در حال ویرایش و تکمیل
مخاطبین عزیز لطفاً اگر اطلاعات و عکس لز لین شهدای گرانقدر دارید با شماره 09176112253 تماس بگیرید تا مصاحبه انجام و با نام خودتان منتشر شود.
والسلام، صادقی، انتشارات هدهد
🌹 🇮🇷 ♥️
شهدای امرآباد مرودشت
🌹 🇮🇷 ♥️
شهید مصطفی محمدزاده
رضا
17 8 75
9 12 1404
تهران، جنگ رمضان
🍀 🙏 🇮🇷 ♥️ 🌹 👇
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار مسعود قاسمی
فرزند صمد و معصومه اسدی کردشولی
ولادت: ۴ اردیبهشت ۱۳۴۲، مرودشت
شهادت: ۲۸ دی ۱۳۶۳، جزیره مجنون
آرامگاه: گلزار شهدای امرآباد، مرودشت
شهید مسعود قاسمی، فرزند صمد و معصومه اسدی کردشولی، در چهارمین روز از اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۲ در شهرستان مرودشت، در خانوادهای مومن و متدین دیده به جهان گشود. پدرش صمد، کشاورزی زحمتکش بود که فرزندان را با عشق به اهل بیت (ع) و آرمانهای اسلام و قرآن و اهلبیت پرورش داد. مادرش معصومه اسدی کردشولی، بانویی خانهدار و مؤمنه بود.
او آخرین فرزند از میان ۲ برادر و ۴ خواهر بود و در خانوادهای پرجمعیت رشد یافت. مسعود از همان دوران نوجوانی، انسانی مؤمن، متعهد و انقلابی بود. او عاشق قرآن و اهل بیت (ع) بود و در عزای سالار مظلومان اباعبدالله الحسین (ع) حضوری پرشور داشت. اهل نماز و عبادات بود و همواره لبخندی بر چهره داشت. او فردی باغیرت، باوفا، مردمدار و خوشبرخورد بود که اخلاق و رفتار عالیاش در خانه و خانواده و همچنین بین دوستان و همرزمانش زبانزد بود.
تحصیلات خود را تا مقطع متوسطه ادامه داد و مدتی به کارگری و کار در لبنیاتی پرداخت. در انقلاب شکوهمند اسلامی، او دانشآموز بود و در حد خود در مراسم انقلابی شرکت داشت و عشق به امام خمینی (ره) و آرمانهای انقلاب در دلش ریشه دواند. با شروع جنگ تحمیلی، برای پیوستن به سپاه اسلام آرام و قرار نداشت و از طریق پایگاه مقاومت شهید علی بوستانی، در خدمت نیروهای پشتیبانی جبهه و جنگ بود.
مسعود در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۶۲ به خدمت سربازی اعزام شد و به عنوان سرباز پیاده در گروهان ۳ گردان ۱۹۰۸ قدس از تیپ یک، لشکر ۹۲ زرهی اهواز به دفاع از میهن و ناموس و انقلاب پرداخت. او پس از ۲۲ ماه خدمت در جبهههای نبرد حق علیه باطل، سرانجام در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۶۳ در منطقه عملیاتی جزیره مجنون، بر اثر اصابت ترکش به شکم، به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای امیرآباد، مرودشت آرام گرفت.
یاد و نام شهید مسعود قاسمی، همواره در میان شهدای شهرستان مرودشت گرامی داشته میشود و نام او بر یکی از خیابانهای شهر مرودشت نقش بسته است.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
🌹 ♥️ 🇮🇷 🙏 🍀 ✌️
بسیجی شهید صدراله استواری، امان اله
8 2 44
شهادت 4 3 67
دفن 7 8 75
شلمچه؟؟؟
🌹 🇮🇷 ♥️
سرباز شهید احمد رضا استخری، حاج رضا، 1344 25 2 65 حاجی عمران
🌹 ♥️ 🇮🇷 ✌️ 🍀 🙏
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار محمد اسلامی
فرزند عوضآقا
ولادت: ۱۰ خرداد ۱۳۴۰ مرودشت
شهادت: ۱۰ آبان ۱۳۵۹، اندیمشک، تهران (بر اثر جراحات و سوختگی شدید)
آرامگاه: گلزار شهدای امرآباد، مرودشت
---
شهید محمد اسلامی، فرزند عوضآقا، در دهمین روز از خرداد ماه سال ۱۳۴۰ در روستای امرآباد از توابع شهرستان مرودشت، در خانوادهای متدین، پرجمعیت، انقلابی و با آگاهی خوب از مسائل دینی و انقلابی دیده به جهان گشود. پدرش عوضآقا، مردی مؤمن بود که پیش از شهادت فرزندش، دار فانی را وداع گفت. مادرش بانویی خانهدار و مؤمنه بود که فرزندان را با عشق به اهل بیت (ع) و آرمانهای انقلاب پرورش داد.
محمد تحصیلات خود را تا مقطع متوسطه ادامه داد و مدتی به کارگری پرداخت، اما عشق به میهن و دفاع از انقلاب اسلامی، او را به سوی ارتش جمهوری اسلامی ایران کشاند. او به لشکر ۹۲ زرهی اهواز پیوست و به عنوان خدمه تانک، در خط مقدم نبرد با ارتش متجاوز بعثی حضور یافت.
او عاشق قرآن و اهل بیت (ع) بود و در عزای سیدالشهداء (ع) خدمتگزاری میکرد. او همواره راضی به رضای خدا بود و لبخندی بر چهره داشت و در هر حال به دیگران کمک میکرد. در میان اعضای خانواده و دوستان و همشهریان به فردی مهربان، خوشبرخورد و با اخلاقیات بسیار عالی شهرت داشت. فرماندهان و همرزمانش ارادت ویژهای به او داشتند و از او به عنوان انسانی فراتر از حد معمول یاد میکردند.
محمد در وصیتنامه خود نوشته است: «من برای آب و خاک و کشور و دینمان و برای رهبر انقلاب امام خمینی به جبهه میروم و اگر شهید شدم راه من را ادامه دهید… من را بعد از شهادت در کنار قبر پدرم خاک کنید که افتخار میکنم که پدری داشتم این چنین مرا تربیت کند تا جان خود را نثار کشور کنم.» او از برادرانش خواسته است که خدا را فراموش نکنند و نماز و روزه را به جا آورند و همچنین سفارش کرده که مادرش را با هزینه خودش هفت مرتبه به مشهد و یک بار به کربلا و خانه خدا بفرستند. او در پایان وصیت خود تأکید کرده است: «من به خاطر ناموس و وطن شهید میشوم و وصیت میکنم شما از ناموس من دولت اسلامی ایران و ارتش جمهوری اسلامی ایران بعد از شهادت من نگهداری نمایید.»
با آغاز جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، لشکر ۹۲ زرهی اهواز یکی از اولین یگانهایی بود که با تهاجم نیروهای عراقی مواجه شد و در عملیاتهای دفاعی در خرمشهر، آبادان و دشت آزادگان نقش تعیینکنندهای ایفا کرد. شهید اسلامی در این نبردها، با شجاعت مثالزدنی، دشمن را وادار به عقبنشینی کرد، اما در منطقه اندیمشک، تانک او مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفت و به شدت دچار سوختگی شد. او به بیمارستان تهران منتقل شد، اما بر اثر جراحات و سوختگی شدید، در تاریخ ۱۰ آبان ۱۳۵۹ به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
شهید محمد اسلامی، اولین شهید شهرستان مرودشت است که نامش در تاریخ این دیار برای همیشه ماندگار شد. پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای امرآباد، مرودشت آرام گرفت.
لازم به ذکر است که مادر بزرگوارش نیز در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۶۹، پس از سالها فراق و صبر، به دیدار فرزند شهیدش شتافت.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
🌹 ♥️ 🇮🇷 ✌️ 🍀 🙏
وصیتنامه شهید بزرگوار محمد اسلامی
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خدا و با اجازه و یاری پیامبر اسلام محمد (ص) و امام خمینی.
شهید گروهیان یکم به برادران خود حسین، غلام، عزیز و مادر و خواهران خود وصیت میکنم که خدا را فراموش نکنید و به برادر خود چنین می گویم که من برای آب و خاک و کشور و دینمان و برای رهبر انقلاب امام خمینی به جبهه میروم و اگر شهید شدم راه من را ادامه دهید و برادران من خدا را فراموش نکنید و نماز و روزه را به جا آورید. من را بعد از شهادت در کنار قبر پدرم خاک کنید که افتخار میکنم که پدری داشتم این چنین مرا تربیت کند تا جان خود را نثار کشور کنم.
برادر حسین جان! مادرم را با خرج خودم ۷ مرتبه به مشهد و یک بار هم به کربلا و خانه خدا بفرستید و به شما نصیحت میکنم مادر بزرگ من را خیلی خوب به مشهد مقدس بفرستید و به تمام شما توصیه میکنم در راه این انقلاب مردانه بکوشید و یاری امام باشید.
من به خاطر ناموس و وطن شهید میشوم و وصیت میکنم شما از ناموس من دولت اسلامی ایران و ارتش جمهوری اسلامی ایران بعد از شهادت من نگهداری نمایید.
والسلام - ١٣٥٩/٦/٣١
🌹 🇮🇷 ♥️
شهید احمد نفری
زیاد
21 6 45
24 7 65
شلمچه،نیروی زمینی ارتش، لشکر 92 زرهی اهواز
🇮🇷 ♥️ 🌹
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار غضبان آلبوعبادی
فرزند عبدالحسین و زهیره آلبوعبادی
ولادت: ۱ آذر ۱۳۱۹، شادگان، خوزستان
شهادت: ۴ خرداد ۱۳۶۷، شلمچه
آرامگاه: گلزار شهدای امرآباد، مرودشت (مزار ۸)
---
شهید غضبان آلبوعبادی، فرزند عبدالحسین و زهیره آلبوعبادی، در اولین روز از آذر ماه سال ۱۳۱۹ در شهرستان شادگان استان خوزستان، در خانوادهای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود. پدرش کارگر و کشاورز بود و مادرش بانویی خانهدار و مؤمنه که فرزندان را با عشق به اهل بیت (ع) و آرمانهای انقلاب پرورش داد. پدر بزرگوارش پیش از شهادت فرزندش دار فانی را وداع گفت و مادرش مدتی در ماهشهر و نورآباد ممسنی زندگی کرد.
او در سال ۱۳۴۴ ازدواج کرد و دارای هفت فرزند (۳ پسر و ۳ دختر بر اساس یک منبع، و با احتساب فرزند دیگر) شد . شهید آلبوعبادی فردی غیرتمند، ایثارگر، متدین و انقلابی بود. او اهل نماز اول وقت، روزه و مستحبات بود و به صدق و وفا و خوشبرخوردی شهرت داشت. او حدود هشت سال در مرودشت در کارخانه آزمایش کار و آشپزی میکرد.
اگرچه او عیالوار و سالمند بود و قانوناً نمیبایست به جبهه برود، اما غیرتش اجازه نداد که دشمن در سرزمینش باشد و او بیتفاوت بماند. لذا از طریق بسیج سپاه مرودشت، چندین بار به جبهه رفت .
او در وصیتنامه خود نوشته است: «هر که باشد از خمینی بدگمان... حق ندارد پا گذارد در این مکان. از خداوند مسئلت دارم که از توانایی خود مرا بین شهیدان خود قرار دهد و زمانی قرار شد، رسالت خود را نسبت به خدا ادا نمایم... وظیفه شرعی هر مسلمانان است که باید در مقابل تجاوز به اسلام و ناموس و وطن مبارزه کرد و همچون کوهی استوار در مقابل تجاوز کردن ایستادگی کرد تا آخرین پیروزی آنان را نابود و از کشور ایران اسلامی» .
او همچنین در وصیت خود تأکید کرده است: «برادران اسلام و مسلمین دنیا را فراموش نکنید... یاران رسول اکرم را در موقع هجوم تنها نگذارید مخصوص تمام عزیزان و امام خمینی این بزرگ مرجع تقلید تمام شیعیان جهان و نائب به حقش امام زمان (عج) را تنها نگذارید» .
سرانجام در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۶۷ و در آخرین روزهای جنگ تحمیلی، در منطقه عملیاتی شلمچه و در قالب سپاهیان محمد رسولالله (ص) لشکر رزمی ۱۹ فجر استان فارس، به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش در منطقه ماند و جاویدالاثر شد .
پس از ۴۴ سال، در سال ۱۴۰۱، پیکر مطهر این شهید بزرگوار در منطقه شلمچه تفحص و از طریق آزمایش DNA شناسایی شد و در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۱، با حضور گرم و باشکوه مردم شهیدپرور مرودشت، از مقابل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مرودشت تشییع و در گلزار شهدای امرآباد (بهشت زینب) به خاک سپرده شد .
---
وصیتنامه شهید بزرگوار غضبان آلبوعبادی
بسم الله الرحمن الرحیم
هر که باشد از خمینی بدگمان ... حق ندارد پا گذارد در این مکان.
از خداوند مسئلت دارم که از توانایی خود مرا بین شهیدان خود قرار دهد و زمانی قرار شد، رسالت خود را نسبت به خدا ادا نمایم و امید بر این که با توسل خداوند متعال بتوانم به یاری پروردگار بزرگ دشمنان اسلام و مسلمین را از خاک ایران بیرون کنم. البته نه تنها بنده این کلمه را وظیفه خود دانستم بلکه وظیفه شرعی هر مسلمان است که باید در مقابل تجاوز به اسلام و ناموس و وطن مبارزه کرد و همچون کوهی استوار در مقابل تجاوز کردن ایستادگی کرد تا آخرین پیروزی آنان را نابود و از کشور ایران اسلامی. برادران اسلام و مسلمین دنیا را فراموش نکنید.
ای برادران و خواهران گرامی هم اکنون که گفتم و فرمایشی که برای هشداری شما را روی کاغذ میآورم مدرکی است که در آخرت به شما و شما عیان خواهد شد و ادعایم به شما را به اثبات میرسانم و به شما امت محمد (ص) باد که اسلام را یاری دهید.
یاران رسول اکرم را در موقع لزوم تنها نگذارید و مخصوص (ای) تمام عزیزان، امام خمینی این بزرگ مرجع تقلید تمام شیعیان جهان و نائب به حقش امام زمان (عج) را تنها نگذارید. بلکه به ندايشان لبیك گفته و با او میثاق بسته و دلسوز راستین باشید.
دم برگشت دلم از هوس استاده است
کای هوس در دل میشان استاده اند
شربت جانم شهادت چقدر شیرین است
گویی اندر شکرستان همگی افتاده است
من غضبان آلبوعبادی از طرف بسیج سپاه مرودشت،.... وصیت دارم که اگر خداوند مرا بین شهیدان وطن قبول خود قرار داد مرا از مرودشت تشییع کرده و بعداً مرا به نورآباد ممسنی گلزار شهداء پل فهلیان.... به خاک بسپارید...
من الله التوفیق
غضبان
من الله التوفیق
---
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
♥️ 🇮🇷 🙏 🍀 ✌️
بسیجی شهید عسکر شش بلوکی
طمراس
1 5 48
4 4 66
ماووت، نصر 4
پاسدار وظیفه شهید خداداد ظهرابی
قارداش
12 11 46
3 5 67
شلمچه
پرتوی از زندگی شهید بزرگوار رضا محمدزاده
فرزند جمال و گلی هاشمی
ولادت: ۱۸ مرداد ۱۳۴۸، امیرآباد، مرودشت، فارس
شهادت: ۴ تیر ۱۳۶۷، جزیره مجنون
آرامگاه: جاویدالاثر (سنگ یادبود در گلزار شهدای امیرآباد مرودشت)
شهید رضا محمدزاده ملقب به موسی رضا، فرزند جمال و گلی هاشمی، در هجدهمین روز از مرداد ماه سال ۱۳۴۸ در امیرآباد مرودشت، در خانوادهای مؤمن، زحمتکش و انقلابی دیده به جهان گشود. پدرش جمال، کشاورزی زحمتکش بود که فرزندان را با عشق به اهل بیت (ع) و آرمانهای انقلاب پرورش داد. مادرش گلی هاشمی، بانویی خانهدار و مؤمنه بود.
او آخرین فرزند از میان ۶ برادر بود و در خانوادهای پرجمعیت رشد یافت. در سال پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی، او کودک بود ولی با وجود این، از همان دوران، انسانی مؤمن، متعهد و انقلابی بود و از ارادتمندان اهل بیت (ع) به شمار میرفت. او در اکثر مراسم مذهبی و تشییع پیکر شهدا حضوری پرشور داشت.
او در سال ۱۳۶۴ ازدواج کرد ولی دارای فرزند نشد.
با گسترش جنگ تحمیلی، رضا در سال ۱۳۶۶ برای دفاع از دین و ناموس و وطن، به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و به عنوان پاسدار وظیفه در لشکر فارس به خدمت پرداخت. برادران ایشان نیز در جبهههای نبرد حق علیه باطل حضور داشتند و برخی به مقام جانبازی نائل آمدند.
او که در واحد تدارکات لشکر خدمت میکرد، در وصیتنامه خود خطاب به همسرش نوشته است: «همسر چند روز قبل به میدان انقلاب رفتم جایی که باید با چه کسی معامله کنم… تصمیم گرفتم در این میدان تجارتم را سودمندترین تجارت قرار دهم و در بین هر چه داشتم، آن چیز را که نداشتم انتخاب کردم… اکنون در ازای یار جانم را میدهم که آن هم متعلق به یار است و امانت است در پیش من.» او با ایمان به وعده الهی که هر کس با جان و مال با خداوند معامله کند، بهشت را پاداش خواهد گرفت، جان خود را در راه اسلام و انقلاب تقدیم کرد.
رضا در ادامه وصیت خود، سفارش اکید به حمایت از امام خمینی (ره) و رهبری کرده و نوشته است: «امام هدیه الهی به مردم ماست… سفارش انقلاب را هم خیلی میکنم، آخر میدانی این انقلاب را باید آنقدر نگهداری کنیم تا به صاحب اصلیاش مهدی جان بدهیم.» او همچنین بر حفظ حجاب به عنوان پیام خون شهدا تأکید کرده و از همسرش خواسته است که امام را تنها نگذارد و راه شهدا را ادامه دهد.
او که عاشق خدا بود و در دعاهایش همواره برای امام خمینی (ره) و رهبری طلب طول عمر میکرد، سرانجام در تاریخ ۴ تیر ۱۳۶۷ و در آخرین روزهای جنگ تحمیلی، در منطقه عملیاتی جزیره مجنون و در تک مشهور دشمن، به فیض شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش در منطقه ماند و جاویدالاثر شد. سنگ یادبودی در گلزار شهدای امرآباد مرودشت به نام ایشان نصب شده است.
لازم به ذکر است که پدر بزرگوارش پیش از شهادت ایشان و مادر صبور و فداکارش پس از شهادت فرزندشان، دار فانی را وداع گفتند.
یاد و نام شهید رضا محمدزاده، همواره در میان شهدای شهرستان مرودشت گرامی داشته میشود و در لیست شهدای ۴ تیرماه استان فارس که توسط بنیاد شهید منتشر شده، قرار دارد.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
وصیتنامه شهید بزرگوار رضا محمدزاده
با توکل به خداوند متعال و با درود بر مهدی موعود (عج) و با درود بر مادر موعود
وصیتنامهام را به دنیا که وصیتنامهام میباشد، خطاب به همسر ایثارگرم که وارث همه مسئولیت شهادتم در بین بستگانم میباشد، مینویسم.
همسر من! چند روز قبل به میدان انقلاب رفتم، جایی که باید با چه کسی معامله کنم. من با توجه به اینکه در ظرف چند سالی که خدایم را که رب و همه چیز هست شناختم و در مدت شناختم جز ندا و توبه به درگاهش و سجده کردن و درخواست استغفار چیزی نداشتم، تصمیم گرفتم در این میدان، در این عرصه، تجارتم را سودمندترین تجارت قرار دهم. به خاطر همین در بین هر چه داشتم، همسرم و فرزندانم و مادرم و برادرانم و اموالم و دنیای پشت سرم را رها کردم و آن چیز را که نداشتم انتخاب کردم. چرا که برای یافتن، از خانهام به سوی نور جبهه هجرت کردم و اکنون در ازای یار جانم را میدهم که البته آن هم متعلق به یار است و امانت است در پیش من. چون وعده الهی حق است که هر کس به جان و مال با خداوند تبارک و تعالی معامله کند، خدا نیز وعده بهشت را به او میدهد.
همسر من! خیلی به امام عزیز، رهبرم خمینی، مدیون و بدهکارم. سفارش او را خیلی به تو میکنم. امام هدیه الهی به مردم ماست و خیلی سفارش او را میکنم. باور کن نمیتوانم رسا و کامل بگویم، ولی هر چه از عظمت روحی آن پیر جماران که پدر واقعی خود او را میدانم، بگویم که گفتهام. سفارش انقلاب را هم خیلی میکنم. آخر میدانی این انقلاب را باید آنقدر نگهداری کنیم تا به صاحب اصلیاش مهدی جان بدهیم. این باید همین طور دست نخورده و کامل تحویل آقا بشود.
راجع به حجاب که پیام خون شهیدان است بسیار میگویم، چون مشت گره کردهٔ تو و حجاب سیاهت آنقدر برای دشمن خطرناک و کشنده است که پیش از خون شهدا، برایش مرگ محتوم را میآورد. بنده کوچکتر از آن هستم که بخواهم پیام بدهم، ولی آخرین پیامم به همه، اطاعت از امام است.
من عاشق خدا هستم. نکند با تنها گذاشتن امام، لگدمال کنید خون همه شهدا را، و خدا را برنجانید. باور کنید بچههای جبهه همه وقتی که میخواهند آقا را دعا کنند، گریه میکنند و با گریه میگویند: خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی، حتی کنار مهدی (عج)، خمینی را نگهدار و از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزای.
اگر خواهید ادامه راه شهیدان را بدهید، اگر میخواهید رزمندگان را خشنود کنید، امام را کاملاً حمایت کنید و امام را تنها نگذارید.
خداوند به شما توفیق بدهد و.....
من الله التوفیق
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 🌹
No comments:
Post a Comment