پرتوی از زندگی شهید بزرگوار صمد حیدری
By: persian hoopoe ( hodhod-e iran ) ***No restriction for nonprofit uses
Monday, September 07, 2026
تکاور شهید صمد حیدری، مرودشت
شهیدان نعمت الله ایزدی و عباسعلی ایزدی
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار نعمتالله قائدیان
فرزند شهباز و رقیه حاتمی
ولادت: ۱ دی ۱۳۱۴ رونیز استهبان فارس
شهادت: ۱۴ شهریور ۱۳۶۳ جزیره مجنون
آرامگاه: گلزار شهدای امامزاده حسن فسا (مزار ۲۲۹)
---
شهید نعمتالله قائدیان، فرزند شهباز و رقیه حاتمی، در نخستین روز از دیماه سال ۱۳۱۴ در رونیز استهبان از توابع استان فارس دیده به جهان گشود. پدرش فردی متدین و زحمتکش بود و شهید نیز یک برادر دیگر داشت. مادرش با او زندگی میکرد و همیشه یار و یاور او در مسیر زندگی و ایمان و انقلاب بود.
او در طول حیات خود همواره اهل نماز، روزه و عبادات بود، حقگو بود و به افراد مستمند کمک میکرد. در دوران رژیم ستمشاهی، او که از نیروهای ژاندارمری شاه بود مردی انقلابی بود و به همین دلیل مورد غضب فرماندهان رژیم طاغوت قرار داشت، وجود چنین فردی در نظام شاهنشاهی واقعاً نادر بود. شهید با کمک به انقلابیون، سهم خود را در به ثمر رساندن نهضت اسلامی ادا کرد.
او در وصیتنامهاش با درود فراوان به شهیدان راه اسلام و سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، از خانوادهاش خواسته بود که فرزندان را در خط امام و اسلام تربیت نمایند و راه اسلام را که راهی نیکو است بر گزینند. او در دل، عشق و آرزوی شهادت را میپروراند و با قلبی مالامال از ایمان گفته بود: «خیلی دلم میخواهد که شهید شوم...»
در جریان جنگ تحمیلی، او بارها به جبهه های نبرد در غرب و جنوب کشور اعزام شد و فداکاریها برای دفاع از دین و میهن و ناموس وطن از خود نشان داد. سرانجام در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۳۶۳ در جزیره مجنون، بر اثر موج انفجار به مقام جانبازی نائل شد و سالها تحت درمان بود. این جانباز گرانقدر پس از سالها تحمل رنج و درد و مشکلات جانبازی در نقاهتگاه شهید مازندرانی شیراز در سن 49 سالگی به دیدار همرزمان شهیدش شتافت و پیکر مطهرش در گلزار شهدای امامزاده حسن فسا به خاک سپرده شد.
پدرش سالها قبل از شهادت او از دنیا رفته بود و مادرش نیز در سال ۱۳۶۵ از دنیا رفت. امروز فرزندان و خانواده او در شیراز و فسا زندگی میکنند و یکی از فرزندانش نیز جانباز دوران دفاع مقدس است. همچنین در سالهای بعد، دختر شهید به نام «ایران قائدیان» با اهدای عضو خود، ایثارگری این خانواده را ادامه داد...
به گزارش خبرگزاری ها: با فداکاری خانواده مرحومه مغفوره قائدیان، کبد شادروان ایران قائدیان ۵۵ ساله فرزند شهید والامقام نعمت الله قائدیان که دچار مرگ مغزی شده بود به یک بیمار نیازمند اهداء شد.
روحشان شاد، یادشان گرامی و راه شهدا پر رهرو باد. 🌹
🌹 🇮🇷 ♥️ 💗 🌷 🍀 🌺 ✌️ 🙏
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار عباسعلی ایزدی
فرزند کاووس و نزاکت همایون
ولادت: ۴ مرداد ۱۳۴۵ مرودشت
شهادت: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۲ زبیدات
آرامگاه: گلزار شهدای کوشک مرودشت
شهید عباسعلی ایزدی، فرزند کاووس و نزاکت همایون، در چهارمین روز از مردادماه سال ۱۳۴۵ در شهرستان مرودشت در خانوادهای متدین و باایمان دیده به جهان گشود. پدرش استوار بازنشسته ارتش بود و او در میان ۱ برادر و ۳ خواهر رشد یافت. از همان کودکی، مهربانی، دیانت و اخلاق نیکو در وجود او درخشید؛ همواره یاریرسان دیگران بود و با گذشت و فداکاری، دلها را به سوی خداوند متعال جلب میکرد.
عباسعلی که از آگاهی خوبی از مسائل روز، روحیهای قوی و ایمانی راسخ برخوردار بود، تحصیلات خود را تا دوم دبیرستان ادامه داد. او از اعضای فعال مسجد و اهل جماعات بود، در نماز جمعه حضوری پررنگ داشت و عشقی وافر به امام خمینی (ره) و شهیدان راه حق در دلش میتپید. پس از آغاز جنگ تحمیلی، او دفاع از میهن اسلامی را بر ادامه تحصیل مقدم شمرد و به عنوان یک بسیجی فداکار از سپاه فارس عازم جبهههای نبرد حق علیه باطل شد. در مدرسه و جامعه نیز او به راستی ادامهدهنده راه شهدا بود؛ با خصلت مهربانی و گذشت، از دردهای مردم غافل نبود و در کنار پیگیری از جبهه، در پشتیبانی از جنگ و کمک به دیگران نیز سبقت میگرفت. وی چندین بار به جبهه رفت و در مجموع حدود ۱۱ ماه در مناطق عملیاتی حضور داشت.
او در وصیتنامه خود از جوانان حزبالله خواست تا با یاری یکدیگر به جبهههای نبرد علیه کفر بشتابند، دشمن را سرکوب کنند و انقلاب را در زیر سایه رهبر عظیمالشأن امام خمینی نگه دارند. وی همچنین به مادرش توصیه کرد که برای او نگران نباشد و از دوستان و آشنایان خواست که برایش ناراحت نشوند؛ چرا که به اعتقاد او، شهید شدن هر یک از رزمندگان، مشت محکمی به دهان امپریالیسم آمریکاست و همه باید بدانند که برای آزادی و ادامه انقلاب و صدور آن به خارج، باید از جان و مال گذشت.
سرانجام در نوزدهمین روز از اردیبهشتماه سال ۱۳۶۲ در منطقه زبیدات و در نبرد با دشمن بعثی به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به آرزوی دیرینه خود رسید. پیکر پاک این شهید والامقام در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.
لازم به ذکر است که پدر بزرگوار ایشان در سال ۱۳۸۶ دار فانی را وداع گفت و مادر گرامیشان نیز در سال ۱۴۰۳ به فرزند شهیدش پیوست.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
متن وصیت نامه شهید بسیج عباسعلی ایزدی
بسم الله الرحمن الرحیم
و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتاً بل احیاء و لکن لا یشعرون
اینجانب عباسعلی ایزدی، فرزند کاووس، وصیت میکنم که اگر شهید شدم، امیدوارم این جانبازان و دلاوران سرزمین خود را از دست کافران دربیاورند و انشاءالله پیروز شوند. و جوانان حزبالله هم با یاری هم به جبهههای نبرد علیه کفر بشتابید و دشمن را سرکوب کنید و انقلاب را نگه دارید در زیر سایه رهبر عظیمالشأن امام خمینی.
به مادرم بگویید که هرگز برای من نگران نباشد و از دوستان و آشنایان خواهانم که برای من ناراحت نباشند؛ چونکه شهید شدن هر یک از ما مشت محکمی است به دهان امپریالیسم آمریکا، و همه بدانند که برای آزادی و ادامه انقلاب و صدور انقلاب به خارج باید از جان و مال گذشت.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
غزل داغ زلال، برای حضرت محمد و امام جعفر صادق علیهم صلوات الله
بنام خدا و با سلام و عرض ادب و احترام و تبریک ایام خدمت تمام شما عزیزانم، با غزلی در خدمتتان هستم به نقل از کتاب شریف کوثریه، رایحه خوش تسنیم عشق گوارایتان باد، با ارسال این غزل برای عزیزانتان، آنها را نیز در این مائده بهشتی شریک فرمائید.🌹❤️🇮🇷🌷🌹🙏✍️
یا ممتحنه..... شعر فاطمی-علوی
يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً
اى آنكه خدايى كه تو را خلق كرد پيش از خلقتت تو را بيازمود و در آن آزمايش بر هر گونه بلا و مصيبت تو را شكيبا و بردبار یافت
خانه ام می سوزد و من در کف اعدا اسیرم
گرچه با اذن خدا، بر دین و بر دنیا امیرم
می برندم دست-بسته سوی دارالفتنه، چل تن
گرچه بین این چهل روباه-توله، مثل شیرم
گر بتازم بر سقیفه، میرود اسلام از کف
لاجرم بر صبر و سازش ناگریز و ناگزیرم
در دفاع از آخرین دین خدا و ارث احمد
فاطمه گردیده تنها حامی و یار و نصیرم
بوده فرزندم حسن در کوچه با مادر، که دارد
خاطراتی تلخ، از توهین به زهرای منیرم
چادرش خاکی، رخش نیلی و حقش غصب، آری
اینچنین مزد رسالت داد دنیای حقیرم
من امیرم، من وزیرم، من بشیرم، من نذیرم
من (غلام) حضرت زهرا، علی، روح غدیرم
داده بر اهل دو عالم ، حضرت باریتعالی
کوثری بر من که با او وارث خیر کثیرم
من علی عالی اعلا، قسیم نار و جنت
این زمان از داغ زهرا، ناشکیب و گوشه گیرم
از سقیفه می شود تا حشر جاری رود داعش
شیعیانم تا ابد هستند خونخواه و سفیرم
بعد از این هر شیعهٔ من در صف پیکار گوید:
میروم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم *
بار الها کن مدد بر وارثم موعود عالم
تا دوباره با شهیدان در رکاب او بمیرم
والسلام
محمد حسین صادقی، غلام
زرقان فارس ١٣ آذر ١٤٠٣
* اين مصرع مشهور که نمیدانم از کدام شاعر گرانقدر اهلبیت است در دوران دفاع مقدس ورد زبان رزمندگان اسلام بود، بویژه آخرین رَجَز حماسی برادرم، سردار شهید ابوالفضل صادقی در عملیلات کربلای هشت بوده است.
Sunday, September 06, 2026
شهید بزرگوار محمد حسین جمشیدی سلوکلو
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار محمدحسین جمشیدی سلوکلو
شهید بزرگوار سعادت الله همایون
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار سعادتالله همایون
فرزند نامدار و گلافروز حسنی
ولادت: ۸ تیر ۱۳۳۵ روستای کوشک مرودشت فارس
شهادت: ۲۰ دی ۱۳۶۵ جاده خرمشهر – اهواز (عملیات کربلای ۵)
آرامگاه: گلزار شهدای روستای کوشک مرودشت
شهید سعادتالله همایون، فرزند نامدار و گلافروز حسنی، در هشتمین روز از تیرماه سال ۱۳۳۵ در روستای کوشک از توابع شهرستان مرودشت، در خانوادهای متدین و زحمتکش دیده به جهان گشود. پدرش کشاورز و کورهدار بود. او در میان ۲ برادر و ۵ خواهر رشد یافت. سعادتالله در هفت سالگی پا به میدان دانش گذاشت و تحصیلات خود را تا پایان دوران متوسطه (دیپلم) ادامه داد.
در دوران اوجگیری نهضت اسلامی، او با ایمانی راسخ در راهپیماییها شرکت میکرد و با بیانی شیرین و عمیق به دیگران میآموخت که زندگی کردن با زنده بودن یکی نیست. او از اصحاب مسجدالرضای کوشک بود و معنویت خاصی در نمازش جلوهگر بود؛ بهگونهای که نماز جماعت را با کودکان خانواده برپا میکرد تا آنها را از کودکی با نماز و جماعت انس دهد.
پس از پیروزی انقلاب و با آغاز جنگ تحمیلی، او که عشق و ارادت بینهایتی به اسلام، امام، شهدا و روحانیت داشت، عزم خود را برای دفاع جزم کرد. نکته بسیار زیبا و عبرتآموز زندگی او، نحوه حضورش در جبهه بود؛ او پیش از انقلاب از سربازی معاف شده بود و قانوناً هیچ تکلیفی برای رفتن به جنگ نداشت. اما پس از حمله جهانخواران و تجاوز دشمن به میهن، وقتی به او گفته شد که تو معاف شدهای و چرا باید به جبهه بروی، با غیرتی جوانمردانه پاسخ داد: «از سربازی برای شاه باید فرار میکردم ولی در این جهاد طلبیده شدم، با ماشین خودم هم میروم.» او با این عشق و اراده، کوره آجرپزیاش را رها کرد و با کمپرسی شخصیاش به جبهههای حق علیه باطل شتافت تا مزدوران آمریکایی و صهیونیستهای غاصب را از خاک پاک ایران بیرون کند.
سرانجام در تاریخ ۲۰ دی ۱۳۶۵ در منطقه جاده خرمشهر – اهواز و در جریان عملیات غرورآفرین کربلای ۵ در اثر بمباران هوایی دشمن بعثی، دچار سوختگی کل بدن شد و به آرزوی دیرینهاش یعنی شهادت در راه خدا نائل آمد. پیکر پاک و مطهر و سوختهٔ این عاشق سیدالشهداء پس از تشییع بر دوش امت حزب الله و یاران و همسنگرانش در گلزار شهدای زادگاهش، روستای کوشک، به خاک سپرده شد.
لازم به ذکر است که مادر گرامی ایشان در تاریخ ۲ آبان ۱۳۹۱ پس از سالها چشمانتظاری، به فرزند شهیدش پیوست.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
با سلام و عرض ادب خدمت دوستان و مخاطبان عزیز، لطفاً هرگونه اطلاعات تکمیلی و تصحیحی درباره این شهید گرانقدر دارید با شماره 09176112253 صادقی، انتشارات هدهد در میان بگذارید. والسلام و سپاس بیکران
شهید بزرگوار شمخال همایون
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار شمخال همایون
فرزند جمال و کیمیا همایون
ولادت: ۱۰ اردیبهشت ۱۳۴۶، روستای کوشک مرودشت، فارس
شهادت: ۲۵ تیر ۱۳۶۱، شلمچه
آرامگاه: گلزار شهدای روستای کوشک مرودشت
شهید شمخال همایون، فرزند جمال و کیمیا همایون، در دهمین روز از اردیبهشتماه سال ۱۳۴۶ در روستای کوشک از توابع شهرستان مرودشت، در خانوادهای متدین و کشاورز دیده به جهان گشود. او اولین فرزند خانواده بود و در میان ۳ برادر و یک خواهر رشد یافت. پدرش کشاورزی سختکوش بود و شمخال از همان دوران نوجوانی، یار و یاور او بود و در کار کشاورزی و رانندگی با تراکتور کمک میکرد.
او تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه خیام روستای کوشک، در سال تحصیلی ۵۸-۵۹ به پایان رساند. در دوران مدرسه و پس از آن، به دلیل اخلاق نمونه، خوشبرخوردی، اطاعت از والدین و احترام ویژه به بزرگترها، زبانزد اهالی بود.
شمخال با علاقه و ارادت بینهایتی که به امام خمینی (ره)، شهدا و میهن مظلوم داشت، به عضویت بسیج و پایگاه مقاومت درآمد. او پیش از آخرین اعزام، یک بار دیگر نیز با اصرار فراوان و پس از جلب رضایت والدین، به جبهه رفته بود. او در منش خود، دلدادگی به امام و پشتیبانی از ولایت را سرلوحه زندگیاش قرار داده بود و بر این باور بود که ملت ایران باید همواره پشتیبان رهبر خود باشد. او همچنین دلی سرشار از عاطفه داشت و به دیگران سفارش میکرد که به خانواده شهدا سرکشی کنند و دلشان را به دست آورند. راه رستگاری جامعه را در اقامه نماز در مسجد و پرهیز از تفرقه میدانست.
سرانجام این نوجوان فداکار در تاریخ ۲۵ تیر ۱۳۶۱ در منطقه شلمچه، بر اثر اصابت ترکش و سوختگی شدید بدن، به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت در راه خدا نائل آمد. پیکر پاک این شهید والامقام با حضور با شکوه مردم و همرزمانش در گلزار شهدای زادگاهش، روستای کوشک، به خاک سپرده شد.
لازم به ذکر است که پدر بزرگوار ایشان در سال ۱۳۹۸ دار فانی را وداع گفت و به فرزند شهیدش پیوست.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
با سلام و عرض ادب خدمت دوستان و مخاطبان عزیز، لطفاً هرگونه اطلاعات تکمیلی و تصحیحی درباره این شهید گرانقدر دارید با شماره 09176112253 صادقی، انتشارات هدهد در میان بگذارید. والسلام و سپاس بیکران
وصیتنامه شهید بزرگوار شمخال همایون
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»
آیا خیال میکنید آنهایی که در راه خدا کشته شدهاند، مردهاند؟ نه، بلکه آنها زندهگانند و نزد خدای خویش روزی میبرند.
بعد از سلام به امام و ملت شهیدپرور انقلاب اسلامی ایران، اینجانب شمخال همایون فرزند جمال که با رضایت کامل و لبیک گفتن به ندای امامت، به جبهههای جنگ اعزام میشوم تا این مزدوران آمریکایی که با هدفی مثل اسرائیل غاصب برای نابودی اسلام به ایران حملهور شدهاند، از خاک پاک ایران بیرون کنم و برای برقراری اسلام در سراسر جهان به جبهه میروم. امیدوارم در این راه شهادت نصیبم شود.
انشاءالله که من میخواهم راه شهیدان را ادامه بدهم و در این راه پیروز بشوم. اگر من شهید شدم تنها درخواستم این است که امام رهبر بزرگ جهان، این تکیهگاه مستضعفین را تنها نگذارید و دست از پشتیبانی ایشان برندارید؛ زیرا شرق و غرب و این خدانشناسان فقط از این رهبر بزرگ و شما مردم دلیر ایران میترسند. از شما خواهش میکنم به خانواده شهدا سر بزنید و آنها را دلداری بدهید. برای خودسازی جامعه عمل بپوشید و نماز را در مسجد بخوانید. از شما خواهران و برادران میخواهم که همیشه پشتیبان انقلاب باشید.
والسلام علی من اتبع الهدی
شمخال همایون
شهیدان بزرگوار شادمان عمادی و حمید میرزا خانی نافچی
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار شادمان عمادی فرزند یونسعلی و قمر فلاحی ولادت: 14 اردیبهشت 1345 روستای راهنویه، شهرستان مرودشت شهادت: 5 شهریور ...
-
هوالجمیل حامی نذر حضرت ام البنين عليها السلام این زن که وجودش گهر عرش برین است الگوی وفاداری و ایثار و یقین است او مام شهادت طلبی در ره دی...
-
هوالجمیل شهدای گرانقدر فارس به تفکیک ماه فروردین 1649 https://hojaj.blog.ir/post/982 اردیبهشت - 1089 https://hojaj.blog.ir/post/993 خر...