پرتوی از زندگی شهید بزرگوار حیدر کلمبه
فرزند علی رمضان و ماهعنبر نامجو
ولادت: ۷ تیر ۱۳۴۰ شهرستان فسا
شهادت: ۷ دی ۱۳۶۵ جزیره مجنون
آرامگاه: گلزار شهدای مرودشت
شهید حیدر کلمبه، فرزند علی رمضان و ماهعنبر نامجو، در هفتمین روز از تیرماه سال ۱۳۴۰ در شهرستان فسا، در خانوادهای مؤمن، اصیل و عشایری از تیره «کلهلو» ایل خمسه، چشم به جهان گشود. پدرش که مردی کارگر و زحمتکش بود، برای تأمین معاش در کوره آجرپزی کار میکرد و حیدر نیز از همان نوجوانی در کنار پدر، تن به این کار سخت و طاقتفرسا داد. اگرچه تحصیلات خود را تا پایان دوره ابتدایی و پایه چهارم دبستان ادامه داد، اما عشق وافر او به مسائل دینی و مجالس اهل بیت (ع)، ایمانی راسخ و اعتقادی ناب در وجودش پرورش داد. او در میان ۳ برادر و ۲ خواهر، به غیرت مثالزدنی و تعصب بینظیر نسبت به خاک وطن و ناموس، شهره بود.
در دوران اوجگیری نهضت اسلامی، حیدر با شور و شوق فراوان در تمام تظاهرات خیابانی حضور مییافت و در پخش اعلامیههای امام خمینی، نقشی فعال بر عهده گرفت. او در مجالس و جلساتی که توسط روحانیت علیه رژیم پهلوی برگزار میشد، حضوری مستمر و تأثیرگذار داشت. این شهید بزرگوار به دلیل ایمان راسخ، همواره احترامی ویژه برای پدر و مادر قائل بود و در میان مردم به اخلاق نیکو، رفتار پسندیده و معاشرت شایسته، زبانزد خاص و عام بود.
وی فردی مردمدار، قوموخویشدوست و اهل صله رحم بود، در دعاهای کمیل و توسل مساجد شرکت فعال میکرد. همچنین در کلاسهای ایدئولوژی و آموزشی گروه مقاومت محله حضور مییافت. پس از طی این مراحل و با وجود تمام سختیهای زندگی، در سال ۱۳۶۳ تصمیم به تشکیل خانواده گرفت و ثمره این ازدواج ۲ فرزند پسر بود.
با آغاز جنگ تحمیلی و به رغم مشغله کارگری و مسئولیتهای سنگین خانوادگی، شوق دفاع از میهن او را بیقرار ساخت. به همین سبب به عنوان بسیجی سپس پاسدار وظیفه و در قالب گردان امام سجاد (ع) لشکر ۱۹ فجر به جبهههای نبرد حق علیه باطل اعزام شد. او به دلیل شدت علاقه به امام حسین و حضرت اباالفضل و شهیدان، همیشه آرزوی شهادت را در دل میپروراند. خاطرهای از او نقل شده که وقتی شنید در بمباران پالایشگاه چند نفر شهید شدهاند، با اشتیاق گفت: «ای خدا یعنی میشه نوبت ما هم برسه؟». او حتی پیش از اعزام، نشانههای خال سینه و انگشت پایش را برای شناسایی به چند نفر نشان داد و پیشبینی کرد که «من بیسر و دست و پا میشوم».
سرانجام این رزمنده دلاور، در هفتمین روز از دیماه سال ۱۳۶۵ در جزیره مجنون و بر اثر انفجار و بمباران شدید دشمن، پیکر پاکش متلاشی و غیرقابل شناسایی شد. به خانوادهاش گفته شد شهیدی است که وضعیت مناسبی ندارد و قابل شناسایی نیست؛ اما آنها با اشاره به پیشگویی خودِ شهید گفتند: «این خود حیدر است، نیازی به شناسایی ندارد، البته به روش دیگر نیز شناسایی شد». این عشایرزاده شجاع، غیور و از خودگذشته، دقیقاً همانگونه که میخواست، با فدا شدن و متلاشی شدن بدن در راه دین، میهن و ناموس، به زیباترین آرزوی زندگیاش که شهادت مثل سیدالشهداء بود رسید. پیکر پاکش با حضور مردم و بسیجیان و عشایر ایل قشقایی در گلزار شهدای مرودشت به خاک سپرده شد.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
🌹 🇮🇷 💗 🙏 ✌️
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار احد رمضانی
فرزند احمد و صفیه عرب
ولادت: ۲ فروردین ۱۳۳۸ در روستای جلیان مرودشت
شهادت: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۲ تپه کدو (منطقه حاج عمران)
آرامگاه: گلزار شهدای روستای جلیان
شهید احد رمضانی، فرزند احمد و صفیه، در دومین روز از فروردینماه سال ۱۳۳۸ در روستای جلیان از توابع شهرستان مرودشت، در خانوادهای مومن، زحمتکش و پاکدامن با اعتقادات ناب اسلامی دیده به جهان گشود. او دومین پسر خانواده بود و در میان ۴ برادر و ۲ خواهر، در دامان پدر و مادری که عشق به اهل بیت (ع) و روحیه ایثار در آنها جاری بود، رشد یافت.
احد تحصیلات خود را تا مقطع ششم قدیم به پایان رسانید و پس از آن برای امرار معاش زندگی خود و خانواده، به عنوان کارگر در کارخانه آزمایش مشغول به کار شد. او طبق سنت حسنه پیامبر اکرم (ص) ازدواج نمود و ثمره این ازدواج ۳ فرزند پسر بود. پسران اول و دوم ایشان در دوران طفولیت دار فانی را وداع گفتند و فرزند سومش پس از شهادت پدر به دنیا آمد؛ فرزندی که نام پدر شهیدش را بر خود دارد تا یاد و راه او برای همیشه زنده بماند. برادر ایشان نیز از جانبازان سرافراز و دلاور دفاع مقدس است که این خود نشان از روحیه ایثارگری و فداکاری این خانواده بزرگوار دارد.
انقلاب اسلامی که با خون هزاران شهید آبیاری شد، از همان ابتدا در معرض توطئههای دشمنان خارجی و فتنههای گروهکهای داخلی قرار گرفت؛ دشمنانی که هر یک برای خاموش کردن این مشعل فروزان الهی تلاش کردند، اما همیشه با غیرت و بصیرت مردانی مواجه شدند که به خوبی میدانستند دفاع از این انقلاب، دفاع از اسلام، خاک، ناموس و عزت ایرانی است. احد از جمله همین مردان با غیرت بود؛ او که با آغاز جنگ تحمیلی، دفاع از میهن را بر آرامش دنیا مقدم میشمرد و خطر تجاوز دشمنان بعثی و ایادی داخلیشان را به خوبی درک کرده بود، از طریق یگان بسیج به عنوان رزمنده راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل گردید.
این شهید بزرگوار که عضو تیپ المهدی سپاه استان فارس بود پس از رشادتها، از جان گذشتگیها و دلاوریهای فراوان، سرانجام در هفدهمین روز از اردیبهشتماه سال ۱۳۶۲ در تپه کدو در منطقه حاج عمران، بر اثر اصابت ترکش به سر و بدنش به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به آرزوی دیرینهاش رسید. پیکر پاک این شهید والامقام در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد. پدر بزرگوارش در سال ۱۳۷۴ و مادر گرامیاش نیز در سال ۱۳۹۵ دار فانی را وداع گفتند و به فرزند شهیدشان پیوستند.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای 09176112253 انتشارات هدهد، صادقی ارسال فرمایند. والسلام، التماس دعا
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار علی اقبالی
فرزند امرالله و زهرا رمضانی
· ولادت: ۲ فروردین ۱۳۲۸ در روستای شمسآباد برزو (مرودشت)
· شهادت: ۱۷ شهریور ۱۳۶۲ در تپه کدو (حاج عمران)
· آرامگاه: گلزار شهدای روستای جلیان
شهید علی اقبالی، فرزند امرالله و زهرا رمضانی، در دومین روز از فروردینماه سال ۱۳۲۸ در روستای شمسآباد برزو از توابع شهرستان مرودشت، در خانوادهای مومن و متدین دیده به جهان گشود. او فرزند اول خانواده بود و در میان ۳ برادر و ۲ خواهر رشد یافت.
علی از همان نوجوانی به اخلاق و رفتار بسیار خوب، مردمداری، تواضع و کمک به حال دیگران شهرت داشت. او که اهل نماز و دیانت بود، سواد خود را از طریق نهضت سوادآموزی تکمیل کرد و سپس برای امرار معاش زندگی خود و خانواده، به عنوان کارگر در کارخانه آزمایش مشغول به کار شد. او طبق سنت حسنه پیامبر (ص) ازدواج نمود و ثمره این ازدواج ۵ فرزند (۲ پسر و ۳ دختر) بود.
با آغاز جنگ تحمیلی زمانی که بعثیون به کشور انقلاب اسلامی ما حمله کرده بودند، علی با وجود مسئولیت سنگین خانواده، به عنوان بسیجی از یگان تیپ المهدی و گردان ۲، به همراه دیگر جوانان این مرز و بوم راهی جبهههای حق علیه باطل گردید. سرانجام این شهید بزرگوار با رشادتها و دلاوریهایی که در جبهههای نبرد از خود به جای گذاشت، در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۶۲ در منطقه تپه کدو (حاج عمران) بر اثر اصابت ترکش به پا، شکم و سر به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به آرزوی دیرینهاش رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای روستای جلیان به خاک سپرده شد. پدر بزرگوارش در سال ۱۳۶۸ و مادر گرامیاش نیز در سال ۱۳۸۲ دار فانی را وداع گفتند و به فرزند شهیدشان پیوستند.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
متن کامل وصیتنامه شهید علی اقبالی
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیت نامه علی اقبالی تاریخ ۱۳۶۲/۶/۱۲ : اینجانب علی اقبالی با آگاهی کامل و مسئولیت هایی که در برابر خون شهیدان داشتم این جهاد فی سبیل الله را انتخاب کردم و به فرمان امام والا مقام عازم جبهه های حق بر علیه باطل شدم و امیدوارم که همسرم همچون زینب صبر و استقامت داشته باشید و بچه ها را نگهداری کنید و آنها را در مسیر انقلاب اسلامی حرکت دهید و از لطفعلی عزیزم میخواهم که راهم را ادامه دهد، همسر عزیزم یادت باشد که خداوند منان با صابران است همیشه نمازت را اول وقت بخوان و هر وقت به یاد کشته شدن من افتادی برای امام حسین (ع) و زینب اسیر گریه کن و هیچ وقت فکر نکن آنهایی که در راه خدا جهاد کردند و کشته شدن مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدا روزی می خورند و من آرزوی کشته شدن در راه خدا را داشتم که خداوند این سعادت را نصیب کرد خداوند تبارک و تعالی را شکر میکنم که من را در رختخواب مرگ به سراغم نفرستاد و امیدوارم که این حقیر را حلال کرده باشید امید است بعد از من زندگی را با کامل راستی و سرپرستی از بچه ها بگذرانید والسلام علیکم و رحمه و برکاته دعا برای امام و رزمندگان اسلام یادت نرود برای آخرین بار خدمت شما همسر عزیز و ۳ فرزند مهربانم سلام میرسانم . علی اقبالی .
🌹 🙏 🌺 🇮🇷 💗 🍀
از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای 09176112253 انتشارات هدهد، صادقی ارسال فرمایند. والسلام، التماس دعا
🌹 🍀 🌺 🇮🇷 🌿 ✌️ 🙏
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار علی محمد سیفی
فرزند شیرزاد و عشرت میری
ولادت: ۱۰ مرداد ۱۳۴۳ در مرودشت
شهادت: ۱۷ شهریور ۱۳۶۳ در کوشک
آرامگاه: گلزار شهدای روستای نوسنجان
شهید علی محمد سیفی، فرزند شیرزاد و عشرت میری، در دهمین روز از مردادماه سال ۱۳۴۳ در شهرستان مرودشت، در خانوادهای متدین، زحمتکش دیده به جهان گشود. علی محمد چهارمین فرزند خانواده بود و در میان ۷ خواهر و یک برادر، در محیطی صمیمی و سرشار از عشق به اهل بیت (ع) رشد یافت.
او که از همان کودکی در کنار پدر و خانواده با تلاش و کار کشاورزی و دامداری بزرگ شد، از بینش عمیق و خوبی نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی، امام خمینی (ره) و شهیدان والامقام برخوردار بود. علی محمد با اخلاقی بسیار عالی و برخوردی گرم و صمیمی، همواره زبانزد مردم بود؛ او اهل گذشت و فداکاری بود و عشقی وافر به اهلبیت (ع) و شهدای اسلام، بهویژه حضرت سیدالشهداء (ع) در دلش میتپید.
پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، ضربهای کاری بر پیکر استکبار جهانی بود و دستهای آلوده غارتگران و سلطهگران را از منابع و ثروتهای این سرزمین برای همیشه کوتاه کرد. دشمنان که تحقق استقلال واقعی و عزت ایرانیان را برنتابیدند، با تهاجم همهجانبه و حمایت گسترده کشورهای غربی و مرتجع عربی، جنگی ویرانگر را بر ملت مظلوم ایران تحمیل نمودند تا بار دیگر خاک پاک این مرز و بوم را به اشغال خود درآورند. علی محمد که در مکتب عاشورا و سیدالشهداء (ع) پرورش یافته بود، با بصیرت و شناخت کامل از این توطئه بزرگ دشمنان، در کنار سایر جوانان غیرتمند ایران اسلامی، لباس مقدس رزم را بر تن کرد و برای دفع تجاوز دشمنان و پاسداشت خون شهدا، به جبهه رفت.
پس از آغاز جنگ تحمیلی، او دفاع از میهن اسلامی را بر ادامه تحصیل مقدم شمرد و به عنوان بسیجی، سپس پاسدار وظیفه از یگان مهندسی رزمی نصر عازم جبهههای نبرد حق علیه باطل شد. سرانجام این جوان با غیرت، در هفدهمین روز از شهریورماه سال ۱۳۶۳ در منطقه عملیاتی کوشک، بر اثر اصابت ترکش به پهلو به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به معشوق ازلی خود پیوست. پیکر پاک این شهید والامقام در گلزار شهدای زادگاهش روستای نوسنجان (نُهسنجان) رامجرد به خاک سپرده شد.
لازم به ذکر است که پدر بزرگوار ایشان در سال ۱۴۰۱ دار فانی را وداع گفت و به فرزند شهیدش پیوست.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
No comments:
Post a Comment