پرتوی از زندگی شهید بزرگوار شادمان عمادی
فرزند یونسعلی و قمر فلاحی
ولادت: 14 اردیبهشت 1345 روستای راهنویه، شهرستان مرودشت
شهادت: 5 شهریور 1365 جزیره مجنون
آرامگاه: گلزار شهدای مرودشت
بند اول - تولد و خانواده
شهید شادمان عمادی، چهاردهم اردیبهشتماه سال 1345 در روستای راهنویه از توابع شهرستان مرودشت، در خانوادهای مؤمن و اصیل دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در زادگاه خود سپری کرد و در هفت سالگی وارد دبستان شد. او که فرزندی مهربان و دلسوز بود، از همان دوران کودکی، محبت و توجه خاصی به همنوعان خود داشت.
بند دوم - تحصیل و اخلاق
شادمان تحصیلات ابتدایی را با تلاش و موفقیت به پایان رساند. به دلیل نبود مدرسه راهنمایی در روستا، برای ادامه تحصیل به روستای فاروق رفت و با وجود مشکلات فراوان، دوران راهنمایی را با موفقیت پشت سر گذاشت و تا مقطع سوم راهنمایی تحصیل کرد. سپس به دلیل ضرورت تأمین معاش، تحصیل را رها کرد و برای کمک به پدر، به کار کشاورزی مشغول شد. تواضع، خوشرویی، حسنخلق و دلسوزی در امور محوله از خصوصیات بارز او بود.
بند سوم - انقلاب اسلامی و فعالیتهای اجتماعی
با تشکیل گروه مقاومت، همراه با دیگر جوانان روستا به پاسداری از دستاوردهای انقلاب پرداخت و برای عضویت در شورای اسلامی روستا کاندیدا شد و با اکثریت آراء به این شورا راه یافت. در این مدت، فعالیتهای گستردهای در جهت رفع مشکلات روستا با همکاری جهاد سازندگی و همراهی با روحانیون جهت ارتقای فرهنگ روستا انجام داد. همچنین یک سال که اهالی روستا از آب محروم شدند، خود برای مردم و دامهای آنها آب میآورد.
بند چهارم - ازدواج و زندگی مشترک
شادمان در سالهای جوانی تصمیم به تشکیل خانواده گرفت. ثمره این ازدواج پربار، سه فرزند بود. او در کنار مسئولیتهای خانوادگی، در دوران جنگ تحمیلی در پشت جبهه به جمعآوری کمکهای مردمی برای رزمندگان و تشویق جوانان برای حضور در جبههها پرداخت. همچنین از روستاهای اطراف خوراک و پوشاک تهیه میکرد و آرد در اختیار خانهها قرار میداد تا نان بپزند و برای رزمندگان بفرستند.
بند پنجم - حضور در جبهه و شهادت
با فرا رسیدن زمان خدمت سربازی، به دلیل عشق و علاقه به امام و انقلاب، خود را به سپاه پاسداران مرودشت معرفی کرد. زمانی که سپاه به راننده دستگاههای سنگین نیاز داشت، با آمادگی کامل به آموزش پرداخت و پس از طی 120 روز آموزش، عازم جبهه شد. سرانجام در 17 مرداد سال 1365 در جزیره مجنون، هنگام انتقال شن با کامیون به خط مقدم، بر اثر اصابت ترکش دشمن بعثی مجروح و در بیمارستان شهید بهشتی شیراز بستری شد و در پنجم شهریور سال 1365 به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای شهرستان مرودشت به خاک سپرده شد.
بند ششم - وصیتنامه شهید
شهید شادمان عمادی در وصیتنامه خود چنین نگاشته است:
«بسماللهالرحمنالرحیم. به نام خداوند پاسدار حرمت خون شهدا از صدر اسلام تا شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی ایران. با سلام و درود بر آقا امام زمان(عج) و نایب برحقش امام خمینی(ره) و با سلام بر رزمندگان اسلام. اینجانب شادمان عمادی، متولد 1345 ساکن روستای راهنویه خفرک علیا، بنا به وظیفه شرعی خود عازم جبهه جنگ میباشم و وظیفه خود میدانم در این امر مقدس شرکت کنم تا بتوانم از این راه خدمت کوچکی به اسلام و میهن اسلامی خود کرده باشم. اگر در این راه فیض شهادت نصیبم شد، چه بهتر که خون من سبب شود دیگر دوستان و رفقایم نیز راهی جبهه شوند. از برادران و امت حزبالله میخواهم در صحنه باشند و امام عزیز را تنها نگذارند. ای پدر و مادر مهربانم که زحمات فراوانی کشیدهاید، از شما میخواهم مرا حلال کنید. از برادران و خواهرانم نیز انتظار دارم مرا ببخشند و اگر شهید شدم، گریه و زاری نکنید تا دشمنان اسلام شاد نشوند. والسلام - شادمان عمادی - دیماه 1364»
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. ??
دو پیوند درباره شهید شادمان
از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای 09176112253 صادقی، انتشارات هدهد ارسال فرمایید. والسلام، التماس دعا
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار حمید میرزاخانی نافچی
فرزند حبیبالله و خاور رئیسی نافچی
ولادت: 14 فروردین 1343 شهرستان مرودشت
شهادت: 8 شهریور 1365 شیخصالح کرمانشاه
آرامگاه: گلزار شهدای مرودشت
بند اول - تولد و خانواده
شهید حمید میرزاخانی نافچی، فرزند حبیبالله و خاور رئیسی نافچی، در چهاردهمین روز از فروردینماه سال 1343 در شهرستان مرودشت، در خانوادهای مومن و اصیل دیده به جهان گشود. پدرش حبیبالله که راننده و کامیوندار بود، با تلاش شبانهروزی، معاش خانواده را تأمین میکرد و حمید نیز از همان کودکی، در کنار پدر، رنج کار و تلاش را آموخت. او در میان 5 خواهر، تنها پسر خانواده بود و به عنوان فرزند ارشد و تنها پسر، از همان ابتدا بار مسئولیت را بر دوش کشید.
بند دوم - کودکی، تحصیل و اخلاق
حمید تحصیلات خود را تا مقطع راهنمایی با موفقیت به پایان رساند و پس از آن به دلیل علاقه و ضرورت تأمین معاش، به شغل رانندگی روی آورد. او از کودکی در کنار پدر و در مدرسه و مسجد، به وظیفهشناسی و قلب پاک شهرت داشت. همیشه آماده کمک به دیگران بود و خوشقلبی، صبر، مهربانی و روح بلندش، او را در میان همسالان و همسایگان، به چهرهای محبوب و دوستداشتنی تبدیل کرده بود.
بند سوم - انقلاب اسلامی و توطئههای دشمنان
حمید با اوجگیری نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، شاهد بیداری عظیم ملت ایران در برابر رژیم 2500 ساله شاهنشاهی بود. پیروزی انقلاب اسلامی، طلیعهای برای قطع دست جهانخواران از منابع و ثروتهای ایران اسلامی شد. اما دشمنان نظام نوپا که منافع مادی خود را در خطر میدیدند، صدام را برای تجاوز به خاک ایران تحریک کردند و با حمایت مالی و تسلیحاتی کشورهای عربی مرتجع و قدرتهای غربی، جنگ تحمیلی هشت ساله را بر ملت ایران تحمیل نمودند. در داخل نیز گروهکهای ضد انقلاب، با تحریک بیگانگان، در صدد تجزیه ایران و براندازی نظام اسلامی برآمدند. اما رزمندگان غیور اسلام همچون حمید، با حماسهآفرینی در جبهههای نبرد و حضور در مناطق عملیاتی از جمله غرب کشور، توطئههای دشمنان را نقش بر آب کردند و برگ زرینی از افتخارات ایران اسلامی را رقم زدند.
بند چهارم - ازدواج و زندگی مشترک
حمید در سال 1363 در اوج جوانی و با وجود مشغلههای جنگ، تصمیم به تشکیل خانواده گرفت. ثمره این ازدواج پربار، یک فرزند پسر بود که در پرتو ایمان و عشق، زندگی مشترکش را سرشار از صفا و صمیمت ساخت.
بند پنجم - حضور در جبهه و شهادت
حمید به عنوان بسیجی، راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل شد و در لشکر 31 عاشورا به رزم با کفار بعثی پرداخت. سرانجام این رزمنده دلاور و غیور، در هشتمین روز از شهریورماه سال 1365 در منطقه شیخصالح کرمانشاه، بر اثر انفجار خمپاره و اصابت ترکش به سر و صورتش، به فیض عظیم شهادت نائل آمد و به آرزوی دیرینهاش دست یافت. پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای زادگاهش، مرودشت، به خاک سپرده شد.
بند ششم - پدر و مادر مؤمن و پیوستن به فرزند شهید
پدر بزرگوارش حبیبالله و مادر مهربانش خاور، سالها با صبری استوار، فراق فرزند شهید خود را تحمل کردند. این پدر و مادر عاشق، سرانجام در سالهای 1372 و 1393 به ترتیب دار فانی را وداع گفتند و در جوار رحمت الهی آرام گرفتند و به فرزند شهیدشان پیوستند.
روحشان شاد، یادشان گرامی و راه شهدا پر رهرو باد. ??
No comments:
Post a Comment