di Lettere, Università di Shiraz

30 Bahman 1404

18 febbraio 2026

holyloveandlife@gmail.com

❤️ 🇮🇷 🙏 🌺 💞

Во имя Бога, с приветствиями и благословениями Мухаммаду и его семейству, я представляю следующих ученых в качестве почетных граждан Ирана. Я искренне благодарю этих борцов на передовой любви, мира, науки, знания и литературы за их неустанные усилия по продвижению персидского языка и Ирана. Несомненно, без их усилий языки древнего Ирана не были бы открыты и остались бы неизвестными. Я прошу Всемогущего Бога окунуть их души в милость и рай Своей благодати. Если они живы, я молю Аллаха даровать им благословенную, здоровую и процветающую жизнь.


Хотя этот вопрос требует действий через правительство или Исламский Консультативный Совет, и я действительно вел переписку по этому поводу, запрашивая официальное утверждение иранского почетного гражданства для этих лиц, а также присвоение их имен улицам или академическим учреждениям, такие административные процедуры иногда могут подвергаться личным предпочтениям. Поэтому от всего сердца, с любовью и искренностью, я объявляю этих великих деятелей—которые посвятили свою жизнь независимости Ирана и процветанию персидского языка, культуры и мифологии земли иранской, а именно (Kanga, Bartholomae, Kent, Jackson, Reichelt, Boyce, Henning, Benveniste, Geldner, Lecoq, Lazard, Grotefend, Hallock, Hinze, MacKenzie, Skjærvø, и другие)—вечными почетными гражданами Великого Ирана. Настоящим я публикую это заявление.


Я надеюсь, что эксперты в области древних иранских языков дополнят этот список и распространят это сообщение. Я также с уважением приглашаю ученых из других дисциплин последовать этому примеру и предпринять аналогичные действия для выдающихся ученых в соответствующих областях исследования.


Мир вам.


Мохаммад Хоссейн Садеги

Магистрант древних иранских языков

Факультет литературы, Ширазский университет

30 Бахман 1404

18 февраля 2026

holyloveandlife@gmail.com

🍀 🌹 🇮🇷 ❤️ 💐

شهید بزرگوار سعدالله جمشیدی

 بنام خدا، با سلام و عرض ادب   احتراما عزیزانی که از شهید گرانقدر سعدالله جمشیدی هرگونه اطلاع یا عکسی دارند تقاضا می شود به نشانی زیر ارسال ...