Tuesday, October 20, 2026

شهیدان بزرگوار مراد محمدی، عزیزالله کمالی، عبدالمجید عبدی، عنایت

=========================بسم الله الرحمن الذحیم

از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای 09176112253 صادقی، انتشارات هدهد ارسال فرمایید. والسلام، التماس دعا 

=============================

پرتوی از زندگانی شهید بزرگوار مراد محمدی

فرزند علی و سروگل دهقانی

ولادت: 1 اسفند 1346 روستای شهیدآباد سپیدان فارس

شهادت: 28 مهر 1361 ایلام (عملیات محرم، منطقه دشت عباس)

آرامگاه: گلزار شهدای زادگاهش (شهیدآباد)

 

شهید مراد محمدی فرزند علی و سروگل دهقانی در یکم اسفندماه 1346 در روستای شهیدآباد از توابع شهرستان سپیدان دیده به جهان گشود. پدرش علی کشاورزی زحمت‌کش بود و مادرش سروگل بانویی مؤمن و صبور که فرزندان را با عشق به اهل بیت (ع) پرورش داد. مراد در خانواده‌ای کشاورز و زحمت‌کش رشد یافت و با سختی‌های زندگی آشنا شد.

 

این شهید بزرگوار در دوران تحصیل دانش‌آموزی کوشا و ممتاز بود و تا پایه سوم راهنمایی ادامه تحصیل داد. با وجود زندگی در روستا و دوری از امکانات شهری فردی آگاه و اهل مطالعه بود و از طریق کتابخانه‌های جهادی که به روستاها می‌رفتند خود را از لحاظ فرهنگی و عقیدتی تغذیه معنوی می‌کرد. او اهل نماز شب و نماز جعفر طیار بود و بسیار اهل حیا و خودساخته بود.

 

مراد با دوستان و همکلاسی‌هایش شهید سید مسلم سادات و شهید محمدرضا کشاورز پیوندی عمیق داشت. هنگامی که آن دوستانش پیش از او به جبهه رفتند طی نامه‌ای او را نیز به جبهه دعوت کردند. مراد که ایمانی قوی و ارادتی خاص به حضرت امام خمینی (ره) داشت دعوت دوستانش را لبیک گفت و راهی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد.

 

انقلاب اسلامی در بهمن 1357 ثمره ایثار خون هزاران شهید و تحمل شکنجه‌های سخت در زندان‌های طاغوت بود. این انقلاب دست استعمارگران را از این سرزمین کوتاه کرد. اما این طلوع دشمنان تاریکی را خوش نیامد. آنان که سال‌ها بر این ملت حکم می‌راندند تاب دیدن این آزادی و استقلال را نداشتند. پس با تحریک صدام و پشتیبانی همه‌جانبه غرب و شرق جنگی نابرابر را بر این ملت تحمیل کردند. اما در برابر این تجاوز مردمانی از جنس نور و ایمان برخاستند؛ جوانانی که در مکتب امام خمینی (ره) درس عشق و ایثار آموخته بودند و جبهه را دانشگاه عشق می‌دانستند. مراد این نوجوان روستایی که کتاب و ایمان را با هم آموخته بود با لبیک به ندای دوستانش راهی میدان شد تا در دانشگاه عشق درس شهادت را با خون خود بنویسد.

 

او که عاشق امام خمینی (ره) بود با ایمانی قوی و ارادتی خاص و با شجاعت و از خودگذشتگی در سال 1361 در عملیات محرم در دشت عباس حضور یافت و نامش را جاودانه کرد. سرانجام در همین عملیات به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

 

پیکر پاک و مطهرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و مفقود بود تا اینکه پس از تفحص پیکر پیدا شد و در گلزار شهدای زادگاهش (شهیدآباد) به خاک سپرده شد.

 

---

 

متن کامل وصیت‌نامه شهید مراد محمدی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

با سلام به پدر و مادر گرامی‌ام؛ اگر من شهید شدم برای من سیاه نپوشید و به اقوام نصیحت کنید که لباس سیاه بر تن نپوشند و لباس شادی بپوشند، به بچه ها نماز و روزه یاد بدهید تا در زمین روح و جان، نهال تقوا را پرورش دهند.

 

همان‌طور که من از معلمم حسین (علیه‌السلام) درس شهادت و شهامت را آموختم شما هم به برادران من ایثار و شهادت را یاد بدهید.

 

ای مادر جان بگذار تا هر روز برادران کوچکم پوتینم را واکس بزنند و هر روز اسلحه‌ام را بگیرند و روغن‌چرب نمایند و هر روز لباسم را بپوشند تا روزی آن‌ها هم ادامه‌دهنده راهم باشند.

 

مادر عزیزم مرا ببخش که نتوانستم هیچ کاری برایت انجام دهم. من را حلال کن. من به جُندالله پیوستم. تو مرا حسین‌وار به بار آوردی؛ از تو خیلی متشکرم. حق شما به گردن من زیاد است؛ امیدوارم که توانسته باشم اندکی از حق شما را جبران کنم.

 

ای پدر جان تو هم مرا حلال کن که فرزندت هم مانند حسین (علیه‌السلام) در جنگ شهید شد.

 

از مردم مسلمان‌ جیان می‌خواهم که هر کار ناپسندی از من دیده‌اند مرا ببخشند و مرا حلال نمایند. همان‌طور که برادر عزیزم محمدرضا کشاورز را همانند امام حسین (علیه‌السلام) به خاک سپردید مرا نیز بی‌غسل و کفن به خاک بسپارید. در ضمن مرا کنار قبر شهید محمدرضا به خاک بسپارید. خیلی از شما متشکرم.

والسلام: مراد محمدی

تاریخ: 13 / 6 / 1361

 

روحش شاد، یادش گرامی و راهش پررهرو باد. ??

 

---

 

بسم الله الرحمن الرحیم

پرتوی از زندگانی شهید بزرگوار عزیزالله کمالی

فرزند سلیمان و هاجر خانم بانشی

ولادت: 15 شهریور 1343 روستای کمال‌آباد بیضا فارس

شهادت: 30 مهر 1362 سردشت (اصابت گلوله به سر)

آرامگاه: گلزار شهدای زادگاهش (کمال‌آباد)

 

شهید عزیزالله کمالی فرزند سلیمان و هاجر خانم بانشی در پانزدهم شهریور ماه 1343 در روستای کمال‌آباد از توابع شهرستان بیضا دیده به جهان گشود. پدرش سلیمان کشاورزی زحمت‌کش بود و مادرش هاجر بانویی مؤمن و صبور که فرزندان را با عشق به اهل بیت (ع) پرورش داد. اما این شهید بزرگوار در کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید؛ مادرش تنها چند ماه پس از تولد او در سال 1344 دار فانی را وداع گفت و عزیزالله از همان اوان کودکی از آغوش گرم مادر محروم شد.

 

او تحصیلات خود را تا پایان دوره راهنمایی ادامه داد اما به دلیل مشکلات اقتصادی و برای کمک به معیشت خانواده از ادامه تحصیل بازماند و به کارگری روی آورد. عزیزالله در خانواده‌ای کشاورز و زحمت‌کش رشد یافت و پنج خواهر و سه برادر داشت.

 

سال 1357 سالی بود که زنجیرهای استبداد یکی پس از دیگری پاره شد و ملت ایران پس از سال‌ها تحمل خفقان و اختناق طعم شیرین آزادی را چشید. انقلاب اسلامی نه یک حادثه‌ی کوچک بلکه رستاخیزی بزرگ در دل تاریخ بود؛ رستاخیزی که با دستان خالی اما دل‌های سرشار از ایمان کاخ ستم را فرو ریخت و پرچم توحید را بر فراز این سرزمین برافراشت. عزیزالله این جوان روستایی که از کودکی با درد و رنج آشنا بود در فضای پرشور انقلاب رشد یافت و عشق به امام و آرمان‌های انقلاب در وجودش ریشه دواند.

 

با آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز دشمن بعثی به میهن اسلامی عشق به دفاع از دین و ناموس و وطن در وجود عزیزالله شعله‌ور شد. او در سال 1361 دوره آموزش نظامی را در پادگان شهید دستغیب گذراند و به عنوان بسیجی راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد. عزیزالله سه بار به جبهه اعزام شد و در عملیات والفجر 4 در منطقه کردستان (سردشت) حضور یافت.

 

این شهید بزرگوار صبور و مقاوم بود و از همان کودکی با تحمل داغ یتیمی در برابر سختی‌های زندگی ایستاد. او تلاشگر و باوجدان کاری بود و با وجود ترک تحصیل برای کمک به معیشت خانواده به کارگری روی آورد و با پشتکار در کنار پدر به امرار معاش پرداخت. عزیزالله عاشق امام و انقلاب بود و در فضای پرشور انقلاب اسلامی رشد یافت و همین عشق او را به جبهه‌های حق علیه باطل کشاند. او خیلی خوش‌برخورد و مردمدار بود و با وجود سختی‌های زندگی لبخند از لبانش محو نمی‌شد و همین اخلاق نیکو او را در دل اهالی روستا و همرزمانش عزیز کرده بود.

 

سرانجام در تاریخ 30 مهر ماه 1362 در سردشت بر اثر اصابت گلوله به سر توسط مزدوران دشمن و نیروهای عراقی به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر پاک و مطهر این شهید والامقام در گلزار شهدای روستای کمال‌آباد به خاک سپرده شد.

 

پدرش سلیمان نیز در سال 1398 پس از سال‌ها تحمل فراق فرزند شهیدش دار فانی را وداع گفت و به فرزندش پیوست.

 

روحش شاد، یادش گرامی و راهش پررهرو باد. ??

 

==========

 

بسم الله الرحمن الرحیم

پرتوی از زندگانی شهید بزرگوار عبدالمجید عبدی

فرزند فضل‌الله و بلقیس ابوترابی

ولادت: 3 تیر 1345 روستای شمس‌آباد بیضا فارس

شهادت: 14 آبان 1361 عین خوش (عملیات محرم، مرحله سوم)

آرامگاه: گلزار شهدای زادگاهش (شمس‌آباد)

 

شهید عبدالمجید عبدی فرزند فضل‌الله و بلقیس ابوترابی در سوم تیر ماه 1345 در روستای شمس‌آباد از توابع شهرستان بیضا دیده به جهان گشود. پدرش فضل‌الله کشاورزی زحمت‌کش بود و مادرش بلقیس بانویی مؤمن و صبور که فرزندان را با عشق به اهل بیت (ع) پرورش داد. این شهید بزرگوار اولین پسر خانواده بود و چهار خواهر و سه برادر داشت.

 

خانواده‌ی او از روحیه‌ای بسیار خوب، مذهبی و انقلابی برخوردار بودند و عبدالمجید در چنین فضایی رشد یافت. او تحصیلات خود را تا سوم راهنمایی ادامه داد اما سپس ترک تحصیل کرد و برای کمک به معیشت خانواده به کشاورزی روی آورد.

 

انقلاب اسلامی در بهمن 1357 در حالی به پیروزی رسید که کشور تازه از بند استبداد رها شده بود. دشمنان این انقلاب با تحمیل جنگی نابرابر و ایجاد گروهک‌های ضدانقلاب در مرزها به دنبال نابودی این نهال نوپا بودند. در این میان جوانانی از دل روستاها برخاستند که نه با سلاح بلکه با ایمان و تعهد به فرهنگ و آبادانی در برابر این توطئه‌ها ایستادند. با اوج‌گیری انقلاب اسلامی عبدالمجید که جوانی پرشور و انقلابی بود در تظاهرات‌ها و مراسم انقلابی حضوری فعال داشت. او به فرهنگ و کتاب‌خوانی تعهدی عمیق داشت و علی‌رغم اینکه هیچ امکاناتی نبود با زحمت زیاد در روستای خود کتابخانه ایجاد کرد. همچنین در کارهای عمرانی و آبادانی روستا نقش فعالی داشت و به مردم خدمت می‌کرد.

 

با آغاز جنگ تحمیلی عشق به دفاع از دین و میهن در وجودش شعله‌ور شد و به عنوان بسیجی در لشکر 19 فجر فارس راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد.

 

این شهید بزرگوار اهل تفکر و مطالعه بود و علی‌رغم نبود امکانات با تلاش خود کتابخانه‌ای در روستا ایجاد کرد. او فعال و اجتماعی بود و در تظاهرات‌ها و مراسم انقلابی حضوری پررنگ داشت. مسئولیت‌پذیر بود و در کارهای عمرانی و آبادانی روستا پیشقدم می‌شد. با وجدان کاری، خوش‌برخورد و پیش‌سلام بود و در میان اهالی روستا و همرزمانش به اخلاق نیکو و مردمداری شهرت داشت.

 

سرانجام در مرحله سوم عملیات محرم در سال 1361 در منطقه عین خوش مفقودالاثر شد. پیکر پاک و مطهرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند تا اینکه در تاریخ 12 تیر 1371 در جریان تفحص توسط لشکر 19 فجر پیدا شد. سپس با تشییعی باشکوه در زادگاهش روستای شمس‌آباد بیضا به خاک سپرده شد.

 

مادر داغدارش که سال‌ها طعم فراق را چشیده بود در سال 1396 از دنیا رفت و به فرزند شهیدش پیوست.

 

روحش شاد، یادش گرامی و راهش پررهرو باد. ??

 

---

 

بسم الله الرحمن الرحیم

پرتوی از زندگانی شهید بزرگوار عنایت‌الله هوشیار

فرزند رضاخان و جمیله مظلوم

ولادت: 29 آذر 1342 روستای زیادآباد بیضا فارس

شهادت: 9 آبان 1363 کردستان (درگیری با ضد انقلاب)

آرامگاه: گلزار شهدای زادگاهش (زیادآباد)

 

شهید عنایت‌الله هوشیار فرزند رضاخان و جمیله مظلوم در بیست و نهم آذر ماه 1342 در روستای زیادآباد از توابع شهرستان بیضا دیده به جهان گشود. پدرش رضاخان کشاورزی زحمت‌کش بود و مادرش جمیله بانویی مؤمن و صبور که فرزندان را با عشق به اهل بیت (ع) پرورش داد. خانواده‌ی آن‌ها از وضعیت مالی مناسبی برخوردار نبود و امور زندگی به سختی می‌گذشت.

 

عنایت‌الله توفیق تحصیل نیافت و از همان کودکی به کارگری و کشاورزی روی آورد تا یاری‌رسان خانواده باشد. این شهید بزرگوار سه برادر و دو خواهر داشت و یکی از برادرانش نیز جانباز است.

 

انقلاب اسلامی ایران که در بهمن 1357 به رهبری امام خمینی (ره) به پیروزی رسید دست مستکبران را از این سرزمین کوتاه کرد. اما دشمنان این انقلاب با تحریک صدام و پشتیبانی غرب و شرق جنگی نابرابر را بر ما تحمیل کردند. در کنار این جنگ کردستان به محل حضور گروهک‌های ضدانقلاب معاند و محارب تبدیل شده بود؛ کسانی که با حمایت بیگانگان به دنبال جدا کردن کردستان از ایران عزیز بودند و آتش ناامنی و تجزیه‌طلبی را در این منطقه برافروخته بودند. در چنین شرایطی جوانانی چون عنایت‌الله که از دل روستاها و با دستان خالی برخاسته بودند برای دفاع از دین و تمامیت ارضی کشور به جبهه‌های حق علیه باطل شتافتند و در برابر این توطئه‌ها ایستادند.

 

با آغاز جنگ تحمیلی عشق به دفاع از دین و میهن در وجودش شعله‌ور شد. او در اولین فرصت خود را برای خدمت به انقلاب اسلامی معرفی کرد و به عنوان سرباز وظیفه راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد. عنایت‌الله در گروهان دوم گردان 192 لشکر 23 نیروهای مخصوص مشغول به خدمت شد.

 

این شهید بزرگوار متأهل بود؛ عقد رسمی کرده بود اما هنوز ازدواج نکرده بود که به جبهه رفت.

 

سرانجام در تاریخ 9 آبان ماه 1363 در کردستان در درگیری با ضد انقلاب بر اثر اصابت ترکش به سر و شکم به فیض عظیم شهادت نائل آمد و در گلزار شهدای زادگاهش (زیادآباد) به خاک سپرده شد.

روحش شاد، یادش گرامی و راهش پررهرو باد. ??

=============================

از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای 09176112253 صادقی، انتشارات هدهد ارسال فرمایید. والسلام، التماس دعا 

=============================

No comments:

شهیدان بزرگوار مراد محمدی، عزیزالله کمالی، عبدالمجید عبدی، عنایت

=========================بسم الله الرحمن الذحیم از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای...