Friday, July 07, 2023

شیعه ، اهل سنت پیغمبر است - سنت احمد ولای حیدر است.... غدیر مبارک

 بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایتة علی ابن ابی طالب و اولاده المعصومین صلواة الله علیهم اجمعین.

*
با سلام و عرض ادب و تبریک غدیر


مثنوی : روح پیغام غدیر
شیعه ، همسو با مرام اولیا
عشق می‌ورزد به کل انبیا
عشق ورزیدن به کل کائنات
شیعه را سرلوحه باشد در حیات
هست احمد برترین مخلوق حق
اشرف و کامل‌ترین مخلوق حق
عشق بر احمد، طریق انبیاست
چونکه او معشوق و محبوب خداست
هرکسی بر حضرت حق، عاشق است
عاشق او نیز ذات خالق است
برترین عاشق به حق چون مصطفاست
مصطفی هم برترین یار خداست
چون حبیب است و بُود محبوب حق
عشق بر احمد، بُود مطلوب حق
*
کیست احمد؟ جمع زهرا و علی
ذات حق در چارده نور جلی
شیعه با اسماء پاک اولیا
عشقباری می‌نماید با خدا
هیچ دین و مذهبی در روزگار
نیست مثل شیعه، غرق عشق یار
شیعه می‌میرد برای اولیا
می‌نماید جان فدای اولیا
می‌رود قربان نام اهلبیت
می‌شود از جان غلام اهلبیت
*
شیعه اهل سنت پیغمبر است
سنت احمد، ولای حیدر است
گر ندارد مسلمی این را قبول
فارغ است از دین و آئین رسول
*
گر نبودی خطبۀ ناب غدیر
باز، بودی مرتضی مولا و میر
گفت: هرکس من به او هستم «ولّی»
بعد من مولای او باشد علی
این «ولّی» دارد دو معنا در شعار
هم امیر و جانشین هم دوستدار
مرتضی در هر دو معنا مقتداست
هم امیر‌المؤمنین هم عشق ماست
آنچه باشد روح پیغام غدیر
نیست تنها انتخاب آن امیر
بلکه باشد نعمت تکمیل دین
منت خاص خدا بر مسلمین
والسلام
محمد حسین صادقی – زرقان فارس

دانلود کتابهای صلواتی انتشارات هدهد

هوالجمیل / با سلام و عرض ادب و خیر مقدم / نظرات شریفتان را دیده در راهیم

دانلود ۱۸ کتاب صلواتی در همین سایت

دانلود 17 کتاب صلواتی هدهد  در سایت کتابراه

وبلاگ قبلی انتشارات هدهد، + وبلاگ امام زادگان عشق، شهدای زرقان

وبلاگ کوثریه ، شعر، + وبلاگ شاهزاده قاسم زرقان ،

والسلام - محمد حسین صادقی - مدیر انتشارات هدهد

hodhodzar@gmail.com + 09176112253

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

Monday, July 03, 2023

ولایت چنان بذر صلح جهانی - نهان است در فطرت سبزه زاران

 

اعجاز جاری

در مدح و منقبت اهلبیت و انتظار فرج و سوگ امامین عسکریین (ع)و بیان حدیثی از حضرت محمد (ص) به نقل از کتاب: اصول کافی،کتاب‌الحجه– باب «ما جاء فی الاثنی عشر و النص علیهم»

 

گذشتند از پشت هم روزگاران
زمان می‌گذشت و پیام پیامبر
و گفتند حرف نبی یک دروغ است
ولیکن درست آمد از آب بیرون

 

روان بود این معجز پیشگوئی
حدیثی که هر دوره اعجاز می‌کرد
امامان یکایک رسیدند و رفتند
شناسائی جبهه‌ی حق و باطل
به گرد وجود امامان بر حق
چو دشمن عیان دید اعجاز جاری
در افکند طرحی به تبعید هادی
که از او و فرزند او پا نگیرد
که حرف پیامبر سِتَروَن بماند
سیه‌تر ز دوران آن عسکریین
علیَ‌النّقی گشت محصور و تبعید
زمانی پر از فتنه و دین فروشی
پر از اختناق و فساد و تباهی
روان بود اشک حریم تشیع
شکستند دزدان چراغ هدایت

 

پس از آن امام هدی ، جانشینش
و بر عسکری حلقه‌ها تنگ‌تر شد
ولی شد تولد امام زمانها
امام هدی حضرت مهدی آمد
ولی گشت غایب به اذن الهی
و شد نقشه‌ی دشمنان نقش بر آب
حدیث رسول خدا شد محقَق

 

ولی یافت در کل دوران ادامه
به هر روزگاری جهان تشیع
ولی شد شکسته حصار تجاهل
و شد شیعه با « اجتهاد و تفکر»
و در آرمانشهر سبز تشیع
جدا نیست قرآن ز عترت ، از این رو
و دشمن جدا کرد عترت ز قرآن
دو بال است در منطق‌الطیر معراج
پریدن به یکبال ممکن نباشد
دو بالند قرآن و عترت، که با آن

 

مضامین ناب حریم ولایت
بلندای اندیشه‌ی شعر شیعی
لطیف است فکر رشید تشیع
رسیده به جغرافیای محبت

 

اگر نام دشمن روان بر قلم شد
اگر شد بیان وصف اعجاز جاری
اگر قرنها شعر خونرنگ شیعی
هدف بوده تشریح دشمن شناسی
و دشمن همین جاست،در سینه‌ی من
منی که شدم بَرده‌ی جهل و ظلمت
منی که زدم تیغ بر پشت فطرت
منی که شکستم چراغ تعقل
من غاصب خائن دیو سیرت
من بی‌تفکر ، من بی‌هویت
جهادی است اکبر کنون پیش رویم
منی که به اکسیر وحدت شود «ما»

 

ولایت نباشد چنان پادشاهی
«ولی» اسم اعظم بُود در خلائق
ولایت چنان بذر صلح جهانی
رسولی که آینده را می‌شناسد
بشر عاقبت می‌شود یار مهدی
علمـــدار سرچشـــمۀ خودشنــاسی
و نورِ اراده کند محو و باطل
غلاما تو از عشق ، تنها، سخن گو
همان عشق عاقل ، همان عقل عاشق

 

 

و خفتند در خون خود شهسواران
به هم منتقل می‌نمودند یاران
همه دشمنان و سیاستمداران
همه نامهای ولایتمداران

 

به هر نسل مانند سیلاب و باران
به نام امامی ز آئینه داران
و کردند هر دوره را نور باران
شد آسان برای همه حقگزاران
چو پروانه گشتند انبوه یاران
جدا کرد آئینه از جمع یاران
و محصور کردش میان سواران
گل سرخ موعود چشم انتظاران
و مردم نبینند آن گلعذاران
نبوده است در پهنه‌ی روزگاران
چنان آفتابی میان حصاران
که دین بود در سلطه‌ی نیزه‌داران
پر از ناله و گریه‌ی سوگواران
ز هجران هادی چو ابر بهاران
و گشتند با حیله از کامکاران

 

«ولّی» شد به جمعیت بیقراران
حسن ماند تنها میان تتاران
چو موسی‌بن عِمران میان حصاران
و پایان پذیرفت اندوه یاران
که سازد جهان تا ابد نورباران
ز لطف خداوند آن شهریاران
و پیروز گشتند کشتی سواران

 

جنایات دشمن هزاران هزاران
بسی ضربه‌ها دید از فتنه‌کاران
به هر دوره با غیرت پاسداران
بهین مکتب عزت هوشیاران
رسیدند بر کام خود بختیاران
که خواهد به هر دوره آموزگاران
که مردم نبینند آن رازداران
ضروری در اندیشه‌ی بالداران
تعادل نباشد در افراط‌کاران
رهیدند از حبس «خود» رستگاران

 

زلال است و روشن چو ذهن بهاران
ستبر است چون سینه‌ی کوهساران
چو افکار خورشید در لاله‌زاران
کنون عطر تاریخ امیدواران

 

و اشک قلم ریخت چون چشمه‌ساران
و تکریم و تعظیم کوثرتباران
شده منبر و سنگر خون‌نگاران
که اصل است در جبهه‌ی سربداران
و هستند مانند من ،  بیشماران
و کردم هر آئینه را سنگباران
و گشتم چو بازیچۀ دام‌داران
و مغز زمان را خوراندم به ماران
من بی‌اراده ، من جیره‌خواران
که گردیده‌ام مسخ در روزگاران
به رسم شهیدان و شب زنده‌داران

چنان آرمانشهر پیر جماران
 

«ولی» نیست همرنگ بی‌اعتباران
که گردد جهان، محض او، فیض‌باران
نهان است در فطرت سبزه‌زاران
خبر داده از دولت حق‌مداران
علیرغم نیرنگ شیطان‌تباران
ببخشد به روح بشر ، آبشاران
شبِ جبر تاریخ  بی‌اختیاران
که کرده تو را وصل با تاجداران
که شد راز معراج پرافتخاران

والسلام - محمد حسین صادقی - به نقل از کتاب شربف کوثریه

An Elegy for Flight 655 - Iranain Airplane

In The Name of Allah 

An Elegy for Flight 655 

 

My little brave canoe of love 

is carrying my furious volcano of revenge 

In a familiar stormy sea 

and an unknown dark night. 

The canoe is mourning and searching the Blood Vortex 

In an endless beginning tide 

and a crowded loneliness, 

and the volcano is going to awake 

The Damavand[1]  and Fuji Yuma’s[2] spirits at once together 

to elegize and eternalize the saddest narration of love and life's 

death 

in memories of Hiroshima and Nagazaki[3] 

and Iranian Flight[4] number 655  

 

* 

To find the depth of the massacre 

let's light our candles of hearts in the chest of history 

by Putting ourselves instead of those innocent peace messengers.

Let's imagine the bloody moments 

And rebuild and review the massacre: 

It was lunch time of Sunday July 3, 1988 

The waitresses were serving the packed foods 

And the mothers were feeding their dear ones 

and speaking to each other happily. 

The Iron bird was calmly flying at sky 

On the usual path of civilian flights, 

The space of j ourney was full of sweet fragrance of affections.

And everything was OK 

Suddenly, the whole thing was ended 

by missile of the damned Vincennes 

And 290 torn bodies were dancing 

From the sky to the sea 

And the Persian Gulf became their purplish grave. 

They had no time to understand what happened 

Even, the parents couldn't hug their children, 

Accordingly, "the Axis of Evils" said: 

"I'm not an apologize-for-America kind of guy." 

And foolishly regarded the massacre as closed, 

But every free thinker regards it as an open issue forever 

As the unforgettable memories of Hiroshima and nagazaki. 

Surely, we have power and right to avenge 

But we never pay back evil by evil 

We give peace flowers to US nation and all human beings, 

This is our heavenly revenge. 



 

[2] -The highest mountain peak and volcano in Japan. 

[3]  -The nuclear attacks on the Japanese cities of Hiroshima and Nagasaki in 

August 1945during the final stage of World War II, by USA, which killed at least 

129,000 people.

 

[4] - Iran Air Flight 655 from Tehran to Dubai was shot down by USS Vincennes 

On 3 July 1988 which led to the loss of life of 290 innocent people from six 

nations including 66 children. There were 38 non-Iranians aboard. Certainly, the 

downing of flight 655 has been the deadliest tragedy in aviation history, but 

comparing to Hiroshima and nagazaki nuclear bombardment; it is the smallest 

crime of USA cruel rulers against humanity and existence.

Saturday, July 01, 2023

کتاب امام زادگان عشق - free download book

 

بنام خدا/ با سلام و عرض ادب.......، از خانواده های معظم شهدای شهید آباد و کل شهرستان بیضا، دوستان، صاحبنظران، ایثارگران و بسیجیان عزیز خواهشمندیم کتاب زیر را دانلود، مطالعه و پیشنهادات و  اشکالات آن را با شماره ۰۹۱۷۶۱۱۲۲۵۳ صادقی، تذکر دهید تا قبل از چاپ، با نام خودتان، تصحیح و تکمیل شود. اجرتان با سیدالشهدا ء علیه السلام 

دریافت صلواتی کتاب امام زادگان عشق، شهدای گرانقدر شهیدآبادبیضا

شامل زندگینامه ها و وصیت نامه ها / ۴۸ صفحه رُقعی، حجم: 887 کیلوبایت، یا علی، التماس دعا

Friday, May 26, 2023

درود بر عاشقان امام حسن مجتبی برای کمک به تکمیل ساختمان مسجدش در زرقان فارس

  به اسم اعظمت پروردگارا

روا کن حاجت مشروع ما را

عکس و توضیحات بیشتر = 00989176112253

درود بر عاشقان امام حسن مجتبی برای کمک به تکمیل ساختمان مسجدش در زرقان فارس

=========================

God bless Imam Hassan Mojtabaa's lovers for helping the completion of his mosque in Zarqan, Fars

In the name of your greatness, Lord

Satisfy our legitimate need

more info and pics: 00989176112253

Mohammad Hossein Sadeghi

Zarqan Fars


Wednesday, April 26, 2023

این بیکرانه منظم هدفدار نشانه حقانیت ماست

هوالجمیل

سند حقانیت تشیع

سلام دوست عزیز، خداقوت، خوش آمدی

برای اثبات حقانیت ما به بالای سرت نگاه کن، آسمان و بینهایت ستاره را می بینی که میلیاردها سال است دارند با نظم و سرعت خاصی در مدارهای مشخصی می چرخند و زمین ما که بین آنها کوچکتر از یک دانه شن است در کویر، چنان کوچک است که اصلاً انگار وجود ندارد.

اگر یک دوچرخه کوچک، خود به خود، بدون سازنده به وجود آمده باشد کیهان هم می تواند بی صانع و بی ناظم به وجود آمده باشد. پس همانگونه که دوچرخه سازنده دارد این «بیکرانه منظم هدفدار» هم صانع و خالق دارد، خالقی که مخلوقاتش را به عبث و بیهوده نیافریده و برای انسان که اشرف مخلوقاتش است برنامه دارد، برنامه لذت بردن از حیات که نامش دین است و ادیان همه یک هدف داشته و دارند : سعادتمند شدن انسان.

وآخرین فرستاده خدا پیامبر عزیز ما حضرت محمد ابن عبدالله است که اسلام دین اوست و اسلام واقعی تشیع است که امام آن اکنون حضرت مهدی صاحب الزمان است و جمهوری اسلامی طرح خداوند برای زمینه سازی ظهور و حکومت اوست. اگر سؤالی بود از طریق ایمیل زیر پاسخگو هستم.

hodhodzar@gmail.com

ارادتمند : محمد حسین صادقی

هدهد ایران 00989176112253

یا علی مدد                                                                      

In the name of ALLAH

Document of Shia righteousness

Hello

Dear friend, May God give you health and strength, welcome

to prove our truth, look above your head, you see the sky and the infinity of stars that have been rotating in specific orbits with a certain order and speed for billions of years, and our earth, which is smaller than a grain of sand in the desert,  that it doesn't seem to exist at all.

And the last messenger of God is our beloved Prophet Muhammad Ibn Abdullah, that Islam is his religion, and the true Islam is Shiism, whose first Imam is Ali ibn Abitaleb and the last Imam (twelfth Imam) is now Hazrat Mahdi Sahib al-Zaman, and the Islamic Republic of Iran is God's plan to lay the groundwork for his emergence and rule. If you have any questions, please send via the email below

Sincerely yours

hodhodzar@gmail.com

Mohammad Hossein Sadeghi

Hodhod, Iran 00989176112253

ya_Ali_madad

02/02/06

Sadeghi, Mohammad Hossein

 

                                                                        

 

 

 

 


Monday, April 24, 2023

پرواز با قفس

بسم الله الرحمن الرحیم

یک جوجه جبرئیل که سوغات دلبر است - هر شب مرا به خلوت محبوب ، رهبر است

این تن چو وزنه‌ای است بر اندیشه‌ی عروج - این وزنه زندگی است که خود عین شهپر است

من با دو بال اوست که آزاد می‌شوم - او با دو دست من به دل حبس اندر است

من از رحیق قدسی او شاد و زنده‌ام - او از حریق دوزخ من ، زار و مضطر است

روح خداست قائمه‌ی خیمه‌ی حیات - روحی که حبس گشته به زندان پیکر است

قصیده 120 بیتی «پرواز با قفس» / منبع : کتاب کوثریه ، صفحه 363 -انتشارات هدهد 1397

بقیه در ادامه مطلب 

به نام خداوند جان وخرد

با سلام و عرض ادب، قصیده 120 بیتی «پرواز با قفس» از کتاب کوثریه (صفحه 363 -انتشارات هدهد   1397) تقدیم حضوتان می شود که ابیات را عمداً شماره گذاری کرده ام برای دسترسی سریع در ارجاعات....

و اما موضوع اصلی شعر : جهان هستی قائم به روح خداست و روح خدا از بین نمی رود پس مرگ هست و وجود ندارد همانگونه که زندگی نیست و وجود دارد،... در قصیده فلسفی عرفانی پرواز با قفس به این موضوع مهم و دهها موضوع جانبی دیگر پرداخته می شود که بدون شک برای ارباب تفکر، بسیار دلنشین و آرامبخش و حیرت افزاست، و برای جوامعی که آن را از دل و جان بفهمند مظهر  صلح و آرامش و یقین و عشق به هستی و  همزیستی مسالمت آمیز است... اما تمام ابیات آن بحث برانگیز است و نیاز به تفکر و تدبر در آفرینش دارد که در مکتب متعالی اسلام بزرگترین عبادت محسوب می شود...

در پایان به اطلاع دوستان عزیز (غیر فارسی زبان و هموطنان خارج از کشور) که مایل به دریافت ترجمه انگلیسی این شعر بودند می رسانم  که در حال ترجمه آن هستم ولی متخصصان گرامی می دانند که حتی ماهرترین مترجمان نمی توانند زیبائی های واقعی شعر را آنگونه که هست ترجمه کنند؛ ماشینهای ترجمه که حتی برخی از کلمات و اصطلاحات را وارونه ترجمه می کنند لذا برای دریافت معنای حقیقی شعر باید به زبان و ادبیات اصلی (یعنی فارسی ایرانی) مسلط شد اگرچه تک تک ابیات این شعر حتی در زبان اصلی نیز نیاز به پاورقی و شرح و تفسیر دارد... عزیزان می توانند برای دریافت کتاب شریف کوثریه اینجا را کلیک کنند..... هنیئاً لکم... والسلام

 

پرواز با قفس

1.      یک جوجه جبرئیل که سوغات دلبر است

2.      هر شب مرا به خلوت محبوب ، رهبر است

3.      این تن چو وزنه‌ای است بر اندیشه‌ی عروج

4.      این وزنه زندگی است که خود عین شهپر است

5.      من با دو بال اوست که آزاد می‌شوم

6.      او با دو دست من به دل حبس اندر است

7.      من از رحیق قدسی او شاد و زنده‌ام

8.      او از حریق دوزخ من ، زار و مضطر است

9.      روح خداست قائمه‌ی خیمه‌ی حیات

10.  روحی که حبس گشته به زندان پیکر است

11.  این پیکری که هرچه منیّت برای اوست

12.  محکمترین حجاب خلائق سراسر است

13.  گر او شود سوار به پشت لطیف روح

14.  اقصای بینشش شکم و بانک و بستر است

15.  پیکر اگر که گشت سکوی عروج روح

16.  کوچکترین تفرّج او سیر اختر است

17.  سیر و سفر به انفس و آفاق ، در سلوک

18.  از احتجاج و معجزه ، حیرت‌فزاتر است

19.  حیرت چو غنچه‌ای است که هنگام وا شدن

20.  کلّ کویر فکر ، ز عطرش معطر است

21.  محصول حیرت است فنائی که با بقا

22.  ممزوج در قلمرو سرسبز باور است

23.  آنجا به چشم اوست تماشای کائنات

24.  با چشم او جمال خودش دیدنی‌تر است

25.  ای دل ز اوج عرش ، نظر سوی فرش کن

26.  در بینشی جدید که اشراق دیگر است

27.  این ارض ما که دوزخ اندیشه‌های ماست

28.  در آن همیشه آتش غم ، شعله گستر است

29.  هرکس برای ذره‌ای از آن ، به پای جان

30.  دائم به حال جنگ و جدل با برادر است

31.  این ارض خون‌گرفته‌ی آکنده از ستم

32.  کز جهل آدمی ثمرش دود و اخگر است

33.  این مهد خلق کز طمع و بخل و اختلاف

34.  با چاه ویل دوزخ عُقبی برابر است

35.  این عرصه‌ای که رحمت حق جلوه‌گر در اوست

36.  وین عالمی که حضرت حق را چو محضر است

37.  گردیده از چه عرصه‌ی کفران و حق کشی؟

38.  غفلت چرا ز شش جهتش ریشه‌گستر است؟

39.  یک دَم دلا زمان و مکان را به هم بریز

40.  کز هر عبادتی که کنی ، فکر ، برتر است

41.  در بستری به وسعت یک قبر خفته‌ای

42.  حتی اگر که بیت تو دارای صد در است

43.  نسبت به شهر ، بیت تو مانند لانه‌ای

44.  در جنگلی ز آهن و سیمان و مرمر است

45.  آن شهر هم چو ناخن انگشت کوچکی

46.  از پیکر عظیم و تنومند کشور است

47.  کشور که هست مرکز عشق و دفاع و فخر

48.  نسبت به ارض ، خال به رخسار دلبر است

49.  این ارض هم چو حاجیِ احرام بسته‌ای

50.  اطراف شمس عشق ، به طوفی مکرر است

51.  خورشید ارزنی است در اعماق کهکشان

52.  کز فرط کوچکی رصدش نامیسر است

53.  این کهکشان لایتناهی ، چو دانه‌ای-

54.  شن ، در کویر لایتناهی شناور است

55.  نیز آن کویر لایتناهی ، چو نقطه‌ای

56.  بر صفحه‌ی وجود ، نهان بین دفتر است

57.  آن دفتری که اول و آخر نباشدش

58.  گم ، در کتابخانه‌ی بی حدّ داور است

59.  این آسمان علم که هست اولین سما

60.  در شهر آسمان دوم مثل یک در است

61.  دیگر نپرس گستره‌ی هفتمین سما

62.  چون بعد از آن دوباره سماوات دیگر است

63.  اما زمان و عمر خلائق چو لحظه‌ای

64.  از عمر جاودانه‌ی خضر پیمبر است

65.  آن عمر جاودانه ولی مثل قطره‌ای

66.  در حجم بیکرانه‌ی دریای احمر است

67.  آن حجم بیکرانه‌ی دریا چو لحظه‌ای

68.  از لحظه‌های نوری عمری منور است

69.  دیگر نپرس از ابدیت که طول آن

70.  از هر دو سو به حضرت حق، وصل ، یکسر است

71.  گفتند : برنگشته کسی از دیار مرگ

72.  تا مطمئن شویم : قیامت مقدّر است!

73.  عمر زمان و حجم مکان را قیاس کن

74.  با طول و عرض خویش که یک هیچ ابتر است

75.  آنگه ببین که مرگ ندارد وجود و هست

76.  مثل عدم که در ابدیت شناور است

77.  هستیم و «نیست» بوده همیشه وجود ما

78.  چون سایه ای که نیست ولی هست و اظهر است

79.  قائم به ذات اوست عَدَم‌زار کائنات

80.  از کِلک صنع اوست که هستی مصور است

81.  هستی دمی است کز اثر نور در عدم

82.  پنهان ، پدید گشته و چندی به منظر است

83.  تاریکخانه‌ای است عدم ، پر ز ممکنات

84.  هر جای آن که نور نتابد مکدر است

85.  نوری که با اراده حق روی جسم ماست

86.  یک لحظه بعد ، روی عدم‌های دیگر است

87.  پس ما نمرده‌ایم به وقت غیاب نور

88.  لختی مکدریم ولی زنده «جوهر» است

89.  ما بارها ضیاء گرفتیم و حی شدیم

90.  تا اعتلا «وضوی» تکامل ، مکرر است

91.  ما خوابگرد عالم غیبیم و تا اجل

92.  بیدارمان کند ، به دمی خواب ، پرپر است

93.  صادر شده است کل عدم از وجود محض

94.  مصدور ، عاشقانه ، رجوعش به مصدر است

95.  ما ، در کتاب علم خدا آرمیده‌ایم

96.  هر دم که او اراده کند ، باز ، دفتر است

97.  سیر نزول و سیر صعودیّ ممکنات

98.  در دفتر علوم الهی مُسَطّر است

99.  انسان که هست اشرف مخلوق کردگار

100.                      در چارچوب جبر تکامل ، مَخَیّر است

101.                      هر اشرفی که وصل کند خویش را به اصل

102.                      در مرگ و در حیات ، سعید و مظفر است

103.                      بُعد زمان و مرگ و حیات اختراع ماست

104.                      روی دو قوس ، نقطه‌ی اول چو آخر است

105.                      یک لحظه «لا مکان» شو و در «لا زَمان» ببین

106.                      هم محشر است اینک و هم عالم ذَر است

107.                      هر دم تطوری است در این شور رستخیز

108.                      هر لحظه روح قبل به جسمی مُسخّر است

109.                      هرچند باطل است تناسخ به کُل ، ولی

110.                      آیات «مسخ» در دل قرآن مکرر است

111.                      شاید که خوک، بندۀ طاغوت بوده است

112.                      شاید که روح گرگ ، کنون در ستمگر است

113.                      اصحاب سَبت یکسره بوزینه گشته‌اند

114.                      این یک مثالِ دنیوی مسخ و کیفر است

115.                      در دور قبل گر متکبر نبوده مور

116.                      اینک چرا فتاده به هر کوی و معبر است

117.                      هرکس به شکل برزخی آرمان خویش

118.                      محشور می‌شود که خلودی مدور است

119.                      هست این خلود مرکز پالایش وجود

120.                      پالایشی که سیر مقامات برتر است

121.                      ما برزخیم ، برزخ پیشینیان خویش

122.                      ما : شامل ملائکه و آدم و خر است

123.                      این استحاله ، بستر آن جاودانگی است

124.                      هرچند اصل برزخ حق ، زین فراتر است

125.                      غیر از بهشت و دوزخ موعود کردگار

126.                      اینک همان دو نیز عیان در برابر است

127.                      باشد فشار قبر چنان ترک اعتیاد

128.                      در اعتیادِ روح به تن ، ترک ، بدتر است

129.                      روح از بت علاقه ، چو دل می‌کند ، سریع

130.                      دنبال آن علائق قبلی روانتر است

131.                      هرچند راه کسب علائق بُود زیاد

132.                      آسان‌ترین حلول به اصطبل و بستر است

133.                      روحی که دور گشته ز محبوب واقعی

134.                      تا روز وصل دوری او عین کیفر است

135.                      روحی که وصل گشته به محبوب ، لذتش

136.                      مثل رجوع طفل به آغوش مادر است

137.                      دوری «چو دوزخ است» و تقرب : بهشت وصل

138.                      دوزخ ز فعل ما و جنان فیض دلبر است

139.                      انسان مخیر است به تغییر «قدر» خویش

140.                      این امتحان نه لایق موجود دیگر است

141.                      کاملترین وجود در آفاق و ممکنات

142.                      این عقل انتخابگر و جستجوگر است

143.                      عقلی که جانشین خدا و رسول اوست

144.                      عقلی که خود ممیز معروف و منکر است

145.                      عقلی که هست روح جدیدی به وقت خلق

146.                      آسان ، اثرپذیر ز ارواح یاور است

147.                      یاور ولیک منتخب اشتیاق ماست

148.                      شوقی که راز وحدتِ بین دو همسر است

149.                      عشق آیتی است هدیه‌ی دلبر به هر دلی

150.                      این هدیه ، خلق را ، سوی دلدار ، رهبر است

151.                      این عشق اگر که صرف شود بهر غیر یار

152.                      هجران شروع گشته و کیفر مقرر است

153.                      دل کندن از علائق دنیا ، نه ترک آن

154.                      تسطیح راه روح به خُلدی فراتر است

155.                      روحی که گشته‌است در اینجا شهید عشق

156.                      در کار وصل ، نایب آن روحپرور است

157.                      از کمّ و کیف روح کسی نیست با خبر

158.                      اما وجود آن همه جا فاش و اظهر است

159.                      عرفان که هست جاذبۀ عشق و عاشقی

160.                      در کارگاه روح چو اکسیر احمر است

161.                      زان رو که کنده‌اند دل از قید هست و نیست

162.                      عرفان ناب ، راه شهیدان پرپر است

163.                      تنها نه دل ز کُل علائق بریده‌اند

164.                      دلهایشان ز عشق به مردم منوّر است

165.                      هرجا که فوت گشته حقوقی ز بندگان

166.                      آنجا ، شهید ، قائم و حقجو و داور است

167.                      ارواح تابناک شهیدان به محض قبض

168.                      تا ارتفاع قوس تقرب تکاور است

169.                      رزقی که گشته وعده به این زندگان عشق

170.                      «روح ولایتی» است که مافوق باور است

171.                      چون بوده عشق‌ورزی و ایثار ، کارشان

172.                      در دور بعد ، هستی‌شان باز ، محور است

173.                      آنها خلیفه‌اند نه تنها به روی ارض

174.                      در کائنات بر سرشان نیز افسر است

175.                      باب‌الحوائجند و مسیر رجوع خلق

176.                      زین روی ، هر شهید به مخلوق ، سرور است

177.                      باشد حیات فرصت محدود عاشقی

178.                      عشقی که بی مضایقه ، حتی به شبدر است

179.                      اما وصال یار ندارد حدود و مرز

180.                      بُعد زمان ، فناست ، چو معشوق در بر است

181.                      در کارگاه آینه‌سازی ، مدام ، عشق

182.                      در حال وصل آینه‌های مُکسّر است

183.                      اما هدف ز خلقت این کارگاه چیست؟

184.                      بی شبهه ، بندگی و عبادت چو نوکر است

185.                      اما هدف ز حکم عبادت چه بوده است؟

186.                      بی شک برای بزم ربوبیتش ، در است

187.                      اما هدف ز بزم ربوبیتش چه هست؟

188.                      حتماً برای لذت آن «خویش گستر» است

189.                      اما هدف ز لذت و آن انبساط چیست؟

190.                      بگذار بگذریم ، تسلسل مُدوَّر است!

191.                      ای شاعر فضول ، به خود بازگشت کن

192.                      خود را شناس ، گر دل تو کیمیاگر است

193.                      کار (غلام) نیست تجسس به کار شاه

194.                      گر جای خویش را بشناسد ، نکوتر است

195.                      جای تو در سراسر این کائنات چیست؟

196.                      تبخیر گر شوی ز حقارت رواتر است

197.                      در حیرتم ز وسعت «حیدر» که گفته‌است:

198.                      «این جسم خُرد ، حاوی دنیای اکبر است».

199.                      ایدل بیا به خویش ، به این هیچ مُتعال

200.                      ایمان بیاوریم که از هیچ کمتر است

201.                      درک عظیم بودن «حق» چون نه حد ماست

202.                      درک «حقیر» بودن خود راه بهتر است

203.                      «حق و حقیر» هر دو ز یک خانواده‌اند

204.                      آن حق اکبر است و دگر حق اصغر است

205.                      «هیچِ حقیر» گر بنماید وساطتی

206.                      پرواز با قفس به معارج میسّر است

207.                      «از جان گذشتگی» ره معراج روح نیست

208.                      «از خود گذشتگی» است که معراج را پَر است

209.                      یاغی‌گری‌ست شیوه‌ی «لا- مذهبان» عشق

210.                      چون نفی «خویش» نفی شیاطین خودسر است

211.                      آن «خویش هیچ» هرچه که باشد بزرگتر

212.                      در سجده‌گه شکستن آن پر بهاتر است

213.                      «خویش حقیر» گر که شود شعله‌ور ز عشق

214.                      احیا شود ز آب حیاتی که کوثر است

215.                      کوثر که هست واسطه‌ی فیض حق به خلق

216.                      قلب شریف «مهدی زهرای اطهر» است

217.                      ایمان به هیچ بودن خود عین اعتلاست

218.                      این ترجمانِ ساده‌ی «الله اکبر» است

219.                      ایدل شروع گشت نماز عدم ، بیا

220.                      هستی قیام کرد و پدیدار ، محشر است.

والسلام

محمد حسین صادقی – زرقان فارس

ایام‌البیض رجب 1425 - 1383 - 2004

قصیده 120 بیتی «پرواز با قفس»

منبع : کتاب کوثریه ، صفحه 363 -انتشارات هدهد 1397

00989176112253--- hodhodzar@gmail.com

------------------------------------------------------------

بنام خداوند جان و خرد
معرفی دو تا از کتابهایم
1
 Tent
English poems and free verses
‏
 by  :Mohammad Hossein Sadeghi
Tent
به معنای خیمه
مجموعه آثار و اشعار آزاد به زبان انگلیسی
96
صفحه، چاپ اول : ۱۳۹۹ - 2020
شماره کتابشناسی ملی ایران : ۵۲۹۶۶۲۵

2

کوثریه 
مجموعه اشعار معاصر فارسی
۵۷۶ صفحه، قطع وزیری، چاپ اول: ۱۳۹۷-2018
شماره کتابشناسی ملی ایران : 2616342
سروده : محمد حسین صادقی
متولد 1339 - 1960 زرقان فارس - ایران
لیسانس زبان انگلیسی از دانشگاه شیراز
بازنشسته، ناشر خصوصی
نویسندهٔ ۲۵ کتاب در زمینه های مختلف
PDFs

00989176112253

Hodhodzar@gmail.com

More about me 

Ya Ali Madad

منبع:  Origin


شهیدان بزرگوارالله داد بهروز، علیقلی میری، محمدرضا زارع، نوذر حکیمی-آلته خانپور

 ============================= از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای...