پرتوی از زندگی شهید بزرگوار امیرحمزه زارع
از خانواده محترم و دوستان و همرزمان تقاضاداریم نظرات تکمیلی و تصحیحی خود را درباره این شهدای گرانقدر به ایتای 09176112253 انتشارات هدهد، صادقی ارسال فرمایند. والسلام، التماس دعا
?? ?? ?? ???? ?? ?? ??
فرزند حاجی و شمسی (قمر موسوی)
ولادت: 14 بهمن 1344 روستای صقوان، شهرستان سپیدان (استان فارس)
شهادت: 18 شهریور 1364، سنندج
آرامگاه: پیکر پاکش مفقودالاثر (محل دفن: نامعلوم)
بند اول - تولد و خانواده
شهید امیرحمزه زارع، فرزند حاجی و شمسی (قمر موسوی)، در چهاردهمین روز از بهمنماه سال 1344 در روستای صقوان از توابع شهرستان سپیدان، در خانوادهای مومن، زحمتکش و اصیل دیده به جهان گشود. پدرش حاجی که کشاورزی سادهدل بود، در کنار تأمین معاش، روحیهای بیآلایش و عشق به اهلبیت و قرآن و کسب رزق حلال را به فرزندش منتقل کرد.
بند دوم - کودکی، تحصیل و اخلاق
امیرحمزه تحصیلات خود را تا پایان دوره ابتدایی با موفقیت به پایان رساند و پس از آن در کنار پدر به شغل کشاورزی پرداخت. او فردی متدین، خوشاخلاق و سرشار از عشق به اهل بیت (ع) بود و در میان همسالان و همسایگان به راستی و درستی شهرت داشت.
بند سوم - انقلاب اسلامی و توطئههای دشمنان
با اوجگیری نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، امیرحمزه که نوجوانی پرشور بود، شاهد بیداری عظیم ملت ایران در برابر رژیم 2500 ساله شاهنشاهی شد. پیروزی انقلاب اسلامی را طلیعهای برای قطع دست دشمنان غارتگر داخلی و خارجی و استقلال ایران اسلامی میدانست. اما دشمنان نظام نوپا با تحریک صدام و حمایت کشورهای عربی مرتجع و قدرتهای غربی، جنگ تحمیلی را بر ایران تحمیل کردند. در داخل نیز گروهکهای ضد انقلاب در کردستان و دیگر نقاط کشور با ایجاد ناامنی و کشتار مردم بیگناه، در صدد براندازی نظام برآمدند.
بند چهارم - ازدواج و زندگی مشترک
امیر حمزه در سال 1362 طبق دستور دین و ینت پیامبر اکرم، همسری شایسته انتخاب کرد و تشکیل خانواده داد. اگرچه ثمره این ازدواج فرزندی نبود، اما زندگی مشترکش سرشار از مهر، ایمان و صفا بود و او با همدلی همسرش، مسئولیت زندگی را با عشق و ایثار پیش برد.
بند پنجم - حضور در جبهه، شهادت و مفقودالاثر شدن
با آغاز جنگ تحمیلی و به رغم مشغلههای زندگی، شوق دفاع از میهن او را بیقرار ساخت. به همین سبب به عنوان سرباز ارتش و در قالب تیپ 2 نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل شد. شیفته آرمانهای امام خمینی (ره) و دلداده شهدای کربلا بود و همواره شهادت را بزرگترین سعادت میدانست. سرانجام در هجدهمین روز از شهریورماه سال 1364 در سنندج و در نبرد با مزدوران بعثی و گروهکهای ضد انقلاب، به فیض عظیم شهادت نائل آمد.طبق گزارش یگانش، بر اثر حجم شدید آتش دشمن، پیکر پاکش در صحنه نبرد ماند و مفقودالاثر شد و روح بیقرار و بلندش در آسمانهای افتخار، جاویدان ماند.
بند ششم - پدر و مادر مؤمن و پیوستن به فرزند شهید
پدر بزرگوارش حاجی و مادر مهربانش شمسی (قمر موسوی)، سالها با صبری استوار، فراق فرزند خود را تحمل کردند. این پدر و مادر عاشق، سرانجام در سالهای 1390 و 1385 به ترتیب دار فانی را وداع گفتند و در جوار رحمت الهی آرام گرفتند و به فرزند شهیدشان پیوستند.
روحشان شاد و یادشان گرامی و راه شهدا پر رهرو باد ??
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار غلامحسین عوضیفرد
فرزند مراد و بیگم نوروزی
ولادت: 23 اردیبهشت 1343، شهرستان مرودشت
شهادت: 17 شهریور 1362، محور آبادان - اهواز
آرامگاه: گلزار شهدای زادگاهش، مرودشت
بند اول - تولد و خانواده
شهید غلامحسین عوضیفرد، فرزند مراد و بیگم نوروزی، در بیست و سومین روز از اردیبهشتماه سال 1343 در شهرستان مرودشت، در خانوادهای مومن و اصیل دیده به جهان گشود. پدرش مراد که به شغل کشاورزی و دامداری اشتغال داشت، پیش از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و در سال 1357 دار فانی را وداع گفت و غلامحسین را در نوجوانی به مادر مهربانش بیگم سپرد. او آخرین فرزند خانواده بود و در میان 3 برادر و 5 خواهر، به عنوان کوچکترین عضو، از محبت ویژه خانواده برخوردار بود.
بند دوم - کودکی، تحصیل و اخلاق
غلامحسین تحصیلات خود را تا پایان دوره اول راهنمایی با موفقیت به پایان رساند و پس از آن به دلیل علاقه و استعداد ذاتی، به فراگیری حرفه تعمیرات موتورهای الکتریکی (سیمپیچ و دینام) پرداخت و به عنوان یک تعمیرکار ماهر در این زمینه شناخته میشد. او جوانی متدین، خوشاخلاق و سرشار از عشق به اهل بیت (ع) بود. از اصحاب و خادمین مسجد امام رضا (ع) در مرودشت به شمار میرفت و به عنوان عضو فعال پایگاه مقاومت بسیج، همواره در مراسم مذهبی و برنامههای انقلابی حضوری پرشور داشت.
بند سوم - انقلاب اسلامی، ایمان و ایثار
غلامحسین با وجود درآمد اندک از شغل خود، هیچگاه پساندازی برای خود کنار نمیگذاشت. او بخشی از درآمدش را برای خانواده خرج میکرد و مابقی را بهصورت محرمانه در اختیار مستمندان قرار میداد. در نامههایش، ارادت خاصی به شهید والامقام، آیتالله دستغیب داشت و ایشان را بسیار سعادتمند میدانست که در سن پیری، پس از یک عمر پربرکت مبارزه و تالیفات فراوان، به درجه رفیع شهادت نائل آمده است. از منافقین کوردل به شدت متنفر بود و همواره با آنان به دیده دشمنی مینگریست.
بند چهارم - عشق به ولایت و آرزوی شهادت
عشق و علاقه وصفناپذیری به امام خمینی (ره)، شهدای والامقام و رزمندگان اسلام داشت و شهادت را بزرگترین سعادت میدانست. این عشق و دلدادگی، او را از همان ابتدای جنگ تحمیلی، بیقرار دفاع از میهن ساخته بود. به عنوان بسیجی و در قالب تیپ المهدی (عج) و گردانهای الفتح و کمیل، راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل شد و در نبرد با کفار بعثی و گروهکهای ضد انقلاب در مناطق مختلف، از جمله آذربایجان غربی، رشادتهای فراوانی از خود نشان داد.
بند پنجم - حضور در جبهه و شهادت
سرانجام این رزمنده دلاور و غیور، در هفدهمین روز از شهریورماه سال 1362، در منطق جنگی آذربایجان غربی و در جریان درگیری با دشمن بعثی، بر اثر اصابت ترکش به سر و دست، به فیض عظیم شهادت نائل آمد و به آرزوی دیرینهاش دست یافت.
بند ششم - مادر مؤمن و پیوستن به فرزند شهید
مادر بزرگوارش، بیگم نوروزی، سالها با صبر و استواری تمام، فراق فرزند شهید خود را تحمل کرد. این مادر عاشق و صبور، سرانجام در شهریورماه سال 1394 دار فانی را وداع گفت و در جوار رحمت الهی به فرزند شهیدش پیوست. پیکر پاک و مطهر شهید غلامحسین عوضیفرد، در گلزار شهدای زادگاهش، مرودشت، به خاک سپرده شده است. یادش جاودان و راهش پر رهرو باد.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. ??
No comments:
Post a Comment